کارکردهای اجرایی و لب فرونتال

 

در آخر می توان گفت که کارکردهای اجرایی سازه ایه که به توصیف رفتارهایی می پردازه که با مهارت های برنامه ریزی، انعطاف پذیری شناختی، جلوگیری جواب، سازمان بندی و حافظه فعال مشخص می شه (اسمرود-کلیکمان[۷]، ۲۰۰۷). این توانمندیا به شکل توانمندی شخص واسه کارکرد موفقیت آمیز به صورت جداگونه، هدف دار و رفتار خود مراقبتی توصیف می شن (لزاک، ۲۰۰۴).

برنامه ریزی

هرچند اتحاد بین لوب های پیشونی، نقش اساسی در فعالیت نظام EF دارن، با این وجود بقیه نواحی مغزی هم مهم هستن. کلی یافته ها در این مورد روی آدمایی به دست آمده که دچار آسیب در نواحی مخلف پیشونی بوده ان. مثلا یافته ها به دست اومده روی توماس گیج که در نواحی لوب پیشونی دچار آسیب شده بود مهمه. علارغم اینکه مغز گیج به دلیل سوراخ شدن آسیب دیده بود، اما اون توانایی هاش در زندگی روزمره، جزء اثر ناچیزی که روی هوش، حافظه و زبونس داشت رو بازیافت. در ادامه گیج تغییرات رفتاری مشخص رو نشون داد؛ هر چند که اون قبل از آسیب فردی مسئولیت پذیر، قابل قبول و صادق بود، اما رفتارای بعد از آسیب اون از دید اجتماعی مناسب نبود. گیج فردی خشن، مسئولیت ناپذیر و بی خیال نسبت به موضوع نسبت به معیارهای اجتماعی شده بود (بچارا و همکاران، ۱۹۹۴). هم اینکه اون قادر نبود که جواب های هیجانی خود رو مدیریت کنه و در جلوگیری جواب دچار مشکل شده بود. تحقیقات روی این مورد مهم به دیدگاهی در مورد محدودیت های قطب بندی کارکردی مغز منجر شد که اتحاد لوب های پیشونی واسه اجرای یه سری از مهارت های سطوح بالای مغز رو در بر داشت که بعداً به معنی بندی نظام EF منجر شد (اسپیکمن و همکاران،۲۰۰۰).

در واقع اینجور مهارت هایی رو می توان به عنوان یه سیستم برتر که به کنترل رفتارها می پردازه و به فرد واسه بروز رفتارای معطوف به هدف امکان می دهد، تعریف کرد. هم اینکه این مهارت ها به صورت خاص وقتی که فرد با یه موقعیت جدید یا مسئله ای که حل اون نیازمند پیشرفت راهبردا و راه حل های جدیده در نظر گرفته می شه (استوس و همکاران، ۲۰۰۶). مشکلات در کارکردهای اجرایی بیشتر به صورت مسائلی در سازمان بندی، اشکالاتی در رابطه با تکالیف، یادآوری اون چیزی که فرد باید انجام بده و کارکرد مؤثر در ادامه راه (حافظه فعال) و انعطاف پذیری شناختی خود رو نشون می دهد. مثلا مشکلات کارکردهای اجرایی در مدرسه هنگام انجام تکالیف، بیشتر از راه مشکلاتی در توانمندی فرد واسه اجرای درست و به موقع مسائل و مشکلاتی در توان سازماندهی جهت نوشتن خود رو نشون می دهد. در مورد اجتماعی این مشکلات می تونن خود رو به شکل مشکلاتی در مورد همکاری، پیچ خوردگی در مکالمات و مشکلاتی در مورد جلوگیری و حتی بازی کردن خود رو نشون می دهد (اسمرود-کلیکمان و تیتر الیسون[۹]، ۲۰۰۹).

راه حل

۲-۱۳-تغییر کارکردهای اجرایی

با افزایش سن، کودکان قادر می شن تا به طور روزافزونی جنبه های جور واجور یه موضوع رو توصیف کنن. واسه اعمال و کارای آینده برنامه ریزی کنن، طرح و برنامه ای رو تو ذهن نگه دارن و از اطلاعات موجود در ذهنشون واسه اصلاح و انجام درست کارا استفاده کنن. این توانایی ها که بیشتر از قبل به فرایندهایی مثل توجه انتخابی، حافظه کاری، کنترل جلوگیری (که بیشتر به عنوان عمل های اجرایی نامیده می شن) وابسته به کودکان این اجازه رو میدن تا به صورت از قصد افکار و اعمال هدفمندی رو دنبال کنن. الان مجموعه خیلی از تحقیق ها هست که نشون داده ان عمل های اجرایی در طول تغییر از کودکی تا بزرگسالی به صورت منظم و وابسته به سن بهبود و پیشرفت می کنه (زلازو و مولر، ۲۰۰۲؛ زلازو، کریک و بوث، ۲۰۰۴). محققان و کارشناسان این بخش به دنبال پاسخگویی به سوالاتی دور و بر تغییر عمل های اجرایی می باشن: تغییر عمل های اجرایی چیجوری به تغییر کرتکس پیش پیشونی وابسته؟ مراحل خاصی در تغییر عمل های اجرایی واسه همه کودکان هست؟ تموم عمل های اجرایی به یه نسبت با همدیگه تغییر می پیدا کنن؟ در چه وقتی کنترل اجرایی در فرد شروع به رشد می کنه؟ (مکل کلوزکی و همکاران، ۲۰۰).

