پایان نامه های روانشناسی

پایان نامه روانشناسی با موضوع : ارزیابی عملکرد

دانلود پایان نامه

تغییرپذیری ضربان قلب در غیر حالت استراحت ، در دوچرخهسواران حرفهای، در طول مواجهه با سه هفته مسابقه مرحلهای دوچرخهسواری، بررسی کردند. نتیجه این بود که ضربان قلب حداکثری میتواند به طور قویای توسط مواجهه با کار بدنی سخت طولانی، تحت تأثیر قرار بگیرد (ارنست و همکاران، 2004).
2-7-3- بیشتمرینی و سایر متغیرها
مطالعات فراوانی مؤید کاهش معنادار سطوح کلیکوژن، در طول جلسه 2 ساعته تمرین شدید هستند (بروکز ، فهی ، وایت و بالدوین ، 2000)، بنا بر این، به احتمال زیاد، گلیکوژن نقشی تعیینکننده بر عهده دارد، زیرا فراتمرینی ناشی از حالت تمرین شدید و عدم بهبودیافتگی است. دو مطالعه متفاوت توسط کاستیل و همکاران (1988) و سنیدر و همکاران (1995) برای توضیح نقش کربوهیدرات و رژیم غذایی در عملکرد بعد از تمرین تشدیدیافته، انجام شدند (کاستیل و همکاران، 1988؛ سنیدر و همکاران، 1995).
کاستیل و همکاران (1988) احتمال آزمودن تأثیر 10 روز حجم تمرینی افزایشیافته را روی عملکرد و سطوح کلیکوژن ماهیچهای بررسی کردند. 12 شناگر مشارکتکننده در این مطالعه شرکت کردند، که 4 نفر در تحمل این افزایش از 4000 تا 9000 دقیقه در روز ناتوان بودند و به ناچار غیرپاسخگو طبقهبندی شدند. گروه غیرپاسخگوها تقریباً 1000 کیلو کالری در روز کمتر از میزان انرژی تخمین زدهشده مورد نیاز مصرف میکردند و نسبت به پاسخگوها کربوهیدارت کمتری مصرف میکردند. به خصوص قدرت ماهیچهای و توان تحمل شناکردن و دو سرعت ، در هیچ کدام از گروه ها تحت تأثیر قرار نگرفت. چنین نتیجه گیری شد که سطوح گلیکوژن غیرپاسخگوها برای حفظ عملکرد کافی بود، ولی برای انرژی مورد نیاز در طول تمرین کافی نبود و در نتیجه منجر به خستگی شد (کاستیل و همکاران، 1988).
سیندر و همکاران (1995) پاسخهای عملکرد نسبت به تمرین تشدیدیافته همراه با اضافهکردن کربوهیدرات خوراکی کافی را در کوششی جهت مشخصکردن این که آیا فراتمرینی میتواند همچنان در حضور سطوح بهنجار گلیکوژن رخ دهد یا نه، بررسی کردند. در این مطالعه، 160 گرم کربوهیدرات مایع در 2 ساعت بعد از ورزش مصرف میکردند. مقایسه بین 7 روز تمرین بهنجار، 15 روز تمرین تشدیدیافته و 6 روز با حداقل تمرین، انجام شد. نتایج نشاندهنده این بودند که گلیکوژن ماهیچهای ثابت هنگام مقایسه تمرین بهنجار و تشدیدیافته به طور معناداری تغییر نکرد (سیندر و همکاران، 1995). هر دو این مطالعات به این نتیجه رسیدند که نقش مصرف کربوهیدرات و کمبود گلیکوژن در فراتمرینی آشکار نیست (کاستیل و همکاران، 1988؛ سیندر و همکاران، 1995).
