پایان نامه های روانشناسی

پایان نامه ارشد رایگان روانشناسی : جایگاه اجتماعی

دانلود پایان نامه

اول و قبل از هر چیزی بی میلی و اکراه نسبت به سلایق دیگران است که اعمال و رویه های فرهنگی معنی اجتماعی خود و قابلت مشخص ساخت تفاوت و فاصله ی اجتماعی را از برخی ویژگیهای ذاتی خود نمیگیرد بلکه آن را از موقعیتی که این عمل و رویهی فرهنگی در نظام اهداف و رویه های مطلوب وی دارد کسب میکنند. از این رو آشکار ساختن منطق اجتماعی مصرف نه با برقرارساختن ارتباط مستقیم بین رویه و عملی خاص بلکه از طریق تطابقهای ساختاری که بین دو مجموعه از روابط یعنی سبک زندگی و موقعیت اجتماعی که به وسیله ی گروه های مختلف اشغال شده عملی میشود(رحمت آبادی و همکارش،240).
در نظریه ی بوردیو سبک زندگی شامل اعمال طبقه بندی شده و طبقه بندی کنندهی فرد در عرصه هایی چون تقسیم ساعات شبانه روز،نوع تفریحات و ورزش،شیوه های معاشرت،اثاثیه و خانه، آداب سخن گفتن و راه رفتن است.در واقع عینیت یافته و تجسم یافته ترجیحات افراد است. از یک سو سبکهای زندگی شیوه های مصرف عاملان اجتماعی است که دارای رتبه بندیهای مختلفی از جهت شان و مشروعیت اجتماعیاند. این شیوه های مصرفی بازتاب نظام اجتماعی سلسله مراتبی است . اما چنانچه بوردیو در کتاب تمایز بر حسب منطق دیالکتیکی نشان میدهد مصرف صرفا راهی برای نشان دادن تمایزات نیست بلکه خود راهی برای ایجاد تمایزات است. ذائقه ها و ترجیحات زیباشناختی متفاوت را ایجاد میکنند. بنابراین سبک زندگی محصول نظام مند منش است که از خلال رابطه ی دوجانبه ی خود با رویه های منش درک میشود و تبدیل به نظام نشانههایی میگردد که به گونهای اجتماعی موردارزیابی قرارگیرد(مثلا به عنوان قابل احترام،ننگ آور و …) (شالچی،100،1386).
چناچه بوردیو در عبارت فوق اشاره میکند مصرف به منزلهی نظامی از نشانه ها و نمادها مطرح است که کارکردهایی چون تمایزگذاری اجتماعی دارد که البته به نظر بوردیو معنایش از همین تفاوت و تمایز ناشی میگردد و چیزی جز آن نیست. از این رو در بحث بوردیو مصرف همانند پاسخ به نیازهای زیستی مطرح نیست بلکه مصرف به منزلهی استفاده از نظامی از نشانه ها و نمادها مطرح است که البته خود این نشانه ها و نمادها از خلال فرآیند مصرف تولید میشوند. از این رو مصرف در اندیشهی بوردیو برخلاف مارکسیسم کلاسیک صرفا یک متغیر وابسته نیست.سبک زندگی متاثر از ذائقه و ذائقه پیامد منش و منش نیز محصول جایگاه فرد در ساختاراجتماعی که مشخص کننده ی میزان بهره مندی وی از انواع سرمایه است منش وی را شکل میدهد و منش نیز مولد دو نوع نظام است:یکی نظامی از رویه های ادراک و ارزیابی یعنی همان ذائقه و دیگری نظامی از رویه های ایجادکننده ی اعمال قابل طبقه بندی که تعامل این دو نوع نظام سبک زندگی را ایجاد میکند. سبک زندگی و فرآیندهای مصرفی خود به منزله ی متغیری مستقل در ایجاد سلسله مراتب اجتماعی مطرح اند.نکتهی مهمتر آنکه رابطه منش و ساختاراجتماعی یک سویه نیست بلکه بوردیو از رابطه ی دیالکتیکی شرایط و منش سخن میگوید که سبب تغییر در توزیع سرمایه و توازن رابطه ی قدرت در جامعه میشود و سیستمی از تفاوتهای ادراک شده و داراییهای متمایز ایجاد میکند که در واقع همان توزیع سرمایهی نمادین و سرمایهی مشروعی است که حقیقت عینی را تحریف میکند(همان:101).
