No category

پایان نامه رایگان با موضوع شهادت شهود، سند رسمی، فرزندخوانده

پیگرد قرار گرفته و به مجازات مقرر برای جرم شهادت دروغ محکوم خواهد شد».74
«در اصلاحات مصوب 20/9/1377 مقـررات گواهی انحصـار وراثت، مقـررات کیفری مذکور در بالا،
مسکوت مانده است و این وضعیت زمینه این سؤال را فراهم می‌کند که آیا مقررات مذکور که در قانون مهـر
ماه 1309 درج گردیده به اعتبار خود باقی است یا خیر. در پاسخ این سؤال به نظر می‌رسد که با لحاظ فقدان
نص بر نسـخ این مقررات اعتبار آن را باید استصحاب کرد. اما از آنجا که قانـون تعزیرات به عنوان مقررات
جامع کیفری (غیر از حدود و قصاص) در سال 1375 وضع گردیده است و ذکری از مقررات کیفری مربوط
به تسهیل گواهـی انحصار وراثت در آن به عمل نیامده است، این سؤال به ذهـن می‌رسد که آیا اخذ گواهی
تصدیق انحصار وراثت مذکور را می‌تواند با لحاظ مقررات موجود جرم تلقی کرد یا خیر.
آنچه به نظر می‌رسد این است که تحصیل گواهی مزبور بـه صورت بالا را باید مشمـول قانون تشدید
مجـازات مرتکبین ارتشـاء واختلاس و کلاهبـرداری مصـوب 28/6/64 و 15/9/1367 دانست. زیـرا عنـوان
تحصیل سند با وسایل متقلبانه مذکور در این قانون بر این عمل صدق می‌کند. همچنین عمـل شهادت دروغ
در مورد درخواست صدور گواهی انحصار وراثت، مستقلاً مشمول ماده 650 قانون تعزیرات می‌شود و شاهد
مزبور به مجازات مقرر برای شهادت دروغ محکوم خواهد شد»75 ماده 650 قانون تعزیرات و تبصره آن مقرر
می‌دارد: «هرکس در دادگاه نزد مقامات رسمی شهادت دروغ بدهد به سه ماه و یک روز تا دو سال حبـس و
یا به یک میلیون و پانصد هزار تا دوازده میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد.
تبصره- مجازات مذکـور در این ماده علاوه بر مجازاتـی است که در باب حـدود و قصـاص و دیات
برای شهادت دروغ ذکر گردیده است».
2- 4- 1- 1- نحوه اعتراض
با توجـه به ماده 9 قانون تصدیـق انحصار وراثت کسی کـه برای گرفتن گواهـی انحصار وراثت اقـدام کرده
ممکن است به دو صورت مرتکب تخلف شده باشد:
الف- با آگاهی بر عدم وراثت خود تصدیق انحصار وراثت تحصیل کرده باشد.
ب- با علم به وجود وراث دیگر تصدیق بر خلاف حقیقت تحصیل کرده باشد.
