بالش بنده پر از «قدقد» مرغ کوپنی است / طنز

ماجرای وامهای پربهره و دراز مدت هم اینکه گرانی و یارانه و بیکاری و مهاجرت زیاد هم مسائل جدیدی نیستن، گلآقا ۲۱ سال پیش با زبانی ظریف و نیشدار، وضع مردم رو در روبرو شدن با این فشارها، ترسیم کرده!

 

 

«اهل هیچستانم!
روزگارم بد نیس»
خونه ای دارم، سقفش چوبیه.
کوچه خاکی پر چاله ما
به بیابان خدا می موند
– خلوت و خالی و بی آب و علف
«پشت هیچستان، جاییه»
که در اون مرد و زن و مرغ و بز و موش و کلاغ
همه روی پلاسی که به قدر سه نفر جا داره، می خوابند
من خودم دیدم، دیشب
خواهرم شیر ز پستون بزی می نوشید!
ماده موشی، یه شب
در کلاه نمدین بابام فارغ شد!
***
«به سراغ من اگه می آیید»
ساده و خاکی و بی غش باشین
بالش بنده پر از «قدقد» مرغ کوپنیه!
دستمالم کو؟!
بدهیدش، بروم پیش دکاندار محل
نیم قالب کره بستانم!
***
«روزگارم بد نیس»
وام یه میلیونی از بانک گرفتم امروز
به امیدی که مگه
شصت سال دیگه از بهره اش آزاد شوم!
***
پسر ارشد سیگار فروشم می گفت:
ای پدر، حوصله ام سر رفته
فنر اعصابم
مثل پای پسر «حاج صفر» در رفته!
باید امشب چمدانم رو وردارم
پاسپورتم رو تمدید کنم
و به سمتی بروم،
که درختان سفارت پیداست!
من که از بازترین پنجره شیطان رو لعنت کردم،
اینک از خنده یه زنجره آویزانم
و خودم می دانم
منزل یار کجاس!
***
«دوره ها آواییه
که منو می خواند»:
های، عباسقلی!
کوپن یکصد و هفتاد و سه هم باطل شد!!

مجله گل آقا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *