پایان نامه حقوق

تحقیق درباره رابطه نامشروع

دانلود پایان نامه

ل شده قبل از تکثیر سلولی با کمک لاپاراسکوپ به داخل لوله فالوپ یا لوله رحمی منتقل شده تا رشد جنین به طور طبیعی در داخل لوله رحم انجام شود ، این روش در مواردی که انتقال جنین از دهانه رحم مشکل باشد استفاده می شود.
4- روش انتقال تزریق تخمک ( GIFT)
در روش گیفت تخمک بارور نشده همسر یا زن بیگانه و اسپرم مرد را همراه با هم به وسیله لاپراسکوپ به داخل لوله رحم انتقال می دهند تا هم لقاح هم رشد جنین به طور طبیعی در داخل لوله رحم انجام شود، در این روش لوله های رحم باید سالم باشد.
5- تزریق اسپرم در داخل تخمک(I.C.S.I)
در مواردی که اسپرم قادر به نفوذ و ورود به تخمک برای انجام عمل لقاح نباشد این عمل توسط دستگاه ویژه ای انجام می گیرد. یعنی اسپرم به وسیله سوزن باریکی که 12 برابر نازک تر از یک تار موست، در حالی که تخمک به صورت ثابت نگه داشته شده بطور مستقیم به داخل سیتوپلاسم تخمک تزریق می شود. سپس با استفاده از یکی از روشهای موجود بر حسب مورد وارد رحم زن می گردد .
مبحث سوم: اشکال مختلف استفاده از رحم جایگزین
استفاده از رحم جایگزین از جهت چگونگی ارتباط ژنتیکی مادر جانشین و والدین حکمی یا والدین متقاضی با جنین حاصله، به سه دسته تقسیم می شود.
گفتار اول: جانشینی در بارداری
حالتی است که به موجب آن مادر جانشین به وسیله تکنیک های کمکی تولید مثل و با استفاده از جنین حاصل از اسپرم و تخمک والدین حکمی، باردار می شود.
به عبارت دیگر، در این روش، اسپرم شوهرو تخمک همسر وی پس از آسپیره شدن، در محیط آزمایشگاه لقاح داده شده، سلول تخم(زیگوت) یا جنین حاصل را به رحم زنی غیر از همسر منتقل می کنند تا مراحل رشد و نمو خود را به صورت طبیعی سپری کند. در واقع در این حالت مادر جانشین که به او«جانشین کامل» نیز اطلاق می شود، هیچ ارتباط ژنتیکی با بچه ندارد و او تنها به موجب توافق جانشینی در بارداری، اعم از آنکه تجاری یا غیر تجاری باشد، تخمک بارور شده یا جنین رشد یافته در خارج رحم را که متشکل از اسپرم و تخمک والدین حکمی است و با استفاده از روش های کمکی تولید مثل به وی منتقل گردیده و باردار شده است، حمل می کند. این نوع درمان مستلزم انجام عمل(IVF)یا(ICSI) است .
استفاده از این روش که در مقایسه با اقسام دیگر«جانشینی در بارداری» رواج بیشتری دارد و عمده بحث مجامع حقوقی و قضایی در استفاده از رحم جایگزین بر پایه این قسم است، هنگامی صورت می پذیرد که سیستم تناسلی زن از نظر تخمک گذاری و تولید«اوول» دارای مشکلی نباشد، اماازآنجاکه برای بارداری باید ابتداد اسپرم و تخمک در داخل لوله رحم(فالوپ) با یکدیگرآمیزش یا بند و پس از مهاجرت، درجداره رحم لانه گزینی کنند، ممکن است دراین مسیرمانعی برسر راه آمیزش دو سلول جنسی یا عبور از لوله رحم و یا لانه گزینی در جداره رحم به وجودآید که مانع از بارداری شود. در این صورت، اگر نتوان به هیچ شکل موانع موجود در سیستم تناسلی زن را برطرف کرد، می توان اسپرم و تخمک را در خارج از رحم لقاح داده، سلول تخم را به رحم زنی که قابلیت باروری دارد تزریق کرد.
همچنین ممکن است، زن به علّت ابتلا به برخی از بیماریها همچون نوعی از دیابت، تالاسمی شدید، هپاتیت و ایدز، نتواند بارداری را به پایان برساند (سقط جنین)، یا وجود جنین در رحم وی باعث ابتلای آن به برخی از بیماری های خاص شود یا ترس و وحشت او از بارداری مشکلاتی را فراهم سازد، در این صورت نیز استفاده از رحم جایگزین چاره ساز می باشد.
از آنجا که در شرایط متعارف، رحم پذیرنده سلول تخم برای این کار خود، دستمزد می گیرد، بررسی حقوقی این مسأله در بحث ماهیت قرارداد استفاده از رحم جایگزین و با عنوان « اجاره رحم » و « جعاله » قابل بررسی است .
روشن است که در این روش، زن پس از زایمان، کودک را به پدر و مادرش تحویل داده، در برابر آن، دستمزد خود را می گیرد. اما از آنجا که ارتباط تکوینی بین طفل و مادر جانشین و همچنین صاحب تخمک وجود دارد، در اینکه مادر اصلی طفل کدام یک از این دو می باشد، بحثی است که در جای خود نیز به آن پرداخته خواهد شد .
گفتار دوم: جانشینی سنتی رحم
قسم دیگر مطرح شده در جانشینی بارداری، جانشینی سنتی رحم و به بیانی دیگر « جانشینی با باروری مصنوعی » است. در این قسم بر مبنای توافق با مادر جانشین، اسپرم مرد زوج نابارور به طور مصنوعی به داخل رحم وی منتقل می شود که پس از حامله شدن، فرزند را برای آن ها حمل نموده و پس از تولّد تسلیم آن ها کند. در واقع در این قسم، تخمک مادر جانشین با اسپرم مرد که پدر حکمی به شمار می رود، بارور می شود و مادر جانشین، تخمک بارور شده خود با اسپرم پدر حکمی را حمل می کند؛ بنابراین، مادر جانشین ( مادر جانشین جزئی ) و همچنین پدر حکمی با بچه ارتباط ژنتیکی خواهند داشت؛ چرا که تخمک مادر جانشین با استفاده از لقاح داخل رحمی یا خارج رحمی با اسپرم مرد بارور می شود و مادر جانشین، جنین حاصل از تخمک خود را که با اسپرم پدر حکمی بارور شده است، حمل می کند و زوجه نابارور ، مادر متقاضی به شمار خواهد رفت و هیچ ارتباط ژنتیکی با بچه نخواهد داشت و در صورت تحویل فرزند به او، رابطه بین آن ها از نوع فرزند خواندگی است. این اقدام زمانی صورت می گیرد که زوجه نابارور علاوه بر فقدان رحم، فاقد تخمدان یا ضعف عملکرد یا نارسایی زودرس تخمدان بوده و قادر به تولید تخمک / تخمک سالم نبوده، یا به دلیل داشتن بیماری ژنتیک و انتقال آن به فرزند، بارداری او منع شده باشد. استفاده از این روش، مستلزم انجام (IVF) نیست. در این روش ، فرد صاحب رحم با اسپرم همسر زوجه نابارور می تواند به روش (IUI) حامله شده یا تخمک های وی پس از تحریک تخمک گذاری در اتاق عمل جمع آوری و با اسپرم همسر زوجه نابارور به روش (IVF) یا (ICSI) تلقیح شوند و جنین های حاصل به رحم جایگزین که صاحب تخمک نیز است، منتقل شوند.
به نظر می رسد قسم مزبور، داخل در بحث استفاده از رحم جایگزین نیست؛ چرا که بارداری مادر جانشین با تخمک خویش را در بر دارد، حال آنکه اگر زنی با تخمک و رحم خود بارور شود ، بدون هیچ اختلافی، مادر اصلی فرزند به شمار آید؛ بنابراین ، اطلاق مادر جانشین بر چنین زنی و همچنین اطلاق رحم جایگزین بر این رحم صادق نیست. نتیجه اینکه، چنین قسمی تخصصاً از بحث جانشینی در بارداری خارج است و لذا معترض آن نخواهیم شد.
گفتار سوم: جانشینی با استفاده از تخمک یا جنین اهدایی
دراین نوع از رحم جایگزینی زن و شوهر ناباروراز تخمک یا جنین اهدایی برای بارورکردن بانوی صاحب رحم بهره می گیرند، این عمل ازجهت ارتباط ژنتیکی جنین با زن و شوهر نابارور متقاضی فرزند به دو گونه تقسیم می شود:

