No category

پایان نامه با کلید واژه های نفقه

است.
این جمله شریفه از کلمات کوتاه و جامع و مفید قرآن کریم است، و در عین حال بمنزله قضیّه کبرى باشد براى- ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ و دلالت مى‏کند که انفاق در موارد گذشته از مصادیق وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ- بوده، و از اعمال خیریّه است. و خیر: صفت مشبهه بوزن صعب و بمعنى نیکو و برگزیده است.
و علیم بودن خداوند متعال در رابطه عمل خیر: از نظر اختصاص به‌مورد نیست، و خداوند متعال به‌همه جزئیّات و کلیّات عالم است، بلکه در مقام محفوظ بودن عمل و مضبوط شدن اجر و جزاء باشد که کوچکترین عمل خیرى نزد خداوند متعال تلف نخواهد شد.
آرى علم بمعنى احاطه است، و نور و علم او محیط است به‌همه عوالم وجود، و تحقّق علم به‌اعمال مستلزم اجر و جزاء دادن است، و اگر نه برخلاف عدل و لطف خواهد بود.
و تعبیر به‌کلمه من خیر، که خیر بصورت نکرده و با کلمه من ذکر شده است، دلالت مى‏کند به مورد توجّه بودن هر عملى که خیر باشد از کوچک و بزرگ، زیرا مفهوم من عبارت است از مطلق خارج کردن254.
آیه219 : … وَیَسْاَلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَلِکَ یُبیِّنُ اللّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ.
… و از تو مى‏پرسند: “چه چیزى انفاق کنند؟” بگو: “ما زاد [بر نیازمندى خود] را.” این گونه، خداوند آیات [خود را] براى شما روشن مى‏گرداند، باشد که در [کار] دنیا و آخرت بیندیشید.
.. دومین محور، پرسش از متعلَّق انفاق است که خدای سبحان پاسخ می‌دهد، ‌زاید بر نیاز متعارف را انفاق کنید255.
با توجه به معانی عفو سه احتمال وجود دارد: 1. در انفاق حد اعتدال را مراعات نمایید
2. بهترین قسمت مال را انفاق کنید 3. بهترین انفاق عفو و گذشت است256.
آیه 254 : یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ اَن یَاْتِیَ یَوْمٌ لاَّ بَیْعٌ فِیهِ وَلاَ خُلَّهٌ وَلاَ شَفَاعَهٌ وَالْکَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ.
اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از آنچه به شما روزى داده‏ایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزى فرا رسد که در آن نه داد و ستدى است و نه دوستى و نه شفاعتى. و کافران خود ستمکارانند.
لحن تهدید‌آمیز آیه می‌فهماند که منظور از انفاق همان انفاقات واجب است257.
نکته‏اى که در این آیه است این است که ذیلش دلالت دارد بر اینکه سرپیچى کردن از انفاق، کفر و ظلم است258.
آیه 261 : مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ اَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ اَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنبُلَهٍ مِّئَهُ حَبَّهٍ وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ.
مَثَل [صدقاتِ‏] کسانى که اموالِ خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند همانند دانه‏اى است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه‏اى صد دانه باشد و خداوند براى هر کس که بخواهد [آن را] چند برابر مى‏کند، و خداوند گشایشگر داناست.
این آیه به برکات انفاق اشاره دارد.
برای اینکه انسان در عرصه انفاق از فقر نترسد و به وسوسه های شیاطین نیز ترتیب اثر ندهد خداوند به انفاق کنندگان وعده افزایش اموال را داده است. نکته دیگر اینکه انفاق یکی از ویژگیهای پرهیزگاران در هر وضعیتی است259.
انفاق هدفمندانه در مقام تمثیل به دانه گندم می‌ماند که برای کاشت در زمین قرار گیرد، بروید، هفت خوشه دهد و بر هر خوشه صد دانه. و از این گذشته روند این تولید صعودی به دست خداست، چه بسا نتوان حد خاص برای آن مشخص کرد260.
آیه 262 : الَّذِینَ یُنفِقُونَ اَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ یُتْبِعُونَ مَا اَنفَقُواُ مَنًّا وَلاَ اَذًی لَّهُمْ اَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ.