بهبودها و پیشرفت ها در تکالیف عمل های اجرایی به تغییر زیست شناختی و فیزیولوژیک کرتکس پیش پیشونی وابسته. تحقیق های گذشته نشون دهنده اون هستش که عمل های اجرایی مغز در سال های اولیه ظهور پیدا می کنن و در طول دوره کودکی بهبود می پیدا کنن. علاوه بر افزایش اندازه و اندازه پیچیدگی های سلول های عصبی لوب پیشونی تغییرات مهم دیگری از جمله میلینه شدن نواحی حسی و حرکتی در دو سالگی و افزایش شدت سیناپسی در طول دوران کودکی زمینه بروز هرچه بیشتر فعالیت های عالی مغز رو بوجود میاره (اندرسون، ۲۰۰۲، پوسنر و راتبرت، ۲۰۰۷، فاستر، ۲۰۰۸). هم اینکه نواحی جور واجور کرتکس پیش پیشونی ممکنه جدول وقتی رسشی متفاوتی داشته باشن. مثلا بخش حدقه ای پیش پیشونی (O-FC) عموماً زودتر از بخش پیش پیشونی پشتی – جانبی (DL-PFC) رسش پیدا می کنه (زلازو و مولر، ۲۰۰۲) عمل های اجرایی به صورت قدم به قدم تغییر یافته و این روند مرحله ای در تغییر عمل های اجرایی مثل دیگه الگوها در تغییر شناختی می باشه (ولش و پنینگتون، ۱۹۸۸، اندرسون، ۲۰۰۲؛ پوسنر و راتبرت، ۲۰۰۷، مک کلوزکی و همکاران، ۲۰۰۹). یعنی منحنی تحولی عمل های اجرایی موازی با تغییر عصبی بخش های جور واجور کرتکس پیش پیشانیه (اندرسون، ۱۹۹۸)، در اوایل دوران کودکش شروع می شه (دیاموند و گلدن – راکی، ۱۹۸۹) و در طول دوره پیش دبستان (ولش و پنینگتون، ۱۹۸۸)، دبستان (لوین و همکاران، ۱۹۹۱) و نوجوونی (اندرسون و همکاران ۲۰۰۱) ادامه می یابد. الان بعضی از نظریه ها به تبیین چگونگی تغییر عمل های اجرایی پرداخته ان. دو مورد از این نظریه ها عبارت ان از: نظریه پیچیدگی و کنترل شناختی (CCC) و نظریه پیچیدگی منطقی (RC)، طبق نظریه پیچیدگی و کنترل شناختی (CCC) تغییرات مربوط به سن در عمل های اجرایی می تونه به تغییرات در بیشترین حد پیچیدگی سلسله مراتبی قوانینی که کودکان هنگام حل موضوع استفاده می کنن منجر شه و این به اون ها اجازه می دهد تا کنترل بیشتری رو بر افکار و اعمالشون داشته باشن و به تغییرات کیفی در عمل وری اجرایی منجر می شه. این نظریه مطرح می سازه که کودکان اول یه جفت از قوانین رو عموماً در حدود سه سالگی کسب می کنن (اگه قرمز اینجاس پس آبی آنجاست) و بعد در حدود پنج سالگی از راه قوانین سطح بالا قادرمی شن دو جفت مخالف از قوانین رو تو یه سیستم واحد کامل کنن (اگه جور کردن براساس رنگه پس قرمز اینجا و آبی آنجاست. اگه جور کردن براساس شکل پس ماشین اینجاس و گل آنجاست). این افزایش کنترل نتیجه های زیادی رو واسه کودکان در دلیل آوردن های اجتماعی و غیراجتماعی به دنبال داره. این نظریه واسه تحلیل پیچیدگی قوانین تجسمی مورد استفاده در بعضی از تکالیف از جمله آزمون جور کردن کارت های ویسکانسین (WCST) به کار برده می شه (زلازو و همکاران، ۲۰۰۳، ۱۹۹۷). نظریه پیچیدگی منطقی (RC) مطرح می سازه که خیلی از فرایندهای عالی شناختی از جمله عمل های اجرایی در برگیرنده پردازش روابط هستن. پیچیدگی منطقی به تعداد روابط اصلی واسه یه تکلیف یا یه معنی اشاره داره. از دید تحولی پیچیدگی روابطی که به وسیله کودک پردازش می شه با در نظر گرفتن سن افزایش می یابد. روابط یکتایی در اواسط سال اول، روابط دوتایی در سال دوم، روابط سه تایی در پنج سالگی و روابط چهارتایی در یازده سالگی مورد پردازش قرار می گیرند. پس بر این اساس کارکرد موفق کودک در تکالیف عمل های اجرایی تنها وقتی مشاهده می شه که کودک سطح مناسبی از ظرفیت واسه پردازش مؤثر پیچیدگی های روابط موجود در تکالیف داشته باشه. در مقایسه با نظریه CCC، در نظریه RC تحلیل بر مبنای تعداد متغیرهاییه که به هم در رابطه ان تا براساس سطوح سلسله مراتبی قوانین (هالفورد و همکاران، ۱۹۹۸، اندرو و هالفورد، ۲۰۰۲).