مککینون و هوپر (1996) شدت تمرین 24 شناگر را افزایش دادند. از شناگرانی که فراتمرین تشخیص دادهشدند، یک نفر در هشت نفر (5/12%)، علامتهای URTI را گزارش کرد. به طور شگفتانگیزی، در گروهی متشکل از16 ورزشکار که به طور مثبتی به تمرین تشدیدیافته واکنش نشان دادند، نه نفر (56%) علامتهای خودگزارششده URTI را نشان دادند. بنابراین، میزان بروز URTI افزایشیافته احتمالاً صرف نظر از پاسخ ورزشکار نسبت به استرس جسمی افزایشیافته، افزایش تمرین را منعکس میکند (هالسون و جوکندروپ، 2004).
در حالی که میزان وسیعی از مطالعات راجع به میزان بروز URTI و مسابقه ورزشی فردی و دوره های تمرین افزایش یافته، وجود دارند، مطالعه مککینون و هوپر تنها مطالعه در نوع خود است که میزان بروز افزایشیافته URTI را در رابطه با کاهش عملکرد بررسی میکند؛ کاهشی که نشانگر حالت فراتمرینی یا بیشتمرینی است (مککینون و هوپر، 1996). به طور مشابهی، تعداد محدودشدهای از بررسیهایی که انجام شدهاند، ارتباط بین بازداری ایمنی و ورزشکار بیشتمرین را بررسی میکنند (فری و همکاران، 1994؛ هوپر ، مککینون و ویلسون ، 1995؛ لمن و همکاران، 1997؛ مککینون ، هوپر ، جونز ، گوردون و بچمن ، 1997؛ روباتم ، کیست ، گودمن و مارتن ، 1995).
حتی وقتی که تغییرهای معنادار در سطح فعالیت عملکردی پارامترهای ایمنی در ورزشکاران مشاهده شدهاست، محققان موفقیت کمی در مرتبطکردن اینها به شیوع بالاتر عفونت و بیماری داشتهاند (مارسلو، 2006).
اورهاسن، گابریل ، و کیندرمن (1998) در مطالعهای که پاسخ هورمونی غده هیپوفیز تخریب شده نسبت به تمرین فرسودهکننده در ورزشکاران استقامتی بیشتمرین را بررسی میکرد، تغییر معناداری در کورتیزول ثابت هنگامی که آزمودنیها با قبل مقایسه شدند و در طول حالت بیشتمرین کوتاهمدت، دیدهنشد (اورهاوسن و همکاران، 1998). سه مطالعه دیگر یافتههای مشابهی را که نشاندهنده این است که تغییری در تراکمهای کورتیزول ثابت خون وجود نداشت، گزارش کردند (فلین و همکاران، 1994؛ هوپر و همکاران، 1995؛ مککینون و همکاران، 1997). سنیدر و همکاران (1995) کاهش در تراکم کورتیزول پلاسما را در پی دورهای از تمرین شدید که ناشی از حالت فراتمرینی بود، گزارش کردند (سنیدر و همکاران، 1995). یافتههای آنها نشان میدهد که پاسخهای کورتیزول حداکثری در طول فراتمرینی کاهش مییابند. اورهاوسن و همکاران (1998) همچنین کاهش مشابهی را در سطوح کورتیزول حداکثری در ورزشکاران فراتمرینی گزارش کردند (اورهاوسن و همکاران، 1998).
در مطالعهای، نسبت کورتیزول/کورتیزون 24 ساعته، به عنوان نشاگر بالقوه تمرین شناگران نخبه، اندازهگیری شد. آنها گزارش کردند که نسبت کورتیزول/کورتیزون 24 ساعته، به طور متعادلی به تمرین و عملکرد مرتبط بود، و سطوح کورتیزون فقط با تمرین مرتبط بود (آتلاایی و همکاران، 2004).
سطوح افزایشیافته نورآدرنالین ثابت خون، در مطالعه هوپر و همکاران (1995)، در ورزشکارانی که بیشتمرین بودند، مشاهده شد، همچنین سطوح افزایشیافته نوروآدرنالینی ثابت را در پی دورهای از حجم تمرینی افزایشیافته که منجر به بیکفایتی عملکردی شد، مشاهده کردند.