کسانى که اموالِ خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند، سپس در پىِ آنچه انفاق کرده‏اند، منّت و آزارى روا نمى‏دارند، پاداش آنان برایشان نزد پروردگارشان [محفوظ] است، و بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نمى‏شوند.
این آیه کیفیّت انفاق را بیان می‌کند.
جامعترین روش مصرف انفاق که همان فی‌سبیل‌الله هست، در این آیه بیان شده است.
وجوب انفاق در راه خدا، سبب نمی‌شود که مال از مالکیت انسان خارج شود، زیرا انفاق یک وظیفه است ولی رابطه مالکیت بر سر جای خود محفوظ است261.
آیه264 : یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالاذَی کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ یُوْمِنُ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَاَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْدًا لاَّ یَقْدِرُونَ عَلَی شَیْءٍ مِّمَّا کَسَبُواْ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ.
اى کسانى که ایمان آورده‏اید، صدقه‏هاى خود را با منّت و آزار، باطل مکنید، مانند کسى که مالش را براى خودنمایى به مردم، انفاق مى‏کند و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارد. پس مَثَلِ او همچون مَثَلِ سنگ خارایى است که بر روى آن، خاکى [نشسته‏] است، و رگبارى به آن رسیده و آن [سنگ‏] را سخت و صاف بر جاى نهاده است. آنان [ریاکاران‏] نیز از آنچه به دست آورده‏اند، بهره‏اى نمى‏برند و خداوند، گروه کافران را هدایت نمى‏کند.
از آیه شریفه چنین بر مى‏آید که ریا در هر عملى که آدمى انجام مى‏دهد مستلزم نداشتن ایمان به خدا و به روز جزا در همان عمل است262.
این آیه و آیات قبلى به صدقه دادن و انفاق مال در راه خیر و نیکویى براى رضاى خدا تشویق می‌کند و از منت گذاردن و آزار و ریاء و نفاق نهى می‌نماید و خبر می‌دهد که اگر منت و آزار و ریا و نفاق بود عمل باطل می‌باشد263.
آیه 265 : وَمَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ اَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِیتًا مِّنْ اَنفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّهٍ بِرَبْوَهٍ اَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ اُکُلَهَا ضِعْفَیْنِ فَاِن لَّمْ یُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.
و مَثَل [صدقات‏] کسانى که اموال خویش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق مى‏کنند، همچون مَثَلِ باغى است که بر فراز پشته‏اى قرار دارد [که اگر] رگبارى بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد، و اگر رگبارى هم بر آن نرسد، بارانِ ریزى [براى آن بس است‏]، و خداوند به آنچه انجام مى‏دهید بیناست.
در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق‌هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند. سپس دو مثال جالب براى انفاق‌هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق‌هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى‏کند.
مى‏فرماید: “اى کسانى که ایمان آورده‏اید! بخشش‌هاى خود را با منت و آزار باطل نسازید”.
سپس این عمل را تشبیه به انفاق‌هایى که توأم با ریاکارى و خودنمایى است مى‏کند، مى‏فرماید: “این همانند کسى است که مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مى‏کند و ایمان به خدا و روز رستاخیز ندارد”.
و بعد مى‏افزاید: “(کار او) همچون قطعه سنگ صافى است که بر آن (قشر نازکى از) خاک باشد (و بذرهایى در آن افشانده شود) و باران درشت به آن برسد، (و خاک و بذرها را بشوید) و آن را صاف رها سازد آنها از کارى که انجام داده‏اند چیزى به دست نمى‏آورند”.
چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس باران دانه درشت پر برکتى بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى‏رود و این باران کارى جز این نمى‏کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى‏شوید و پراکنده مى‏سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى‏روید با قیافه خشونت‏بارش آشکار مى‏سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه‏ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد264.
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق‌هاى آمیخته با منت و آزار که از دل‌هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى‏گیرد و صاحبانش هیچ بهره‏اى از آن نمى‏برند و تمام زحمات‌شان بر باد مى‏رود.
