No category

منابع و ماخذ تحقیق شهرستان رودبار، سازمان تجارت جهانی، موانع توسعه

1-7 تعریف مفاهیم 9
فصل دوم 11
2-1 مقدمه 12
2-2 تعریف مزیت نسبی 13
2-3 تاریخچه مزیت نسبی 14
2-4 ضرورت بررسی مزیت نسبی 16
2-5 عوامل تعیین کننده مزیت نسبی 17
2-6 شاخصهای اندازهگیری مزیت نسبی 19
2-7 مزیت نسبی محصولات کشاورزی 24
2-8 پیشینه تحقیق 26
فصل سوم 36
3-2 منطقه مورد مطالعه 37
3-3 فرضیههای تحقیق 39
3-4 روش تحقیق 39
3-5 قیمت سایهای برای محصولات و نهادهها 41
فصل چهارم 43
4-1-بحث و نتیجهگیری 44
فصل پنجم 51
5-1 خلاصه 52
5-2 پیشنهادات و راهکارهای بهبود 54
منابع و ماخذ: 55
فهرست جداول
جدول4-1قیمت نهاده های قابل تجارت …………………………………………………………………………………………. 45
جدول4-2هزینه ی نهاده های غیرقابل تجارت برای یک هکتار کشت دوم محصولات منتخب شهرستان رودبار..46…………………………………………………………………………………………………………………………………………..
جدول4-3 هزینه ی نهاده های قابل تجارت بر اساس pppمطلق(ریال)………………………………………………….46
جدول4-2هزینه ی نهاده های غیرقابل تجارت بر اساس pppنسبی(ریال)………………………………………………..47
جدول4-5تعیین مزیت نسبی تولید محصولات منتخب براساسpppمطلق………………………………………………………..47
جدول4-6تعیین مزیت نسبی تولید محصولات منتخب براساسpppنسبی……………………………………………….47
جدول4-7مقادیرEAL،SAIوAAIبرای سال زراعی92-91………………………………………………………………………………49
فهرست شکل‌ها
شکل3-1نقشه شهرستان رودبار به تفکیک بخش…………………………………………………………………………………..38
چکیده
هدف از تحقیق حاضر، بررسی مزیت نسبی کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار است. منطقه مورد مطالعه این پژوهش، شهرستان رودبارمیباشد که از شهرستان‌های جنوبی استان گیلان است. در این پژوهش، برای بررسی مزیت نسبی محصولات زراعی گندم، جو، کلزا و شبدر حاصل از کشت دوم اراضی شالیکاری در شهرستان رودبار، از دو نوع شاخصهای تعیین مزیت نسبی استفاده گردید. شاخصهای نوع اول سود خالص اجتماعی (NSP)، هزینه منابع داخلی (DRC) و نسبت هزینه به منفعت اجتماعی (SCB) را شامل میشود و شاخصهای نوع دوم شامل شاخص کارایی مزیت (EAI)، شاخص مقیاس مزیت (SAI) و شاخص جمعی مزیت (AAI)میباشند. بر اساس نتایج حاصل از شاخصهای گروه اول، چهار محصول گندم، جو، کلزا و شبدر به ترتیب دارای بیشترین مزیت نسبی بودند. همچنین شاخصهای گروه دوم نشان دادند که محصولات زراعی گندم، جو و کلزا به ترتیب در شهرستان رودبار در تولید کشت دوم در اراضی شالیکاری نسبت به سایر محصولات استان گیلان از نظر عملکرد در هکتار مزیت نسبی بیشتر از متوسط استان گیلان را دارا هستند. همچنین برای محصول شبدر نیز شاخصهای مزیت EAI ، SAI و AAIکوچکتر از یک است و نشان میدهد که تولید این محصول به عنوان کشت دوم نسبت به سایر محصولات استان گیلان فاقد مزیت نسبی است.