بنابـراین شخصی که به 2مـورد ذکر شده اعتراض دارد می‌تواند دادخواست اعتراض خود را به همراه
اسناد ومدارک مثبت ادعایش تحویل شورای حل اختلاف دهد و چون رسیدگی به این اعتراض از خصایص
ذاتی دادگاه های عمومی اختصاص یافته به امور خانواده می‌باشد با صدور قرار اناطه موقتاً پرونـده از جریان
رسیدگی خارج شده و شـورا معترض را هدایـت و ارشاد قانونی نمـوده تا در صورت بقاء در اعتراض خود
به دادگـاه های موصوف مراجعه نماید بدیهـی است دادگاه عمومـی خانواده با تقدیم دادخواست معتـرض،
دربـاره هر یک از جهـات مورد نظر خواهـان، رسیدگـی و حکم مقتضی را به مرجـع صالح (شـورای حـل
اختلاف) هدایت قانونـی می‌نماید و این بار با طـرح درخواست انحصـار وراثت و عـدم اعتـراض نسبت به
موارد فوق‌الذکر گواهی مزبور طبق مقررات مربوط به حصر وراثت صادر خواهد شد.76
2- 4- 2- اعتراض با صبغه‌ی حقوقی
ممکن است شخصی که برای تحصیل گواهی انحصار وراثت اقدام می‌کند سوءنیت نداشته باشد ولی گواهی انحصار وراثتی خلاف واقع صادر شود در این مورد نیز معترض به گواهی انحصار وراثت می‌توانـد اعتراض خود را مطرح کند این موارد عبارتند از:
2- 4- 2- 1- از جهت حذف نام بعضی از افراد
ممکن است در گواهـی انحصار وراثت نام شخصـی نوشته شده باشد که معترض خواستارحـذف نام وی از
برگه گواهی انحصار وراثت است مانند اینکه نام فرزنـدخوانده در گواهـی ذکر شده باشد. زیرا برابر ضوابط
حاکم بر جامعـه اسلامی ایران، موجبات ارث نسب و سبب است و کسانی با هم قرابت نسبـی دارند کـه با
یکدیـگر رابطـه خونی مشـروع داشته باشنـد و چون فرزنـدخوانده رابـطه نسبـی و خونـی با پدرخوانـده و
مادرخوانده ندارد، طبق حکم صریح مذکور در ماده دو قانون سرپـرستی اطفال بدون سرپرست 1353، و نیز
تلویحاً در ماده 15 قانـون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست مصوب 1392 اشـاره
شده است که فرزندخوانده از سرپرست ها ارث نخواهد برد.77
بنابراین اگر فرزنـدخوانده برای گرفتن گواهـی انحصار وراثت اقدام کند و نامش در گواهـی انحصار
وراثت ذکر شود «فرزند واقعی متوّفی می‌تواند به گواهی انحصار وراثـت صادره اعتراض نماید که این دعـوا
باید به طرفیت فرزندخوانده و سایر ورثه اقامه شود و خواهان ضمن اعتراض به گواهی حصر وراثت دعوای
نفی نسب مطرح نماید همسـر متوّفی نیز می‌تواند به گواهی حصروراثت اعتراض و نفی نسب و نفی ولادت
فرزندخوانده را از بطن خود مطرح نماید. دادگـاه ذی‌صـلاح (با توجه به دعـوی نسب دادگاه خانـواده) پس
از احراز عدم انتساب فرزندخوانده به متوّفی و صدور حکم به رد نسب، گواهی انحصاروراثت سابق‌الصدور
را الغا و حکم به وراثت فرزند واقعی و عیال دائمی متوّفی صادر خواهد نمود».78
2- 4- 2- 1- 1- ادله مورد قبول برای نفی نسب
«دعوای نفی نسب را در صورتـی که به وسیله غیر از پدر ظاهری مطرح شود با هر یک از ادلـه اثبات دعوی
می‌توان ثابت کرد و قانونگـذار ایران از لحاظ دلیـل محدودیتی در این زمینه قائـل نشده است. حتـی مهلت
مقرر برای دعوای نفـی ولد (ماده 1162) در این مورد جاری نمی‌شود، چه این مهلت، چنانکه از مواد قانون
مدنی بر می‌آید، مخصوص شوهـر است و اشخاص دیگری که منکـر نسب هستند چنین محدودیتی ندارند.
فرض کنید بعـد از گذشت چندین سال از تولد طفل، پدر ظاهری فوت نماید و وراث طبقه دوم او که خود
را صاحب ترکه می‌دانند و مدعی هستند کسی که ظاهراً فرزند متوّفی به شمار آمده فرزند حقیـقی او نیست،
دعوای نفی نسب اقامه می‌کند و اثبات می‌نمایند که پدر ادعایی عقیـم بوده یا در مدتی که نطفـه منعقد شده
زوج دور از زوجـه زندگـی مـی‌کرده و فرزنـد ادعایـی نمـی‌تواند به او ملحـق باشد یا اصلاً مـادر ادعایـی
فرزندی به دنیا نیاورده و زن و شوهر، بچه شخص دیگری را فرزند خود معرفی کرده‌اند؛ اگر ادعا ثابت شود
دادگاه حکم به نفی نسب خواهد کرد.