آیه 267 : یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اَنفِقُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا کَسَبْتُمْ وَمِمَّا اَخْرَجْنَا لَکُم مِّنَ الاَرْضِ وَلاَ تَیَمَّمُواْ الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِیهِ اِلاَّ اَن تُغْمِضُواْ فِیهِ وَاعْلَمُواْ اَنَّ اللّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ.
اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از چیزهاى پاکیزه‏اى که به دست آورده‏اید، و از آنچه براى شما از زمین برآورده‏ایم، انفاق کنید، و در پى ناپاکِ آن نروید که [از آن‏] انفاق نمایید، در حالى که آن را [اگر به خودتان مى‏دادند] جز با چشم‏پوشى [و بى‏میلى‏] نسبت به آن، نمى‏گرفتید، و بدانید که خداوند، بى‏نیاز ستوده [صفات‏] است.
نکته‏اى که باید به آن توجه کرد این است که خداى تعالى در این آیه کیفیت مالى را که انفاق مى‏شود بیان نموده و مى‏فرماید: باید از اموال طیب باشد، نه خبیث، یعنى مالى باشد که فقیر به رغبت آن را بگیرد نه به کراهت و اغماض، براى اینکه کسى که نخواهد با بذل مال طیب، خویشتن را به صفت بخشنده متصف سازد، و بخواهد مال خبیث خود را از سر باز کند، و زندگى خود را از چنین آلودگیها رها سازد، چنین کسى دوستدار کار نیک نمى‏شود، و چنین انفاقى نفس او را به کمالى نمى‏رساند، و بهمین جهت است که مى‏بینیم آیه شریفه با جمله:” وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ” شروع شده است چون این جمله به ما مى‏فهماند که باید در انفاق خود بى‏نیازى و حمد خداى را در نظر بگیریم، که خدا در عین اینکه احتیاجى به انفاق ما ندارد، مع ذلک انفاق طیب ما را مى‏ستاید، پس از مال طیب خود انفاق کنید. و نیز ممکن است جمله را چنین معنا کنیم: که چون خدا غنى و محمود است نباید با او طورى سودا کرد که لایق به جلال او (جل جلاله) نبوده باشد265.
آیه 269 : یُوتِی الْحِکْمَهَ مَن یَشَاء وَمَن یُوْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ اُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا وَمَا یَذَّکَّرُ اِلاَّ اُوْلُواْ الاَلْبَابِ.
[خدا] به هر کس که بخواهد حکمت مى‏بخشد، و به هر کس حکمت داده شود، به یقین، خیرى فراوان داده شده است و جز خردمندان، کسى پند نمى‏گیرد.
در تفسیر تسنیم جلد12 ذیل این آیه چنین آمده است: ایتای حکمت از مصادیق انفاق است. همه تعالیمی که در آیات پیشین گذشت، نوعی انفاق الهی است. لیکن از تعلیم مطالب عادی، ایتای حکمت است که انفاق خاص خداوند(خیر کثیر) پاداش خداوند به انفاق کننده است.
آیه 270 : وَمَا اَنفَقْتُم مِّن نَّفَقَهٍ اَوْ نَذَرْتُم مِّن نَّذْرٍ فَاِنَّ اللّهَ یَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ اَنصَارٍ.
و هر نفقه‏اى را که انفاق، یا هر نذرى را که عهد کرده‏اید، قطعاً خداوند آن را مى‏داند، و براى ستمکاران هیچ یاورى نیست.
علم خداوند به انفاق در این آیه بیان شده است.
ابتدای آیه اشاره‏اى به تهدید هست که جمله: ” وَ ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ” آن را تاکید مى‏کند.
و جمله اخیر به چند نکته دلالت دارد، اول اینکه مراد از ظلم در خصوص این آیه، ظلم به فقرا و خوددارى از انفاق بر آنان و حبس حقوق ایشان است، نه مطلق معصیت. نکته دوم این است که ظلم مورد بحث در آیه، یعنى ترک انفاق، کفاره نمى‏پذیرد، پس معلوم مى‏شود ترک انفاق از گناهان کبیره است، چون اگر از گناهان صغیره بود کفاره مى‏پذیرفت، و نیز توبه هم

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژه هایفعل مجهول، نزول قرآن

دیدگاهتان را بنویسید