پایان نامه مدیریت

دانلود پایان نامه مدیریت در مورد الگوی اسلامی- ایرانی

دانلود پایان نامه

، مبانی بینشی و ارزشی اسلامی که می‌بایست در الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت ناظر بر علم و فناوری باشد، همراه با مستنداتشان که همگی، آیات و روایات رسول اکرم (ص) وامامان معصوم می‌باشد به صورت مفصل بیان می‌شود. از این مبانی به عنوان اقتضائات نظری پیشرفت علم و فناوری از دیدگاه اسلام، در فصل 4 برای تحلیل لایحۀ الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت استفاده خواهد شد. بخش پایانی این فصل، به تحقیقات قبلی در رابطه با الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت اختصاص دارد. در این بخش خلاصه‌ای از تحقیقات انجام شده همراه با نتایج آن‌ها، به عنوان پیشینۀ پژوهش ارائه خواهد شد.
2-2 مفاهیم و اصطلاحات:
پیش از ورود به بحث، در ابتدای کار می‌بایست به صورت مختصر به بیان تعاریف و اصطلاحات مورد استفاده در این پژوهش پرداخت. از آن‌جا که برخی از این واژگان ممکن است معانی مختلفی را برای خواننده تداعی کند، تبیین معنای مورد نظر پژوهشگر در آغاز این پژوهش ضرورت می‌یابد.
2-2-1 لایحه
لایحه، پیشنهادی است که از سوی هیأت دولت به صورت قانونی به مجلس ارائه می‌شود. لوایح قانونی پس از تصویب در هیأت وزیران به مجلس ارائه می‌گردد.
2-2-2 الگو
در رابطه با تعریف این واژه، اظهار‌نظر‌های مختلفی وجود دارد ولی از مجموع اظهار‌نظر‌ها می‌توان برداشت نمود که الگو به یکی از چهار معنی زیر به کار می‌رود:
نقشه راه- پاره‌ای اظهار‌نظرها دربارۀ مفهوم الگو به گونه‌ای است که الگو را به مثابه یک نقشۀ راه در نظر گرفته‌است. از این اظهار‌نظرها می‌توان برداشت نمود، در باور این افراد، الگو مجموعه‌ای از برنامه‌های خرد‌ و کلان و زمان‌مند برای رسیدن به نقطۀ مطلوب است. روشن است که این نگاه به مفهوم الگو، الگو را در حد یک برنامه و حداکثر یک برنامۀ بلند‌مدت تنزّل می‌دهد و به نظر می‌رسد از ظرفیت کافی برای بر‌آوردن همهۀ آن‌چه از الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت انتظار می‌رود، برخوردار نیست.
سرمشق- گاه واژۀ الگو به معنای نمونه‌ای قابل پیروی به کار می‌رود. در بسیاری از کاربرد‌های روزانه و در مواردی مانند الگو بودن معصومان علیهم‌السلام و یا الگوی خیاطّی و مشابه آن، الگو به همین معنی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این مفهوم واژۀ الگو نمی‌تواند مقصود از الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت را بنمایاند، چرا که ما هنوز نمونۀ تحقّق یافته‌ای برای پیشرفت اسلامی ـ ایرانی پیش رو نداریم تا آن را سرمشق خود قرار دهیم.
نظریۀ سیاستی- مفهوم دیگری برای الگو در نظر گرفته ‌‌شده‌است و از سوی برخی صاحب‌نظران و معطوف به الگوی اسلامی‌ایرانی پیشرفت بیان شده‌است، الگو را به مفهوم نظریّه‌ای برآمده از کلان نظرّیه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مانند آن در نظر گرفته‌ است که معطوف به یک یا چند مسألۀ اجتماعی و راهکار‌های مداخلۀ حکومت برای حل آن را پیشنهاد می‌دهد. به نظر می‌رسد این دیدگاه نیز بر آورندۀ مقصود ما نباشد، زیرا یک نظرّیۀ سیاستی هرچند مبتنی بر پایه‌های معرفتی و روش‌شناختی ویژۀ خود است، اما اصراری برای تولید مبانی معرفتی ویژه ندارد بلکه از مبانی معرفتی موجود بر‌می‌آید و در موضوع الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت مسألۀ اصلی و نقطۀ عزیمت بازخوانی مبانی معرفتی موجود متناسب با نیاز‌های‌جدیدو به گونه‌ای قابل اجرا در شرایط زمانی و مکانی کنونی است.
مدل- برخی کاربرد‌های واژۀ الگو، این واژه را به معنای بازنمود مفاهیم مختلف و رابطۀ بین آن‌ها در نظر گرفته‌است. در این برداشت که بیشتر در پیوند با نظریّه‌ها به کار می‌‌رود، الگو یک مدل بر‌آمده از نظریه و نشانگر اجزای آن و چگونی پیوند میان آنهاست. به نظر می‌رسد این تعریف از الگو واقع‌گرایانه‌ترین برداشت از این واژه متناسب با الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت باشد (الویری، (1391) صص 143-142) در این تعریف الگو در معنای راهنمای‌ عمل می‌باشد، بدین صورت که تجویزهایی ارائه می‌دهد که در صورت عمل به آن‌ها، می‌توان تصوّر نمود که ما را به هدفی که در آن الگو نهفته است، می‌رساند (تقوی، 1388).
2-2-3 اسلامی و ایرانی بودن الگو
در این تعریف وجه اسلامیّت الگو نیز نظرات مختلفی ارائه شده است که مهم‌ترین آن‌ها موارد زیر می‌باشند:
اسلامیبودن الگو ناظر به مبانی اندیشه (جهان‌بینی) اهداف میانی و نهایی، ارزش‌ها و روش‌هاست که از اسلام مایه می‌گیرد (مصباحی مقدّم، (1389) ص 221).
دیگری بیان می‌دارد از آن‌جا که خاستگاه و مبدأ فکری این الگو مبانی و ارزش‌های اسلام ناب محمّدی است و این مبانی می‌بایستی از منابع دینی- یعنی عقل و نقل- و با فرآیندی اجتهادی و روش‌مند استنباط و استخراج شود و شاخصه‌ها و مؤلفه‌ها‌ی پیشرفت را در سطوح و لایه‌های مختلف تبیین کند و دلالت‌های راهنما و راه گشا را برای الگو، در همۀ مراحل تحلیل و پژوهش، طراحی و معماری، اجرا و تحقّق و همچنین ارزیابی و داوری ارائه دهد، الگو متصف به صفت اسلامیِّت می‌باشد (ذوعلم، 1391).