بند اول: مادرجانشین با استفاده از تخمک اهدایی
این شیوه از جایگزینی رحمی درمواردی است که زن نابارور نه تنها نمی تواند حمل را در رحم خود نگهداری کند، فاقد تخمک نیز هست بنابراین اسپرم شوهر زن نابارور با تخمک اهدایی در آزمایشگاه لقاح داده جنین را به رحم مادرجانشین منتقل می کنند. مادر جانشین از نظرژنتیکی با جنین هیچ ارتباطی ندارد ولی شوهرزن نابارور پدر حکمی جنین به حساب می آید.
بند دوم: مادر جانشین با استفاده از جنین اهدایی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

درصورتی که مرد فاقد اسپرم باشد و زن فاقد تخمک، یا اسپرم و تخمک زوجین از سلامت کافی برای تولید مثل برخوردارنباشد و رحم زن نابارور قابلیت نگهداری جنین و پرورش و زایمان را داشته باشددراین صورت از جنین آماده ای که از زنان مردانی که باهم بیگانه اند یا زوج های قانونی گرفته می شود استفاده و رحم زن نابارور فراکاشته می شود جنین حاصله از لحاظ ژنتیکی با زوجین هیچ ارتباطی ندارد ولی از نظر بیولوژیکی با زن نابارور رابطه دارد.