کارشناسان و محققان این بخش دوره های ازمانی خاصی رو در تغییر عمل های اجرایی از جمله کنترل جلوگیری، جابجایی ذهنی، انعطاف پذیری شناختی، برنامه ریزی و سازماندهی و هم حافظه کاری ارائه کرده ان. برطبق الگوی تحولی عمل های اجرایی طی سال های اول و دوم زندگی کودکان کنترل جلوگیری ناقصی رو نشون میدن. در سنین ۳ تا ۵ سال مهارت های جابجایی ذهنی و هدفمندی اولیه در کودکان پیشرفت می یابد. در دوره پیش دبستانی تغییرات مهمی در ساختار و عمل کرتکس پیش پیشونی شامل افزایش رابطه های سیناپسی و میلینه شدن گذرگاه های زیر کرتکسی پیش پیشونی اتفاق می افتد و این منتهی به افزایش هرچه بیشتر پردازش های شناختی کودک در عمل های اجرایی می شه. در سنین ۶ تا ۱۲ سال پیشرفت های معناداری در کنترل جلوگیری، برنامه ریزی و رفتار هدف دار رخ می دهد و انعطاف پذیری شناختی شروع و شروع به رشد می کنه. از ۱۳ سالگی به بعد در تموم بخش های عمل های اجرایی پیشرفت های دقیق و بزرگی رخ می دهد و افزایش سرعت پردازش اطلاعات به نوجوانان اجازه می دهد تا سریع تر جواب دهد، سریع تر راه حل ها رو پیدا کنه، خطاهای کمتری کنه و در آخر برون داده ها یا جواب های بیشتری رو ارائه کنه (ولش و پنینگتون، ۱۹۸۸، اندرسون، ۲۰۰۲، جیویا و اسکیوث، ۲۰۰۴، زلازو و همکاران، ۲۰۰۴). در کل اندرسون و همکاران (۲۰۰۱) با بررسی ادبیات پژوهشی دور و بر تغییر عمل های اجرایی در کودکان چند نکته اصلی رو مطرح کردن: ۱- عمل های اجرایی در اولین سال های زندگی بروز می کنه. ۲- رسش قابل توجه ای در سنین ۳ تا ۱۲ سال به خصوص در سنین ۶ تا ۱۲ سال در عمل های اجرایی رخ می دهد. ۳- واسه اندازه گیری عمل های اجرایی در کودکان می بایست محدودیت های روایتی و اعتبار وسایل امتحان عمل های اجرایی بزرگسالان رو در دوران کودکی روش زوم کرد. مک کلوزکی و همکاران (۲۰۰۹) فکر می کنند که تغییر هر کدوم از عمل های اجرایی دارای یه روند کم کم و آهسته در طول زمونه. منحنی تغییر هریک ازکنش های اجرایی در طول زمان میشه دید. مثلا کودکان چهار و پنج ساله توانایی بیشتری در جلوگیری نسبت به کودکان دوساله داشته و کودکان چارده ساله نسبت به کودکان چهار ساله توانایی بالاتر و افراد بیست و چهارساله توانایی بیشتر نسبت به چارده ساله دارن. یعنی با گذشت هرسال مقدار فرق در ظرفیت جلوگیری بیشتر می شه. منحنی تحولی هر کدوم از عمل های اجرایی از شخصی به شخص دیگه متفاوت می باشه (فرق های بین فردی) و از طرف دیگه عمل های اجرایی در درون هر شخص منحنی های تحولی متفاوتی دارن (فرق های درون فردی) و اندازه تغییر عمل های اجرایی از یه زمان به زمان دیگه تو یه فرد تغییر می کنه

[۱]-Chayer & Freedman

 

[۲]- Stuss

[۳]- Salmon& Collette

[۴]- Bennett

[۵]-Spikman

[۶]- Yamasaki

[۷] – Semrud-Clikeman

[۸]- Bechara

[۹] . Teeter Ellison