کلید واژه: مزیت نسبی، شهرستان رودبار، شاخص، استان گیلان
1-1- مقدمه
کشاورزی یکی از بخشهای اقتصادی کشور است که تأمینکننده سهم مهمی از تولید ناخالص داخلی، اشتغال، نیازهای غذایی، صادرات غیرنفتی و نیاز صنایع است. توسعه بخش کشاورزی، پیششرط ضروری توسعه اقتصادی کشور است و تا زمانی که موانع توسعه در این بخش برطرف نشود، سایر بخشها نیز به شکوفایی و توسعه دست نخواهد یافت (شریفی و عادلی، 1390). علاوه بر این کشورهای در حال توسعه معمولاً با کمبود سرمایه، که از مهمترین منابع تولید محسوب میشود، مواجهاند. سایر منابع تولیدی در این کشورها ممکن است فراوان باشد ولی بهدلیل عدم استفاده بهینه اتلاف میشود که نتیجه این امر بهرهوری پایین آنهاست. لذا، برای این کشورها مهم خواهد بود که در راستای توسعه و پیشرفت، سرمایه محدودشان را طوری تخصیص دهند که اولاً سبب بهکارگیری بهینه سایر عوامل تولیدی و افزایش بهرهوری آنها گردد، ثانیاً منابع تولیدی در راستای تولید محصولاتی بهکار گرفته شود که دارای مزیت نسبی1 منطقهای و ملی باشند (کرباسی و رستگاریپور، 1388). امروزه بحث مطالعه و تعیین مزیت نسبی محصولات کشاورزی به دلیل اهمیت آن در برنامهریزی و سیاستگذاریهای بلندمدت کشورها شدت یافته است. در ایران نیز این موضوع در سالهای اخیر توجه تعداد زیادی از محققان اقتصاد کشاورزی را به خود جلب کرده است (عیناللهی احمدآبادی، 1388). مزیت نسبی که در ارتباط با تجارت بینالملل مطرح میباشد، بدان معناست که چنانچه کشوری یک کالا را نسبت به دیگر کالاها ارزانتر تولید نماید، این کشور در تولید چنین کالایی مزیت نسبی دارد، بنابراین با وارد شدن به صحنه تجارت جهانی میتواند از صدور کالاهایی که در آن مزیت نسبی دارد، منتفع شود. اما آنچه که در اینجا بدان توجه نشده، آن است که، وجود مزیت نسبی در زمینه تولید کالا یا کالاهایی، شرط کافی برای انتفاع از تجارت بینالملل نیست، بلکه پس از مرحله تولید، مقولات و عواملی مطرح است که امکان استفاده از مزیتهای نسبی تولیدی را تحت تأثیر قرار میدهند. بنابراین برای رفع مشکل فوق، مزیت نسبی را در عمل بایستی چنین تعریف نمود، که مزیت نسبی عبارت است از توانایی یک کشور در تولید و صدور کالایی با هزینهای ارزانتر. بهطور کلی مزیت نسبی، به مزیت نسبی در تولید و مزیت نسبی در صادرات قابل تقسیم است. تمرکز این مطالعه بر روی مزیت نسبی تولید است. مزیت نسبی تولید یک محصول کاربرد دوگانهای دارد. محاسبه مزیت نسبی تولید یک محصول قبل از تولید آن، معیاری برای ارزیابی سودآوری اجتماعی این فعالیت تولیدی در اختیار ما قرار خواهد داد و محاسبه مزیت نسبی پس از انجام پروژه و فعالیت، بررسی تصمیمات و سیاستهای موجود را برای ما ممکن میسازد (مهدیپور و همکاران، 1385).
بهطور کلی جهت تأمین نیاز غذایی مردم و مواد اولیه مورد نیاز سایر بخشهای اقتصادی، وجود یک برنامهریزی کلان در زمینه بهرهبرداری بهینه از منابع تولیدی بخش کشاورزی بسیار لازم و ضروری بهنظر میرسد. اما جهت انجام یک برنامهریزی کامل در سطح کلان نمیتوان از تحولاتی مانند پیوستن اکثر کشورها به سازمان تجارت جهانی (WTO)2، غافل شد. با قرار گرفتن محصولات کشاورزی در مجموعه موافقتنامههای تجارت جهانی، ضرورت توجه به تولید و تجارت محصولات کشاورزی افزایش یافته است. به این ترتیب نیاز به برنامهریزی در جهت تولید محصولات کشاورزی در سطح وسیع و عرضه در سطح وسیعتر (بینالمللی) میباشد. مزیت نسبی بهعنوان اصلی که هم در برنامهریزیهای تولید و هم در برنامهریزیهای تجاری کاربرد وسیعی دارد، در این میان حائز اهمیت میباشد (پیکانی، 1387).
استان گیلان یکی از قطبهای مهم کشاورزی کشور است که شالیکاری زراعت عمده آن محسوب میشود. فعالیتهای اصلی این زراعت به نیمه اول سال منحصر میباشد و میتوان گفت در نیمه دوم سال اراضی شالیزاری تا زراعت سال بعد برنج رها میشوند و کشاورزان در نیمه دوم از اندوخته نیمه اول سال استفاده میکنند. در همین راستا اجرای کشت دوم در اراضی شالیکاری استان گیلان از راهکارهای اساسی افزایش بهرهوری اراضی شالیزاری در جهت افزایش تولید محصولات کشاورزی، اشتغال و تأمین نیاز غذایی جامعه میباشد. وجود 238040 هکتار اراضی شالیزاری بهعنوان یک ظرفیت بالقوه در استان بوده که بهرهگیری اصولیتر از این منابع، خروج از تک محصولی، افزایش درآمد روستائیان، پایداری تولید کشت اول، کاهش مسأله بیکاری از جمله اهداف کشت دوم در این اراضی میباشد. لذا با توجه به پتانسیل خوب این منطقه در تولید محصولات کشاورزی و ابرام دولت بر توسعهی صادرات محصولات کشاورزی، تعیین مزیت نسبی محصولات کشاورزی میتواند مسؤولان را در جهت برنامهریزی و سیاستگذاری بخش کشاورزی یاری کند. علاوه بر این بررسی جایگاه کشتهای دوم بهعنوان یک فعالیت مکمل در کنار زراعت اصلی یعنی برنج میتواند راهکاری مناسب برای افزایش سطح درآمد شالیکاران، افزایش فرصتهای اشتغال و رونق جوامع روستایی در سطح منطقه مورد مطالعه یعنی شهرستان رودبار باشد. در این راستا، این تحقیق با هدف بررسی مزیت نسبی کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار تدوین و اجرا شد.
1-2- بیان مسأله
در شرایطی که جهان با چالشهای سخت و پیچیدهای در زمینههای مختلف از جمله تأمین غذا و ایجاد اشتغال و درآمد برای قشر عظیمی از جمعیت در حال رشد روبرو میباشد، تهیه مواد غذایی بهعنوان اصلیترین نیاز هر جامعه و تأمین مطلوب و بهموقع همواره مورد توجه دولتمردان بوده و هست. توسعه کشاورزی پایدار و حفظ و افزایش تولید، بخش لاینفکی از توسعه اقتصادی است که ارتباط نزدیکی با توسعه روستایی دارد. توسعه و رونق اقتصادی مناطق روستایی و کشاورزی نیازمند رشد اقتصادی بخش کشاورزی و بهبود شرایط صنعتی و خدماتی بهعنوان شروط لازم میباشد. برای رشد و شکوفایی بخش کشاورزی استراتژیهای متعددی مانند، افزایش سرمایهگذاری، اصلاح بازارهای داخلی تقویت برنامهریزی مشارکتی و اجرای الگوی کشت در مناطق مختلف پیشنهاد شده است که در نتیجه بررسی و تعریف مزیت نسبی محصولات کشاورزی هر کدام از مناطق (استانها) را دارد (کرباسی و رستگاریپور، 1388). کارا نبودن سیاستهای کشاورزی و یا هم راستا نبودن آنها با مزیت نسبی تولید محصولات کشاورزی، یکی از مهمترین اخلالهای موجود در تولید محصولات کشاورزی در کشورهای مختلف و بهویژه کشورهای در حال توسعه است (نوری و جهاننما، 1387). مزیت نسبی یکی از ابزارهایی است که در زمینه تولید و تجارت محصولات از اهمیت زیادی برخوردار است (کرباسی و رستگاریپور، 1388). بهطور کلی با توجه به محدودیت بسیاری از نهادهها و عوامل تولیدی در بخش کشاورزی و همچنین ویژگیهای اقلیمی و جغرافیایی متفاوت در مناطق مختلف گام برداشتن بر اساس اصل مزیت نسبی در هر منطقه از اهمیت بالایی برخوردار میباشد. توجه به مزیت نسبی در فعالیتهای تولیدی از مهمترین جنبههای برنامهریزی اقتصادی و درواقع اساس برنامهریزی اقتصادی برای تخصیص کاراتر منابع است که پایداری در خور توجهی دارد (کرباسی و همکاران، 1384).
از طرف دیگر زمینهای زراعی استان گیلان با وجود استعداد بی‌نظیر در تولید انواع محصولات ‌اعم از برنج، علوفه و صیفی و سبزی تاکنون آنچنان که باید مورد استفاده قرار نگرفته است. کشاورزان گیلانی معمولاً بعد از برداشت برنج زمین شالیزار را رها کرده و از آن استفاده مجدد نمی‌کنند. این در حالی است که از 238 هزار هکتار شالیزار موجود در استان گیلان، حدود 30 هزار هکتار آن از قابلیت کشت دوم برخوردار هستند (بیات و همکاران، 1387). نظر به اینکه شهرستان رودبار بهعلت دارا بودن شرایط طبیعی مناسب، همچنین با داشتن سطحی معادل 13137 هکتار اراضی زراعی از مستعدترین مناطق گیلان برای کشت دوم است، اجرای کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار از راهکارهای اساسی افزایش بهرهوری این اراضی بهعنوان یک ظرفیت بالقوه در شهرستان مذکور میباشد. درواقع شهرستان رودبار بهدلیل محدودیتهای تولید برنج اعم از کوچک بودن اراضی، کمبود آب و سنتی بودن عملیات کشت برنج، بهشدت نیازمند ارائه راهکارهای مختلف برای کاهش هزینه تولید، بالا بودن بهرهوری اراضی شالیکاری و افزایش درآمد شالیکاران است

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد دربارهمجازات اسلامی، قانون مجازات، اصل برائت

دیدگاهتان را بنویسید