بخش دوم :
نسب و ارث

فصل اول : نسـب
مبحث اول : مفهوم و ماهیت نسب
نسب از نظر لغوی مصدر و به معنای قرابت و خویشاوندی است و معنای دیگر آن، قرابت،اصل، نژاد، خویشاوندی و پیوستگی بین دو شی (انسان) است . در زبان فرانسه، کلمه فیلیاسیون به معنای سلسله، نسل، ذریه، پیوستگی و تعاقب چیزهایی که نتیجه یکدیگرند آمده است . در نظر عرف، فرزندی که از رابطه ی جنسی مرد و زن به وجود آید، بین او و والدینش رابطه ای برقرار می شود که عرف از آن به «نسب» نام می برد. برخی از فقها گفته اند: «نسب عبارت از منتهی شدن ولادت شخصی به دیگری، مانند پدر و پسر یا انتهای ولادت دو شخص به ثالث است، [مانند دو برادر به پدر] .
در مورد ماهیت حقوقی نسب باید خاطر نشان کرد با این که باب اول از کتاب هشتم قانون مدنی ایران به احکام مربوط به نسب اختصاص داده شده است، تعریف دقیقی از ماهیت آن به عمل نیامده، بنابراین، جا دارد به تعاریفی که فقها و حقوقدانان در این زمینه ارائه داده اند پرداخته شود.
برخی از حقوقدانان در تعریف نسب گفته اند: «نسب به معنی قرابت و خویشاوندی است و امری است که به واسطه ی انعقاد نطفه از نزدیکی زن و مرد به وجود می آید. این امر رابطه طبیعی خونی بین طفل و آن دو نفر که یکی پدر و دیگری مادر باشد موجود می گردد» .
برخی دیگر چنین بیان می دارند: «نسب علاقه ای است بین دو نفر که به سبب تولد یکی از آن ها از دیگری یا تولدشان از شخص ثالثی حادث می شود» .
عده ای پس از ایراد بر تعاریفی که از سوی حقوقدانان و فقها مطرح گردیده معتقدند که در تعاریف مزبور از الفاظ مبهم استفاده شده است و منظور قانونگذار از نسب همان معنای عرفی آن می باشد. در نهایت، چنین می گویند: «نسب عرفاً و لغتاً رابطه ای است اعتباری که از پیدایش یک انسان از نطفه انسان دیگر انتزاع می شود» .
عده ای دیگر از حقوقدانان نسب را به نسب عام و خاص تقسیم کرده و گفته اند: «نسب مترادف با «قرابت نسبی» است و رابطه طبیعی و خونی بین کلیه خویشاوندان نسبی خط مستقیم یا خط اطراف را در بر می گیرد. این نسب به معنی عام است. اما نسب به معنی خاص عبارت است از رابطه ی پدر و فرزندی یا مادر و فرزندی و به دیگر سخن، رابطه ی طبیعی و خونی میان دو نفر است که یکی به طور مستقیم (بدون واسطه) از صلب یا بطن دیگری به دنیا آمده است» . بعضی نیز چنین اذعان می دارند: « از نظر فقهی نسب، یک امر طبیعی است و در عرف اجتماعات پیش از ظهور اسلام، نسب از تکون یک انسان، از ترکیب نطفه در انسان مذکور و اناث حاصل می شده است.
امروزه نیز در عرف عام اجتماعات، نسب همین منشأ را دارد. آن چه مسلم است این است که پس از ظهور اسلام این مبنای طبیعی مورد انکار و رد شارع مقدس قرار نگرفته است و به اصطلاح اصولی، در مورد عنوان نسب حقیقت شرعیه ای وجود ندارد،بلکه در فقه نیز نسب به همین معنی عرفی اطلاق می گردد. منتها در یک مورد، نسب طبیعی مورد شناسایی حقوقی اسلام قرار نگرفته است و آن مورد مربوط به زنا است که هر چند طفل از نطفه مرد و زن زناکار به وجود آمده باشد، ولی چون رابطه جنسی بین پدر و مادر او نامشروع است ملحق به ایشان نمی شود. زنا در موردی محقق می شود که طرفین رابطه نامشروع، بر عدم وجود زوجیت آگاه باشند. در صورتی که ایشان اشتباهاً رابطه ی جنسی برقرار کرده باشند، طفل حاصل از این عمل با طرفین نسب شرعی خواهد داشت و هرگاه یکی از آن ها با خبر باشد، رابطه جنسی مزبور منحصراً از