با این حال، اورهاوسن و همکاران (1998) نتوانستند یافتههای بالا را تکرار کنند و تفاوت معناداری بین تراکمهای کتکولامین خون حداکثری و زیرحداکثری در ورزشکاران بیشتمرین مشاهده نکردند. تفاوتهای یافتههای بالا میتواند به تفاوتهای روششناختی و بین فردی بالا در پاسخ کتکولامین نسبت به ورزش باشد (هوپر و همکاران، 1995).
یکی از تحقیقاتی که در این زمینه زیاد به آن اشاره میشود،تحقیقی است که توسط بارون ، نوکز ، لوی ، اسمیت و میلر (1985) انجام شد. در این مطالعه، چالش کمی قند خون ناشی از انسولین برای ارزیابی عملکرد هیپوتالامو-هیپوفیزی در ورزشکاران بیشتمرین، به کار گرفتهشد. ورزشکاران بیشتمرین کاهشی معنادار در GH، ACTH و در نتیجه در پاسخهای کورتیزولی در پاسخ به تزریق انسولین، نشان دادند، که به سطوحی مشابه با دوندگان بدون علامت، بعد از 4 هفته استراحت، بازگشت. این حاکی از آن است که سطح هیپوتالاموسی مختل شده بوده است. پاسخهای هورمونها به عنوان نتیجهای از LHRH و TRH بدون تغییر باقی ماند. این تأیید میکند که شواهدی مبنی بر اختلال هیپوفیزی وجود ندارد و در نتیجه اختلال در سطح هیپوتالاموس بودهاست. به علاوه، این مطالعه که اختلال هیپوتالاموسی در ورزشکاران بیشتمرین را بررسی میکند، یکی از اولین و تنها مطالعاتی بود که مکانیزمهای محتمل بیشتمرینی را مورد پژوهش قرار دادهاند؛ بیتعادلی هورمونی توسط تعدادی از مؤلفان به عنوان مکانیزمی از بیشتمرینی ذکر شدهاست (بارون و همکاران، 1985). در حالی که این پژوهش اطلاعات جدیدی را فراهم کرد، تعداد آزمودنیها بسیار کم بود و تنوع افراد بسیار بالا بود.
بیشتمرینی میتواند منجر به خستگی ثانوی یا خستگی مرکزی شود. بیشتمرینی کوتاهمدت با خستگی رابطه دارد (لمن و همکاران، 1993؛ کوایپرز و کیزر ، 1998). بیشتمرینی طولانیمدت، که هفته ها یا ماه ها طول میکشد، منجر به سندرم بیشتمرینی یا ماندگی میشود (لمن و همکاران، 1993). روباتم و همکاران (1995) ترکیبی از پارامترها را در 10 ورزشکار از رشته های مختلف که به عنوان بیشتمرین تشخیص دادهشدهبودند، مورد بررسی قرار دادند. در این مطالعه، ورزشکاران در حالی که برنامه تمرینی و خستگی ناتوانکنندهشان ادامه داشت،به خودگزارشدهی مبادرت ورزیدند. در این مورد، خستگی ناتوانکننده به عنوان خستگی که با استراحت یا خوابیدن رفع نمیشد، تعریف شدهبود (روباتم و همکاران، 1995). اندازه های ثابت ایمنیشناختی، زیست-شیمیایی و خونشناختی را در مقایسه با دامنههای نرمال، مقایسه و ارزیابی کردند. تنها پارامتر اندازهگیریشده که تفاوت معناداری داشت، گلوتامین بود که نشاندهنده این است که در اکثر ابعاد ایمنیشناختی، زیست-شیمیایی و خونشناختی، این ورزشکاران با کنترلهای بهنجار تفاوتی نداشتند. در پژوهشی توسط اسمیت و نوریز (2000) سطوح گلوتامین خون مشابهی را در 5 ورزشکار که به عنوان بیشتمرین و کسانی که به طور بهنجاری به تمرین و رقابت پاسخ دادهبودند، گزارش کردند (اسمیت و نوریز، 2000). در حالی که زمانی که برای بهبودی صرف شدهبود، گزارش نشدهبود، این که ورزشکاران بیش از 4 هفته برای بازگشت به خط پایه حجم تمرینی و سطوح شدید ورزشی، وقت صرف کردهبودند، ذکر شدهاست.