تحلیل بوردیو دارای دو جنبهی تبیینی است جنبهی آشکارتر رابطه جایگاه اجتماعی،منش و سبک زندگی است و جنبهی دوم طبقه بندیهای سبک زندگی است که به سبب قدرت پیش بینی ای که دارد جنبه ی تبیینی دارد.تحلیل بوردیو از سبک زندگی مناسبترین تحلیل برای تحلیل سبک زندگی است. بوردیو جدا از میراث مارکسیستی اش در پرداختن به فرهنگ به مثابهی عاملی برای تمایزگذاری متاثر از وبر است. از این رو میتوان از مفاهیم وی در سنت وبری نیز بهره گرفت. نکته ی قوت دیگر نظریه ی بوردیو رابطه دیالکتیکی است که در نظریهی وی میان عاملیت و ساختار برقرار است. این رابطه دیالکتیکی در تحلیل سبک زندگی اهمیت ویژهای دارد. ساختار نظری منسجم و غنای نظریهی بوردیو سبب شده است تا بسیاری از اصحاب مطالعات فرهنگی در تحلیل مصرف و سبک زندگی از این رویکرد نظری استفاده میکند (همان،102) .

در حالی که وبر و گیدنز بین عاملیت و ساختار شک و تردید دارند ولی بوردیو ساختار را ترجیح میدهد. نظریه عمل بوردیو بر اساس مفهوم عادت واره و تعامل آن با مفهوم میدان سعی در ارائه اصول مولد رفتار انسانی دارد. در نتیجه آشکار میگردد که موقعیت عامل در فضای اجتماعی نقش عمده ای در تبیین رفتار تحت نظریه ی عمل بوردیو ایفا میکند. بنظر بوردیو موقعیت عامل در فضای اجتماعی بستگی به حجم و میزان سرمایه(اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی) او دارد. یعنی هرقدر سرمایه فرد بیشتر باشد در فضای اجتماعی موقعیت بالاتری خواهد داشت و این خود رفتار و سبک زندگی را تحت تاثیر قرار میدهد(قاسمی و همکاران،187،1387). بوردیو به دنبال ساختن الگویی نظری از عمل اجتماعی بوده است. یعنی کاری بیش از بدیهی پنداشتن آنچه مردم در زندگی روزانه خود انجام میدهند. اصل کار بوردیو به این برمیگردد که عملکرد روزانه ی افراد چگونه به واسطهی ساختار بیرونی دنیای اجتماعی آنها تحت تاثیر قرار میگردد. او تاکید دارد که زندگی اجتماعی را نمیتوان حاصلجمع سادهی رفتارهای فردی تلقی کرد.این را هم نمی پذیرد که فقط براساس تصمیم گیری فردی یا چیزی که ساختارهای فرافردی تعیین میکنند میتوان عمل را درک کرد. وی در اینجا عادت واره را برای پل زدن میان این دو افراد استفاده میکند. عادت واره در قاموس بوردیو به مجموعه ای از قابلیتها اطلاق میشود که فرد در طول حیات خود آنها را درونی کرده و در حقیقت تبدیل به طبیعت ثانویهای برای خویش میکندبه گونه ای که فرد بدون آنکه آگاه باشد براساس آنها عمل میکند و به این ترتیب خود بدل به عاملی میشود که نظام اجتماعی را در بخشی از آن بازتولید می نمایند. عادت واره در نتیجهی اشغال بلندمدت یک جایگاه در داخل جهان اجتماعی شکل میگیرد و متناسب با ماهیت جایگاه اجتماعی افراد در جهان اجتماعی تغییرمیپذیرد.