 
 
قید ایرانی‌ بودن نیز ناظر به این‌است که باید در زمینۀ پیشرفت، شرایط و زمان و مکان را نیز در نظر گرفت؛ به عبارت دیگر، اسلام خود کامل است ولی از آن‌جایی که در مقطع معیّنی این الگو اجرا می‌شود، باید ویژگی‌های زمانی و مکانی و ظرف تحقّق آن نیز به دقت لحاظ شود (هادوی تهرانی، (1390) ص 10). بنابر‌این اگر اسلامیبودن جامعیّت الگوست، ایرانی بودن، واقعیِّت آن را تأمین می‌کند (عرب، (1390) ص 195).
با توجه به مطالب بالا می‌توان الگوی اسلامی ـ ایرانی را الگویی دانست که بر اساس مبانی بینشی و ارزشی اسلامیبناشده‌است و قرار است در ظرف مکانی ایران و با توجه به شرایط زمانی فعلی این کشور به اجرا درآید.
2-2-4 پیشرفت
واژه پیشرفت معادل واژه توسعه در ادبیات علمیکلاسیک و مرسوم است. واژه توسعه از ادبیات علمیغرب به عاریت گفته ‌شده‌است. در این ادبیات توسعه‌یافتگی و راهبرد‌های آن که مبتنی بر شکّاکیّت و انکار خداوند، اصالت فرد، اصالت مادِّه، اصالت تجربه می‌باشد، تفسیر خاصی از سعادت انسان و جامعه، تفسیر و تبیین شده است. علّت انتخاب واژه پیشرفت به جای توسعه، احتراز از بار بینشی و ارزشی همراه واژه توسعه است.

در تعریفی عام که براساس همۀ بینش‌ها و منش‌ها درست است، پیشرفت عبارت‌ است از حرکت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب. بر این اساس الگوی پیشرفت می‌بایست مشتمل بر سه امر باشد:
تحلیل وضعیت موجود؛
تبیین وضعیت مطلوب؛
راهبرد حرکت از وضعیّت موجود به سمت وضعیّت مطلوب.
الگوهای پیشرفت دست کم در یکی از این سه امر با یکدیگر اختلاف دارند (میر معزی، 1389). دلیل اصلی اختلاف نیز مبانی بینشی و ارزشی حاکم بر این الگوهاست؛ درجه و میزان پیشرفت را می‌توان به میزان عینیّت یافتن چارچوب شناختی‌ هنجاری در قالب نظام نظری، عملی تعبیر نمود (تقوی، 1391).
2-2-4 چارچوب شناختی ‌هنجاری
چارچوب شناختی-هنجاری مجموعه‌ای از آموزه‌های کلی حاکی از هستی/نیستی و خوبی /بدی است که می‌تواند مبنایی برای نظریّه پردازی و همچنین روش یا شیوۀ عمل یا به عبارتی ایجاد نظام نظری-عملی قرار گیرد (تقوی، 3911). این چارچوب خود از مبانی بینشی و ارزشی یا همان مفاهیم پایه‌ای یک جهان‌بینی خاص پدید می‌آید. با تحقّق و عینیّت یافتن یا به عبارتی انضمامیشدن چارچوب شناختی-هنجاری شاهد ایجاد نظام نظری-عملیِ آن چارچوب شناختی-هنجاری خواهیم بود.
2-2-5 الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت
با توّجه به مطالب بالا می‌توان الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت را این‌گونه تعریف نمود:
«الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت الگویی است که از انضمامیشدن چارچوب شناختی -هنجاری برگرفته از مبانی ارزشی و بینشی اسلامی در قالب نظام نظری-عملی یا به عبارتی نظریه و روش، درشرایط زمانی و مکانی کشور ایران پدید خواهد آمد. الگویی که هدف آن برپایی تمدّن آرمانی اسلامی با تمام ویژگی‌های آن و با لحاظ شرایط زمانی و مکانی کشور ایران است (تقوی، 1388)».
2-2-6 علم
واژه علم، لفظ مشترکی است که هم در زبان‌ فارسی و هم در زبان عربی، در معانی متعدّدی بکار می‌رود؛ از آنجا که خلط این معانی، احیاناً به مغالطاتی می انجامد، ضروری است تا معانی این واژه، خصوصاً معنای مقصود ما در ادامه مباحث توضیح داده شود.
1. کلمه علم گاه به معنای (دانستن) بکار می‌رود؛ در این کاربرد (علم) در مقابل جهل واقع میشود و بر همۀ دانستنی‌ها و آگاهی‌ها، اطلاق می گردد، اعم از آنکه این آگاهی‌ها، از سنخ علم حصولی باشند و بطریق حسی یا عقلی اکتساب شده باشند و یا آنکه این آگاهی‌ها از قبیل علم حضوری بوده و از طریق کشف و شهود باطنی بدست آمده باشند؛ به هر تقدیر (علم) در این استعمال به معنای مطلق آگاهی و دانستن است، صرفنظر از اینکه متعلق این آگاهی، تصورات منفرد و تک‌گزاره‌ها باشند یا رشته‌هایی از دانش.
2. گاهی واژه علم به معنای قطع و یقین بکار برده می‌شود؛ در این اطلاق به هر گزاره‌ایکه مورد یقین آدمی باشد، «علمی» گفته می‌شود، اعم از اینکه آن گزاره با واقع مطابق باشد یا کاذب یعنی خلاف واقع باشد؛ به این معنا که، در این تعریف علم صفتی نفسانی است نه مطابق با واقع بودن؛ روشن است که در این کاربرد، (علم) مقابل (جهل) نبوده بلکه (علم) در این استعمال مقابل شک و ظن و وهم قرار می‌گیرد؛ به همین جهت، علم به این معنا شامل جهل مرکّب هم می‌شود.
3. علم مدرک صورت، ماهیت و ذات اشیاء که در این تعریف، واقع‌نمایی یا حقیقت‌نمایی از خصوصیات بارز صور ادراکی محسوب می‌شود. در نتیجه، به هر اندازه مطابق با واقع‌نمایی از آن استفاده گردد علمی‌تر خواهد بود، در مقابل، هر روشی که جنبۀ واقع‌نمایی نداشته باشد از علمی بودن خارج می‌گردد. بنابراین این تعریف، روش‌ها، در علمی بودن یک گزاره نقش اساسی دارند. برای جلوگیری از برداشت ناصحیح از این واژه، در ادامه این نوشتار هر جا معنایی از علم مقصود و هدف ما باشد، از این نوع برداشت از علم استفاده می شود (بستان و همکاران، 1384) .
با توجّه با آنچه از علم در این رویکرد اراده شده، مهمترین ویژگی علم، خصلت کاشفیّت و ارزش جهان‌شناختی علم و اینکه علم واقع‌نما و خارج‌نما است، می‌باشد.
4. چهارمین معنایی که از علم استفاده می‌شود آن است که در دورۀ معاصر به کار گرفته می‌شود: علم در این اصطلاح، عبارت است از مجموعۀ آگاهی‌هایی که: اولاًّحصولی‌اندو نه حضوری و شهودی، ثانیاًبر مبنای تجربۀ حسّی مستقیم بدست آمده‌اند؛ در این کاربرد، علم مقابل (جهل) حساب نمی‌شود؛ بلکه علم‌، مقابل همه‌ی آگاهی‌هایی واقع می‌شود که به طریق تجربه‌ی حسی مستقیم بدست نیامده و قابل آزمون تجربی نیست (چالمرز، 1385). تحولّی که در علم‌جدید پدید آمده‌است، ناشی از تحوّل در ماهیّت علم می‌باشد و در سه بعد قابل بررسی می‌باشد:
موضوع علم؛