نکته دیگر آنکه در زمینه‌ی نفی نسب بوسیله‌ی غیـر پدر، فساد یا کذب اقرار به نسب را به هـر دلیلی
می‌توان ثابت کرد و محدودیت مقرر در ماده 1161، بر فرض اینکه ماده مذکور شامل قاعده‌ای استثنایی باشد
مخصوص اقـرار به ابوت و دعوای نفـی ولد برخلاف آن است و موارد دیگر نفـی نسب را در بر نمی‌گیرد.
بنابراین وراث واقعی متوّفی می‌توانند ثابت کنند اقرار متوّفی به پدری فلان شخص یا اقرار خودشان به نسب
دروغین یا مبتنی بر اشتباه یا اکراه بوده یا مثلاً در حال فقدان اراده واقع شده است».79
«مسأله قابل بحـث این است که اگر دلیل نسب طفـل شناسنامه باشد، یعنی فرزند ادعایی شناسنامه‌ای
داشته باشـد که در آن نام پدر و مادر ادعایـی در ستون مربوط قیـد شده باشد، آیا شهادت شهـود یا امارات
قضایـی برخلاف آن قابل قبـول است. به عبارت دیگر آیا در نفـی نسب می‌توان به گواهی یا امارات قضایی
برخلاف مندرجات شناسنامه استناد کرد؟ اشکالی که در اینجا دیده می‌شود ناشی از ماده 1309 قانون مدنـی
است که می‌گوید: «در مقابل سنـد رسمی یا سندی که اعتبار آن در محکمه محرز شده دعـوی که مخالف با
مفاد یـا مندرجات آن باشـد به شهادت اثبات نمـی‌گردد» ماده 1324 قانـون مدنـی هم امارات قضایـی را در
صورتی قابل استناد می‌داند که دعوی به شهادت شهود قابل اثبات باشد یا ادله دیگر تکمیل کند. در پاسخ به
سؤال فوق باید بین دو مورد زیر تفکیک کرد:
1- در دعوای نفـی نسب هویت طفـل مورد انکار است یعنی مدعـی می‌گویـد شخصی که صاحـب
شناسنامه معرفی شده آن کسی نیست که مادر ادعایی به دنیا آورده و به عبارت دیگر، شناسنامه مـورد استناد
از آن دیگری است. در این فرض چون مفاد یا مندرجات شناسنامه دلالت بر این ندارد که مدعی نسب همان
کسی باشد که شناسنامه برای او گرفته شده است، پس شهادت شهود مبتنی بر نفی نسب برخلاف مندرجات
سند رسمی نیست و بدین جهت مانعی برای پذیرفتن آن و نیز استناد به امارات قضایی وجود نخواهد داشت
2- در دعـوای نسب تکـون طفل از نطفه شوهـر زن (پدرادعایی) یا به دنیا آمدن طفـلی از زن (مادر
ادعایی) مورد انکار است یعنی مدعی می‌گوید: فرزند ادعایی از نطفه شخص دیگری غیر از شوهر زن به دنیا
آمده و یا مادر ادعایی اصلاً بچه‌ای نیاورده و طفل دیگری را به جای فرزند خود معرفی کرده است. در ایـن
فرض، ادعا مخالف مندرجات سند رسمی است و باید دید آیا طبق ماده 1309 ق. م. دعوی یا شهادت شهود
قابل اثبات است یا نه. بعضی ازحقوقدانان می‌گویند مقصود از مندرجاتی که خلاف آن با شهادت قابل اثبات
نیست مطالبی است که مأمور رسمی احراز کرده و از خود در سند می‌نویسد، مانند تاریخ صدور سند و ذکر
حضور شاهد یا اعلام کننده ولادت نزد صادرکننده سند. این مندرجات دارای ارزش و اهمیت بیشتری است