برخی آزمایشها حاکی از آن هستند که ورزشهای غیرهوازی نسبت به هوازی برای بیشتمرینی مستعدتر هستند. به نظر میرسد، بیشتمرینی در ورزشهای رقابتی شیوع بیشتری داشتهباشد، ولی در این زمینه نیز باید بین ورزشهای رقابتی متنوع، تفاوت قائل شد. برای مثال، شطرنج ، تیراندازی ، و کمانداری نیز در چین، ورزشهای رقابتی هستند. نشانگر بیشتمرینی در این ورزشها اکثراً سیستم عصبی مرکزی است، و ویژگیهای خاص آنها مشکلات روانشناختی، مانند بیخوابی، ضعف، بیحسی ، و بواسیر برای بازیکنان شطرنج هستند. ولی در ورزشکاران استقامتی، مانند دوندگان ماراتن، علائم و نشانه ها اکثراً روی مشکلات قلبی-عروقی، سیستمهای غدد درونریز و سوخت و سازی، متمرکز هستند. مشکلات بیشتمرینی در ورزشکاران وزنهبرداری ، بیشتر خود را در کالبد ماهیچهای و سیستم عصبی مرکزی نشان میدهند (بین و همکاران، 2003).
2-7-3- شیوع بیشتمرینی
برخی مطالعات حاکی از شیوع بالای بیشتمرینی هستند (کریدر و همکاران، 1998). مطالعهای کلاسیک توسط مورگان ، براون ، راگلین ، اکنار و الیکسون (1987) روی 400 شناگر، که بیش از 14000 دقیقه در روز تمرین میکردند، در طول دورهای یکساله، انجام شد. در آن مطالعه 5-10% شناگران خسته تشخیص دادهشدند (مورگان و همکاران، 1987). در تحقیقات بعدی روی ورزشکاران و بیشتمرینی، اکانار، مورگان، راگلین، بارکسدیل و کالین (1989) و هوپر و همکاران (1995) نتایج تحقیق قبلی را تأیید کردند. همچنین آنها وضعیت خلقی را به عنوان شاخص خستگی و بهبودی به کار بردند، و گزارش کردند که 3 نفر از 14 شناگر خسته شدند. خستگی بر شکست در بهبود عملکرد در طول دوره زمانی طراحی شده و درجه خستگی بالای پایدار مبتنی است. با این حال، گرچه درجه خستگی بالا میتواند نشاندهنده فراتمرینی باشد، شکست در بهبود عملکرد، میتواند متناوباً حاکی از آن باشد، که درجه و شدت تمرین برای فراهم کردن سازگاری مثبت کافی نبودهاست (هوپر و همکاران، 1995). در مطالعهای روی 170 شناگر دانشگاهی در طول دورهای 4 ساله، 8/6% شناگران را در هر فصل، به عنوان خسته طبقهبندی کردند. با این حال، به طور متوسط، 1/32% آنها نشانههایی از پریشانی تمرینی را در هر فصل نشان دادند، و 9/45% آنها در بیش از یک فصل ورزشی آشفته شدند (راگلین و مورگان، 1994).