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

مطلب مشابه :  منابع مقاله دربارهنیازهای آموزشی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

روش علم؛
غایت علم؛
به همین جهت، علم جدید، موضوعش تبیین و توصیف مادی از طبیعت، روش آن ریاضی و تجربی و غایت آن در جهت تصرّف و کنترل طبیعت می‌باشد (قراملکی، (1391) ص 59).
به عنوان نمونه تعریفی که چالمرز از علم بیان می‌کند این‌گونه است:
معرفت علمیمعرفتی اثبات شده‌است. نظریه‌های علمیبه گونه‌ای دقیق از یافته‌های تجربی که با مشاهده و آزمایش بدست آمده‌اند، اخذ می‌شوند. علم بر آنچه می‌توان دید و شنید و لمس کرد و امثال این‌ها بنا شده‌است. عقاید و سلیقه‌های شخصی و تخیّلات نظری هیچ جایی در علم ندارند. علم، عینی است. معرفت علمی، معرفتی قابل اطمینان است، زیرا به طور عینی اثبات شده‌است. به نظر من اینگونه‌ اظهارات گوهر تلقّی متداول معاصر از معرفت علمی است (چالمرز، (1385) ص 13).
2-2-7 فناوری
2-2-7-1 فناوری به عنوان ابزار
در این تعریف فناوری را ابزار می‌دانند. ابزار چیزی است که توان علّی لازم برای تحقّق هدفی مشخّص را دارد. این تعریف از فنِاوری به فهم عمومیاز آن نزدیک‌تر است. دربارۀ تعریف فناوری به عنوان ابزار، باید به این نکته توجه کرد که هر ابزاری در عرف عام فناوری به حساب نمی‌آید. برای تکمیل این تعریف باید صفت مصنوع را به ابزار اضافه کرد (تقوی، (1391) صص 29-30).
2-2-7-2 فناوری به عنوان به‌کار‌گیری ابزار
در این تعریف، از آنجا که فناوری امری معطوف به هدف است پس نمی‌توان آن را صرفاً ابزار دانست، چرا که ابزار به تنهایی معطوف به هدف نیست. ابزار می‌بایست به کارگرفته شود تا هدف محقّق شود. فناوری بکارگیری ابزار است؛ فناوری نوعی فعالیّت انسانی محسوب می‌شود. به همین دلیل پیت فناوری را «انسانیِت در مقام کار (پیت، (2000)، ص 11)» تعریف می‌کند. «کار» در نظر وی، طراحی و ساخت عامدانۀ ابزارها برای تغییر محیط، متناسب با اهداف و نیازهای انسانی است. در نگاه پیت، ابزار هم شامل ابزار فیزیکی می‌شود و هم شامل ابزار اجتماعی (تقوی، (1391) ص 32).
2-3 علم جدید، شاخصه‌ها و ویژگی‌ها
2-3-1 شاخصه‌ها و ویژگی‌های نگرشی علم جدید
2-3-1-1 نگرش طبیعت‌گرایانه در تحلیل هستی