و شهادت شهود برخلاف آنها قابل ترتیب اثر نیست. لیکن به نظر می‌رسد که قانونگذار از نظر ارزش خاصی
که برای سند رسمی قائل است خواسته است بین مندرجات سند رسمی، حتی آنچه ناشـی از اظهارات افراد
عادی است، و مدلول سند عادی فرق بگذارد و از این لحاظ مندرجات سند رسمی را به طور مطلق از اعتبار
ویـژه‌ای برخوردار ساخته و اثبات خلاف آن را با شهادت شهـود تجویز نکرده است. به هـرحال، این بحث
امروزه فایده عملی خود را از دست داده است. زیرا شورای نگهبان، به موجب نظریه مـورخ 8/8/1367 ماده
1309 ق. م. را برخلاف موازین شـرع تشخیص داده است. بنابراین اگر نظـر شورای نگهبان را بپذیریم، باید
بگوئیم، در حقـوق امروز، دعوی نفـی نسب با شهادت شهود، حتی اگر برخـلاف مندرجات شناسنامه باشد،
قابل اثبات است».80
2- 4- 2- 2- از جهت درج نام بعضی از افراد در گواهی
ممکن است به گواهی انحصار وراثت صادره این اعتراض به عمل آید که بعد از فوت شخص و اخذ گواهی
انحصار وراثت متوّفی، فرزند دیگری از متوّفـی متولد شده است که در گواهـی حصر وراثت صادره نام وی
قیـد نگردیده است لـذا «نظر به اینکه موضوع مطروحـه از امور حسبی است دادگاه (شـورا) مکلف است با
عنایت به ماده 14 قانون امور حسبی هرگونه بازجویی و اقدامی که برای اثبات قضیه لازم است به عمل آورد
هر چند چنـین تقاضایی نشده باشد پس از خاتمه رسیدگی و احراز صحت ادعـای متقاضی اقدام به اصلاح
گواهی سابق‌الصدور می‌نماید و بر حسب مقررات ماده 38 قانون مورد اشاره باید در گواهی اصلاحی تذکـر
دهد دادن رونوشت از گواهی حصر وراثت بدون پیوست کردن گواهی اصلاحی ممنوع است. گواهی حصـر
وراثت و اصلاحی آن برحسب مقررات مواد 44 و 369 قانون مزبور قابل رسیدگی پژوهشی است».81
همچنین ممکـن است شخصی که به گواهی حصـر وراثت اعتـراض می‌کند مدعـی این امـر باشد که
همسر دیگر متوّفی است و یا فرزند دیگر اوست که در این مورد نیز باید معترض، دادخواست اعتراض خود
را به ضمیمه اسناد و مدارک مثبت این ادعا (همسر رابطه زوجیت خود را و فرزند رابطه نسب خود را ثابت
کنـد) تحویـل شورای حـل اختلاف دهد و شـورا پرونده را به مرجـع صالح ارسال مـی‌دارد تا در خصوص
ادعای مطـرح شده رسیدگی قضایی بـه عمل آید و حکـم مقتضی صادر شود . سپس شـورا بر اساس حکم
صادره گواهی انحصار وراثت را صادر خواهد کرد.
2- 4- 2- 2- 1- اثبات رابطه زوجیت و رابطه نسب
الف- اتبات رابطه زوجیت
در این دعوی زوج یا زوجه که مدعی وجود رابطه زوجیت است، بدون استناد به شروط ضمن عقد و ادعای
وجود آن فقط سعـی در رسمیت بخشیدن و اثبات رابطـه زوجیت خود با طرف مقـابل دارد. در این دعـوی

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان دربارهتولید، پیش، بسیار

دیدگاهتان را بنویسید