در تحقیقات بعدی، کاتداکیس و شارپ (1998) 257 ورزشکار نخبه در رشته های مختلف ورزشی را درطول 12 ماه فصل تمرینی، مورد بررسی قراردادند. نتایج نشان دادند که 15% آنها بیشتمرین بودند، و در 50% موارد، بیشتمرینی در طول مرحله رقابتی 3 ماهه رخ دادهبود. ورزشکارانی که در این مطالعه بیشتمرین تشخیص دادهشدند، تجربه احساس خستگی پایدار و افت عملکردی توجیه ناپذیری را گزارش کردند. علاوه بر آن، شیوع بیشتمرینی در مردان (17%) در مقایسه با زنان (11%) کمی بیشتر بود (کاتداکیس و شارپ، 1998). هوپر و همکاران (1995) 4/2% کاهش در زمان عملکرد در شناگرانی که فراتمرین بودند را با 1/1% کاهش در شناگران به خوبی تمرین کردهبودند، مقایسه کردند (هوپر و همکاران، 1995). در حالی که فقط داده های تغییر درصد و نه زمانهای کامل بیان شدند، آزمونهای عملکرد در طول 100 دقیقه برای قهرمانان دو سرعت و 400 دقیقه برای شناگران مصافتی کامل شدند. جوکندروپ و همکاران (1992) و سنیدر و همکاران (1995) کاهش در حداکثر توان توازی کسب شده در طول آزمون دور فزاینده مدرج برای فرسودگی تقریباً 3-4% را به عنوان نتیجهای از 2 هفته تمرین دوچرخهسواری تشدیدیافته گزارش کردند. جوکندروپ و همکاران (1992) کاهش کمی بیشتر را در عملکرد (5%) هنگامی که همان آزمودنیها یک آزمون پیشرو-زمان را پر کردند، همراه با طول مدت تقریبی 15 دقیقه گزارش کردند (جوکندروپ و همکاران، 1992).
2-8- کمالگرایی
اسکنلن ، استین ، راویزا (1991)، هنشن (2000)، زینسر ، بانکر و ویلیامز (2000) تأثیرات مثبت (مثل لذتبردن از رقابت) و منفی (مثل استرس ناشی از کامل و بدون نقص بازیکردن اجباری) کمالگرایی در ورزشکاران را که مؤید دو نوع کمالگرایی بهنجار و روانرنجورانه است، گزارش کردهاند. از سوی دیگر فروست و هندرسن (1991) نشان دادند که ورزشکاران دارای کمالگرایی نورونیک که کمتر به خود اعتماد داشتند، شکستپذیرتر بودند، نسبت به اشتباهات واکنش منفی نشان میدادند، 24 ساعت قبل از مسابقه، با افکار منفی بیشتری درگیر بودند، و سطوح بالاتری از اضطراب را تجربه میکردند. یافتههای مشابه در پژوهش کوئن و اوگلس (1993) در مورد ورزشکاران دونده گزارش شدهاست. گولد و همکاران (1996) نیز تأثیرات منفی پایدار کمالگرایی را بر ورزشکاران جوان تأیید کردهاند. همچنین کمالگرایی مثبت با موفقیت ورزشی ورزشکاران همبستگی مثبت و کمالگرایی منفی با موفقیت ورزشی همبستگی منفی دارد (بشارت، 1383الف). پژوهش های انجامشده در مورد رابطه کمالگرایی و اضطراب رقابتی نشان دادهاند که، نگرانی در مورد اشتباهات و واکنش منفی به ناکاملبودن (از مولفه های کمال گرایی منفی) با اضطراب رقابتی رابطه مثبت دارند (استوبر و همکاران، 2007; فروست و هندرسن، 1991; کوییالا ، هاسمن و فالبی ، 2002; هال، کر و متیوس ، 1998). میتوان اضطراب رقابتی را به جنبههای منفی کمالگرایی، و به طور اختصاصی به واکنش منفی به ناکاملبودن نسبت داد. این شواهد، اهمیت تمایز جنبههای مثبت و منفی کمالگرایی در ورزشکاران را نشان میدهند.
نتایج پژوهش نشان دادهاست که تلاش برای کاملبودن (کمالگرایی مثبت) با اضطراب شناختی و بدنی ورزشکاران همبستگی منفی و با اعتماد به خود آنها همبستگی مثبت دارد. واکنش منفی به ناکاملبودن (کمالگرایی منفی)، بر عکس، با اضطراب شناختی و بدنی ورزشکاران همبستگی

مطلب مشابه :  پایان نامه رشته روانشناسی در مورد :سبک های یادگیری

پاسخی بگذارید