نقش سازمان بهزیستی در پیشگیری از بزه کودک آزاری- قسمت ۵

بند دوم: وضعیت روانی

 

علاوه بر وضعیت جسمانی، مددکاران اجتماعی سازمان بهزیستی باید ویژگیهای روانی کودک بزهدیده و خانواده وی را نیز مورد مداقه قراردهند. شناخت دقیق شخصیت روانی کودک و خانواده، مرجع قضایی را درتشخیص عوامل کودک آزاری و دامنه تأثیرگذاری آن برکودک بزهدیده یاری میدهد. سازمان بهزیستی برای ارائه اطلاعات صحیح به مرجع قضایی، باید با انواع بیماریهای روانی و ویژگیهای آن آشنا باشند. برخی از بیماریها و اختلالاتی که ممکن است کودک بزهدیده یا اعضای خانواده وی به آن دچار باشند، عبارتنداز:
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۱ـ شخصیت پارانوئیدی: افرادی هستند که از اعمال و فعالیتهایی که در اطرافشان به وقوع میپیوندد سوءتعبیر دارند. این افراد به همه مظنون هستند، لذاکمترموفق به تطبیق خود با محیط میشوند. آنها همیشه احساس میکنند که افراد نزدیک توطئه و نقشهای علیه او تدارک دیدهاند. در این حالت ممکن است وحشت آنها شدت پیدا کرده و برای اینکه مورد حمله قرار نگیرند، قبلاً خود به دیگران حمله میکنند.
۲ـ شخصیت هیجانی و بی ثبات: افرادی هستند که در خانواده به عصبانی و زود رنج بودن شهرت دارند. در وضع عادی از شخصیتی معمولی با خصوصیاتی چون مهربان و خوش برخورد، پر شور و خونگرم برخوردارند؛ اما در مقابل کوچکترین استرس، واکنش هیجانی بسیار تند نشان میدهند و به اصطلاح از کوره در میروند. عکس العمل آنها در برابر فشار یا مانع به دو گونه تجلی پیدا میکند؛ یا متوجه دنیای خارج است که به صورت تندخویی و حمله به دیگران است یا متوجه دنیای درون که به صورت خودزنی یا خودکشی میباشد.
۳ـ شخصیت کژخو و ضداجتماعی (پسیکوپات) : افراد مبتلا به این اختلال دارای پریشانی دائم هستند که موجب میشود دچار حالات تهاجمی و ضداجتماعی شوند. این افراد از نظر عاطفی بی قید و لا ابالی هستند، هیچگونه احساس مسؤلیتی ندارند، به اصول اخلاقی پایبند نیستند، از نظر هوشی بالاتر از سطح متعارف هستند، ظاهری آراسته و فریبنده دارند، از قدرت عوام فریبی بالایی برخوردارند و در ایام قبل و بعد از ارتکاب عمل ضداجتماعی از تمام جوانب طبیعی جلوه میکنند.
۴ـ شخصیت اسکیزوئیدی: کسانی هستند که متمایل به کنارهگیری از جامعه و طفره رفتن از ایجاد رابطه با سایر مردم میباشند. این افراد از نظر عاطفی سرد هستند و واکنش قابل توجهی ندارند، رغبتشان به تماسهای اجتماعی اندک یا در حد هیچ است و معمولاً ترجیح میدهند تک و تنها باشند. این افراد معمولاً عاری از شوخ طبعی بوده و دل مرده اند.
۵ـ منحرفان جنسی: منظور از انحراف جنسی، اعمال و رفتار غیرعادی و نابهنجاری است که بعضی افراد برای ارضای خاطر جنسی خود مرتکب میشوند و بهصورت همجنسبازی، بچهبازی، سادیسم، خود ارضایی، خود نمایی، چشم چرانی و… بروز پیدا میکند(ابراهیمی:۱۳۸۷، ۲۰-۲۳).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

بند سوم: وضعیت خانوادگی

 