بنابراین عادت واره مجموعهای از خلق وخوهای فراهم آمده در شخصیت کنشگر است که نحوهی مواجههی او با موقعیتهای مختلف را جهت میدهد، بگونهای که میتوان آن را ناخودآگاه فرهنگی،قاعدهی الزامی هر انتخاب اصل هماهنگ کنندهی اعمال و الگوی ذهنی و جسمی ادراک و ارزیابی و کنش نامگذاری میکرد. به عبارتی عادت واره ماتریس ادراکات،ارزیابی و اعمال است و مبین خصلت و رفتاری که در ذیل نوعی فضای اجتماعی معنی پیدا میکند(همان:188). در اینجا باید برجنبهی اکتسابی عادت واره تاکیدنمود زیرا عادت واره صرفا مجموعهای از انگیزه های روانی نیست بلکه محصول جامعه پذیری بلندمدت در شرایط اجتماعی خاص یا موقعیت معین است. بوردیو معتقد است که با اینکه افراد سبکهای زندگی خود را خود انتخاب میکنند اما در اجرای این سبکها آزادی عمل ندارند.آنها در راستای اصلاح چنین گزینه هایی می باشند ولی بوردیو طوری روند کنترل را انتخاب کرده که گزینه های یک عامل در کل ملازم با عادت افراد باشد. سبک زندگی تحت نفوذ قوی ساختار بر عادت واره است که انتخابهای سبک زندگی از آن مشتق میشوند. انتخاب و مشارکت در یک سبک زندگی ویژه،تحت تاثیر فرصتهای زندگی است. بنابراین بوردیو نشان میدهد که انتخابهای سبک زندگی نه تنها محدود میشوند بلکه حتی به وسیله ی فرصتهای زندگی نیز شکل میگیرند(همان:189).
بوردیو هم جایگاه فرد را تعیین کنندهی نوع مصرف میداند و هم نوع مصرف را معرف جایگاه میداند. به نظر وی با وجود حذف همه ی موانع در مقابل حرکت آزاد کالا،مصرف افسار گسیخته نیست بلکه منش آن را کنترل میکند و از یک نظم پنهان تبعیت میکند. در حقیقت ذائقه یا سلیقه ی فرد مصرف را جهت میدهد و با جهتگیری مصرف سبکهای زندگی متفاوت شکل میگیرند،زیرا ذائقه دائما ضرورتها را به اولویتها تبدیل میکند و فارغ از هر نوع تعیین مکانیکی مجموعه ای از انتخابها را فراهم می آورد که روی هم رفته سبکهای زندگی را سامان میبخشد. از سوی دیگر همین سبکهای زندگی متفاوت به بازتولید ذائقه و به طریق اولی منش میانجامند زیرا سبک زندگی همان فضایی است که کنشگران در ذیل آن میآموزند که چگونه زندگی کنند. چه چیز را ارجح بدانند و چه چیز را زیبا بشمارند. بدین ترتیب تمایز به تبیین رابطه میان ذائقهی زیباشناسی و زمینهی اجتماعی آن میپردازد.(علیزاده اقدم،291-290).

 

مطلب مشابه :  منبع مقاله با موضوع عملکرد تحصیلی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بوردیو نشان میدهد که در گذشته روش های تمایز اجتماعی بر اساس طبقه بودهولی امروزه موضوعات غذایی و تمایزات اجتماعی ناشی از عادتهای غذایی که تحت تاثیر شکلهای گوناگون عضویت گروهی است آن را تحت تاثیر قرار داده است(همان:290).
2-2-3-نظریهی کاکرهام:
کاکرهام تصمیم گیری درباره ی مصرف غذا،بستن کمربند ایمنی،بهداشت فردی، مسواک زدن و… را جزیی از سبک زندگی سالم محسوب میکند. به نظر وی انتخابهای مرتبط با سلامتی در محدوده ای از موقعیتهای ساختاری قرار میگیرند. به عبارت دیگر انتخابها با فرصتهای زندگی فرد میتوانند محدود یا تقویت شوند. او سبک زندگی سالم را مجموعه انتخابهایی میداند که فرد آنها را بنابر موقعیت اجتماعی خود برمیگزیند و فرصتهای زندگی را اشکال ساختاری اجتماعی درنظر میگیرد که مردم در آن زندگی میکنند. بنابراین موقعیت اجتماعی و انتخابهای عامل هر دو در مفهوم سبک زندگی سالم نقش اساسی دارند. از نظر کاکرهام در انتخاب سبکهای زندگی مثبت یا منفی، مردمی که در طبقات بالای جامعه قرار دارند انتخابهای بیشتر،سالمتر و منابع بیشتری در حمایت از تصمیمگیری خود دارند اما برعکس مردمی که در رده ی پایین اجتماعی قرار دارند فشارهای اقتصادی،اجتماعی بیشتری بر انتخابهایشان احساس میکنند و انتخابهای قابل دسترسی کمتری به طبقات بالاتر دارند. کاکرهام درباره ی رفتاری مثل سیگارکشیدن از عاملیت بحث میکند. او تصمیم گیری درباره ی استعمال سیگارکشیدن را حاصل یک انتخاب درنظرمیگیردو این سوال را مطرح میکند:آیا انتخاب مستقل از ساختار است؟ او به این سوال پاسخ منفی میدهد. چرا که از نظر او ساختار در امر تصمیم گیری دربارهی سیگار کشیدن یک اتفاق کاملا فردی نیست بلکه عوامل اجتماعی نظیر جنسیت،قومیت،طبقهی اجتماعی و سن در آن دخالت دارند. از نظر کاکرهام موقعیت طبقاتی تعیین کنندهی مهمی در سلامتی و پهنهی زندگی محسوب میشود. عضویت طبقهای بر طبق منزلت اقتصادیشخص تعیین میشود که بادرآمد،شغل،تحصیلات اندازه گیری می گردد. به عقیده ی او در این میان آموزش قویترین پیش بینیکنندهی سطح سلامتی افراد است، چون افرادیکه ازتحصیلات بالاتری برخوردار هستند. او به عوامل دیگری نظیر:قومیت،سن و جنس نیز اشاره میکند. مثلا: از نظر او قومیت از طریق منزلت اجتماعی– اقتصادی بر سلامتی تاثیر میگذارد.فقر و محرومیت نیز فرصتهای بسیار محدودی را برای افراد در انتخابهایشان ایجاد میکنند.کاکرهام در توضیح این مطلب از مفهوم منش بوردیو استفاده میکند زیرا به عقیدهی او منشها میتوانند منبع سازمان دهی شدهای از ادراکات فردی باشد که انتخابهای رفتاری را هدایت میکنند و یک قالب فکری از طبایعی هستند که به طور کلی و ویژه عمل میکنند و ریشه در اجتماعی شدن و تجربه های فرد دارند و از سوی دیگر مطابق با واقعیت طبقه ای فرد هستند(شارع پور،73:1389). کاکرهام مطرح میکند که تقدم وجودی ساختار اجتماعی زمینه ای را برای جامعه پذیری و تجربه ی فرد فراهم میکند که آن هم انتخاب سبک زندگی سلامت محور را تحت تاثیر قرارمیدهد و مجموع آنها ترکیبی از شانسهای زندگی است که به چنین انتخابهایی میانجامد(علیزاده اقدم،290:1391) .
کاکرهام با توجه به مطالعات خود معتقد بود که تصادفهای ناشی از مصرف الکل و مسمومیتهای الکلی، روش های سالم زیستن را تحت تأثیر قرار میدهند. فقرا با مصرف سیگار بیشتر، تغذیه نامناسب، مصرف الکل و کم توجهی به ورزش، تحت آسیب قرار گرفته اند. روی هم رفته، وضع زندگی طبقات بالا و متوسط به بالا، سالم تر و مناسب تر است. افراد این طبقات مجال شرکت در ورزشهای تفریحی، داشتن رژیم غذایی سالم، مصرف متعادل الکل، مصرفکم سیگار، کنترل پزشکی و استراحت و کنترل استرس را دارند. افراد این طبقات همچنین از اولین افرادی هستند که به تازه های سلامتی دسترسی دارند و به مراتب تواناترین آنها موفق به دست یافتن به برنامههای تازهی سلامتی هستند. طبقات بالا قادر به پیروی از اسلوب های متغیرند، مثلاً مصرف کم کلسترول و کربوهیدرات ها (مواد قندی).
وی همچنین بر تفاوتهای سنی، جنسی و نژادی تأکید می کند که روش های سالم زیستن را تحت تأثیر قرار میدهند یعنی هرچه افراد مسنتر میشوند توجه آنها به سلامت زیادتر میشود، درمورد تغذیه و استراحت و آرامش خود، بیشتر دقت میکنند و از سیگار کشیدن و الکل دوری میگزینند. اما در مقابل با افزایش سن، میزان ورزش کردن پایین میآید که یکی از عوامل اصلی سالمماندن است. اما حاصل اشتراک فاصله طبقاتی و فاصله سنی، تفاوت های زیادی ایجاد می کند. مثلاً جوانان متعلق به طبقات پایین بیشتر از هم سنهای خود درطبقات بالای جامعه،سیگار میکشند.تفاوتهای ساختاری( طبقاتی وسنی) عواملقاطع و تعیینکننده در هر نتیجه بوده اند(قاسمی و همکاران؛ 185:1388-187).
یکی از تفاوتهای مهم دیگر،جنسیت است که نشان میدهد زنان تغذیه سالمتری دارند،الکل و سیگار کمتری مصرف میکنند، بیشتر به پزشک مراجعه میکنند و درکل با در نظرگرفتن ورزش، زنان طرز زندگی سالمتری نسبت به مردان دارند.اما در اینجا هم عامل طبقه ی اجتماعی تأثیرگذار است و طبق تحقیقات انجام شده،افراد مرفهدر طبقات بالاتر بیشتراز طبقات پایین ورزش میکنند و به سلامت خود بیشتر اهمیت میدهند.
تفاوتهای قومی و نژادی، عامل سومی است که مهم تلقی میشود، اما در این مورد در ایالات متحدهتحقیقات کمتری انجام شده است. مقایسهی بین سفیدپوستان و سیاه پوستان روشن ساخت که سفید پوستان بیشتر از سیاهان الکل مصرف میکنند و بیشتر از آنان به کنترل وزن عادت دارند. مطالعات گاهاً حاکی از این هستندکه نابرابری های نژادی در بحث سلامت و به طور قابل ملاحظه ای توسط موقعیت طبقاتی تعیین میشود. شرایط اقتصادی – اجتماعی نامناسب و تجربیات زندگی نامساعد، بانی بیماری و ناسالم بودن هستند. کاکرهام همچنین بر عوامل دیگری در این زمینه تأکید دارداز آن جمله، اشتراک و نظرات دسته جمعی، شرایط زندگی، اختیارات زندگی و … .البته دربارهی این عوامل تحقیقات اندکی صورت گرفته است. در رابطه با شرایط زندگی با روش های سالم زیستن، اما این رابطه دارای اهمیت است.مثلاً مذهب و ایدئولوژی مثالهایی برای نظرات دسته جمعی هستند؛که دخالت وارتباط باروشهای سالم زیستن دارند. ازعملکردهای یک انسان و یا یک گروه مذهبی که در انتخاب نوع غذا تأثیر میگذارندوآنان را از مصرف سیگار و الکل منع می کرده و به ورزش و رعایت بهداشت ترغیب میکند، معلوم

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان درباره پیشرفت تحصیلی-فروش و دانلود فایل

دیدگاهتان را بنویسید