از ویژگی‌های اصلی علم جدید، تبیین طبیعت‌گرایانه، به جای تبیین متافیزیکی است. علم‌جدید در توصیف و تبیینی که از عالم ارائه می‌دهد، قوانین حاکم بر طبیعت را در توصیف و تبیین واسطه قرار می‌دهد؛ به عبارت دیگر، طبیعت در یک فرآیند پیچیده‌ای در حال حرکت است و این حرکت بر اساس قوانین نهاده‌شده در آن، دارای مکانیسم خاصّی است. علم‌جدید با کشف این قوانین حاکم بر طبیعت که‌ ترسیم کنندۀ مکانیسم تغییر و تحول و دگرگونی و تکامل طبیعت است، می‌خواهد چگونگی حرکت، تکامل و تغییرات حاکم بر عالم را شناسایی و پیش‌بینی کند و از این رهگذر با تبدیل آن به معادلات کمی و ریاضی طبیعت را کنترل و تسخیر کند. حال علم‌جدید با این رهیافت طبیعت‌گرایانۀ خود، در صدد است این رویه را در تبیین همۀ پدیده‌های عالم به کار گیرد؛ حتّی سعی دارد آن‌دسته از مقوله‌هایی را که از جنس ماوارای طبیعت هستند را در چارچوب الگو‌ها و معیار‌های طبیعت‌گرایانه توصیف کند. البتّه این شیوۀ تبیین را در واقع می‌توان همان تفسیر مکانیکی از عالم عنوان کرد که در مقابل تبیین غایت‌شناسانه قرار دارد (استین، 1377). به عنوان مثال اگر بپرسی چرا شخص X عصبانی شد و به شخص Y حمله‌ کرد؟ اگر نخواهد برهان بیاورد، می‌گوید باید ببینیم علّت ناراحتی این شخص چه بوده؛ در نهایت می‌گوید: علّت ناراحتی، نوعی اسیدهای آمینه است که اگر در بخشی از مغز انسانی وارد کنیم حالت غضب به او دست می‌دهد؛ بنابراین، علّت غضبش این است که ذهن او اسید‌آمینه را زیاد ‌ترشّح کرده و علّت این‌ترشح زیاد یا بر اثر دیدن بوده، یا غّده هیپوفیزش خوب کار نکرده و اسید آمینۀ بیشتری ‌ترشّح کرده‌است.
بنابراین در این نگرش هیچ‌چیز فراتر از آنچه قابل آزمایش فیزیکی باشد، قابل طرح در مباحث علمینیست و اگر هم مطرح باشد؛ آن هم به گونه‌ای در محور عالم محسوسات دور می‌زند.
2-3-1-2 جایگزینی علل فاعلی مادّی به جای علل غایی
ویژگی دیگر علم‌جدید این است که در قلمرو انسان و هستی، علل فاعلیِ مادی را جایگزین علل غایی کرده‌ است؛ این در حالی است که علم در گذشته در سیر و روند خود، دارای یک رویکرد غایت‌انگارانه بوده‌است؛ به این معنا که تحلیل و توصیف عالم را در یک سلسله مراتب طولی، به یک غایت متافیزیکی برون از عالم هستی قرار داشت ختم میکرد؛ بنابراین کلّ روند علم را معطوف با آن غایت برین می‌دانست. در علم‌جدید پدیده‌ها را با انقطاع نسبتشان از یک غایت متافیزیکی مورد تفسیر و تبیین قرار داده‌اند. (قراملکی، (1391) ص 159). تجربه‌گرایی مکانیکی با شکل‌های گوناگون خود به نام انقلاب علمیپدید آمد که در آن دست کشیدن از علل غایی پدیده‌ها، دست کشیدن از چرایی تظاهرات اشیاء و کنار گذاشتن لایه‌های درونی نظام هستی در کار علم، ودر نهایت، بی توجهی نسبت به بسیاری از شرایط و موانع، در کارعلمی (که نزد صاحبان دین و شریعت از ضروریات بود)، مطرح شد؛ تا جاییکه منکر هر نوع علیتی فرا‌تر از علت مادی شده و گفتند: تنها

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه دربارهمعادلات ساختاری
90

دیدگاهتان را بنویسید