جانب او زنا محسوب می شود و انتساب طفل را به او منتفی می سازد، ولی نسب بین طفل و طرف دیگر برقرار خواهد شد. بنابراین، تولد طفل از رابطه زنا مانع تحقق نسب شرعی است و در غیر این مورد زنا باید نسب طبیعی، نسب شرعی و معتبر محسوب گردد. مانند نسب ناشی از شبهه. از نظر حقوق مدنی، قانون مدنی ایران نیز در این مورد از حقوق امامیه متابعت کرده است و بر مقررات آن چیزی نفیاً یا اثباتاً نیافزوده است. طبق ماده 1165 قانون مدنی، طفل متولد از نزدیکی به شبهه، ملحق به طرفی می شود که در اشتباه بوده و نزدیکی را مشروع تصور می کرده است. همچنین، مطابق ماده 1166 قانون مدنی در صورتی که نکاح بین مرد و زن باطل باشد، طفل با هر یک از ایشان که از بطلان نکاح بی خبر بوده است نسب قانونی خواهد داشت. به طوری که معلوم است، ملاک اصلی الحاق نسب بین طفل و شخص یا اشخاص دیگر، پیدایش او از نطفه ایشان است، منتها در ماده 1167 قانون مدنی، قانونگذار فقط آن را مانع تحقق نسب مشروع دانسته است. بنابراین، در هر مورد که زنا صادق نباشد مانع در انتساب طفل به شخصی که نطفه او تکون پیدا کرده است وجود نخواهد داشت» .
مبحث دوم: شرایط تحقق نسب مشروع
برای اثبات نسب مشروع طفل نخست باید رابطه زوجیت بین پدر و مادر طفل برقرار باشد. سپس انتساب طفل به پدر و مادر نیز برقرار باشد. یعنی اگر بر اثر رابطه ی جنسی، نطفه بچه ای بسته شود و سپس زن و مرد با هم ازدواج کنند و طفل در زمان زوجیت آنان به دنیا آید نمی توان نسب طفل را مشروع دانست. ممکن است گفته شود ماده 1158 قانون مدنی خلاف گفته فوق می باشد چرا که می گوید: «طفل متولد در زمان زوجیت ملحق به شوهر است» یعنی کافی است که طفل در زمان زوجیت به دنیا آید تا نسب او مشروع گردد و هرچند که تاریخ انعقاد نطفه قبل از ازدواج باشد. ولی این ایده صحیح به نظر نمی رسد. زیرا ماده 1167 قانون مدنی بیان می دارد: «طفل متولد از زنا ملحق به زانی نمی گردد» رابطه ی جنسی نامشروع زن و مرد قبل از نکاح، زنا محسوب شده و بچه ای که از این رابطه پدید آمده نمی توان فرزند مشروع و نسب او را مشروع قلمداد کرد. پس با عنایت به مواد 1158 و 1167 قانون مدنی می توان گفت شرط تحقق نسب مشروع انعقاد نطفه در زمان زوجیت است و عرف و عادت مسلم نیز که مبتنی بر فقه اسلامی می باشد این نظر را تأیید می کند.
برخی از حقوقدانان، شرایط تحقق نسب مشروع را تجزیه کرده و آن را در دو قسمت جاری می دانند. ابتدا تحقق نسب در خانواده، که این امر با رابطه زناشویی حاصل می گردد. یعنی کودکی مشروع است که بین والدین آن ها نکاح صحیح و شرعی صورت گرفته باشد و آن کودک زمانی فرزند مشروع زن است که فرزند شوهر او هم باشد و نسب مشروع طفل به مرد در صورتی تحقق می یابد که آن طفل فرزند همسر او نیز به شمار آید و دوم نسبی که در خارج از خانواده و در اثر «نزدیکی به شبهه» تحقق می یابد. یعنی ممکن است درباره پدر و مادر (زن و شوهر) متفاوت باشد. چنان که هرگاه زن شوهردار با بیگانه ای به اشتباه نزدیکی کند، کودکی که از این رابطه به وجود می آید فرزند زن محسوب می شود، بدون آن که فرزند شوهر او باشد و برعکس.
با توجه به آن چه درباره ی ارتباط نسب پدری و مادری گفته شد، می توان ارکان مشترک این دو نسبت را در خانواده بدین شرح خلاصه کرد:
1- زن و مردی که نسب کودک به آنان مورد گفتگو است باید زن و شوهر باشند.
2- طفل در اثر نزدیکی آن دو به وجود آمده باشد.

3- نزدیکی و انعقاد نطفه طفل بعد از نکاح واقعی شده باشد.
در مورد تحقق نسب در خارج از خانواده باید گفت، در فقه اسلامی و قوانین برگرفته از آن، در مواردی طفلی را که در خارج از محیط خانواده تکوین یافته باشد، نیز به والدین طبیعی اش ملحق می کنند و چنین نسبی را مشروع می انگارند. آن مورد عبارتند از:
الف- نزدیکی به شبهه از سوی کسانی که به واسطه جهل به حکم یا موضوع به بطلان نکاح یا نزدیکی واقف نبوده اند.
ب- نزدیکی کسانی که قوه تمیز ندارند.
ج- نزدیکی شخصی که با اکراه وادار به این عمل شده است.
د- طفل ناشی از عمل تلقیح مصنوعی زن با اسپرم مرد بیگانه .
مبحث سوم : وضعیت نسب طفل متولد از رحم جایگزین
یکی از آثار مهم ناشی از اهدای جنین وضعیت حقوقی طفل به دنیا آمده و بویژه مسئله نسب این کودک می باشد. مسائلی از قبیل این که آیا طفل متولد شده مشروع است یا نامشروع؟ و در صورت مشروعیت به چه کسانی منتسب می گردد؟
قبل از این که تلقیح مصنوعی در مورد انسان به کار گرفته شود. هر کودک تنها دارای یک پدر و مادر بود که تحت شرایطی به آن ها منتسب می گردید. اما روش های مختلف درمان ناباروری به روش تلقیح مصنوعی دخالت اشخاص دیگر تحت عنوان والدین متقاضی را ممکن ساخت. در این حالت، این سوال پیش می آید که

پاسخی بگذارید