وضعیت خانوادگی شامل عواملی چون وضعیت سرپرستی خانواده، وضعیت اقتصادی و معیشتی آنها، سطح بهداشت و رفاه خانواده، تعداد اعضای خانواده، سن و میزان تحصیلات آنها، چگونگی رفتار اعضای خانواده با یکدیگر و با کودک مورد بزه دیدگی کودک آزاری است. آشنایی سازمان بهزیستی با انواع خانواده های نابسامان و ویژگیهای آنان، میتواند بر توانایی مددکاران در بررسی وضعیت خانوادگی کودک بزهدیده تأثیرگذار باشد. بر اساس یک طبقه بندی جرم شناسانه، انواع خانواده های نابسامان عبارتند از:
عکس مرتبط با اقتصاد
۱-خانواده از هم گسیخته : منظور از خانواده از هم گسیخته، خانوادهای است که بهدلیل از دستدادن پدر یا مادر، بر اثر مرگ، طلاق یا جدایی، انسجام خود را از دست داده است و میان اعضای آن یکدلی و هماهنگی وجود ندارد.
۲- خانواده آشفته: این خانواده با کنشها و اختلالات رفتاری نظیر غیرمنطقی بودن، دعوا، تعارض و … مشخص می‌شود و اعضای آن دارای شخصیتهای مخرب و غیرعادی هستند که فضای خانه را به اضطراب و تنش میکشانند. در این نوع خانواده ها، هر چند والدین حضور فیزیکی دارند اما فضای حاکم بر خانواده توأم با طرد فرزندان، عدم محبت و بیتوجهی به مسائل آنان و سوءرفتار میباشد.
۳-خانواده بیکفایت: این خانواده فاقد منابع جسمانی یا روان شناختی مؤثر برای یک زندگی بهنجار است و نمیتواند با مشکلات زندگی خانوادگی مقابله کند.
۴-خانواده ضداجتماعی: این خانواده واجد ارزشهایی به شدت مغایر با ارزشهای اجتماعی میباشد و رفتارهای نامطلوب را تشویق میکند.
یکی از موضوعات مهمی که در تشکیل پرونده شخصیت باید مد نظر سازمان بهزیستی قرار بگیرد، نگرش والدین نسبت به تربیت کودک است. برخی از خانواده ها، تنبیه بدنی شدید و رفتار خشونت آمیز با کودک را یک روش تربیتی مؤثر میدانند. برخی نیز معتقدند عدم توجه به نیازهای کودکان باعث افزایش توانایی های آنها در مقابله با سختیهای زندگی آینده میشود. توجه سازمان بهزیستی به اعتقاداتی از ایندست، میتواند مرجع قضایی را در درک صحیح عوامل بزهدیدگی کودک یاری نماید(صلاحی:۱۳۹۳، ۹۵).

 

بند چهارم: وضعیت اجتماعی

 

وضعیت اجتماعی شامل مواردی چون وجهه اجتماعی کودک و خانواده وی، شغل افراد خانواده و موقعیت اجتماعی آنان، داشتن یا نداشتن سوء پیشینه کیفری، تعلق آنها به گروه ها یا فرقههای خاص، نحوه رفتار آنان در محیط سکونت، کار، تحصیل و متقابلاً نوع روابط دیگران با آنها میباشد. مشخصات دوستان صمیمی، رفتار و وجهه اجتماعی آنان و بررسی فضای اجتماعی حاکم بر محل سکونت، کار، تحصیل و … نیز در تشریح وضعیت اجتماعی حائز اهمیت میباشد(قندی:۱۳۹۰، ۱۲).

پایان نامه

در صورتی که سازمان بهزیستی به این نتیجه برسد که یکی از عوامل کودک آزاری، رفت و آمد او یا خانواده اش به محیطی خاص است، دادگاه میتواند ضمن صدور حکم، آنها را از رفت و آمد به آن محل باز دارد. یکی از مشکلات اجتماعی شایع در میان خانواده های کودکان بزهدیده، مسأله انزوای اجتماعی است(مدنی قهفرخی:۱۳۸۵، ۱۴۹).
این خانواده ها روابط اجتماعی خوبی با دیگران ندارند و به همین دلیل هنگام مواجهشدن با سختیها و بحرانهای زندگی از حمایت اجتماعی کافی برخوردار نمیشوند. منظور از حمایت اجتماعی این است که فرد دوستان و آشنایانی داشته باشد که به او علاقهمند باشند و هنگام بروز مشکل یا ناراحتی او را یاری نمایند. امروزه ثابت شده است که زندگی در محیطهای حمایتی مستقیماً بر سلامت فرد و خانواده مؤثر است. بنابراین سازمان بهزیستی با ترمیم روابط اجتماعی خانواده میتوانند در پشگیری از کودک آزاری مؤثر باشند.

 

گفتار دوم: نقش سازمان بهزیستی در فراهم آوردن امکان مشارکت کودک بزهدیده در فرایند رسیدگی

 

یکی از حقوق کودکان بزهدیده، حق مشارکت در فرایند رسیدگی است. در این راستا نظام عدالت کیفری وظیفه دارد فرصتها و امکانات لازم را برای مشارکت و ابراز عقیده آنان فراهم نماید. بند ۲ ماده ۱۲ کنوانسیون حقوق کودک در این باره بیان میدارد که باید برای کودک فرصتهایی فراهم شود تا بتواند در هر یک از مراحل دادرسی، اجرایی و قضایی مربوط به وی به طور مستقیم و یا از طریق یک نماینده یا شخصی مناسب، عقیده خود را ابراز نماید(کشفی و اصانلو:۱۳۹۰، ۶۵).
ماده ۴۱ لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان نیز دادگاه را مکلف نموده است برای مشارکت کودک در فرایند رسیدگی، بدون ورود آسیب به وی، تدابیر واقدامات مقتضی از قبیل فراهم آوردن امکان مشارکت او بدون حضور فیزیکی را اتخاذ نماید.

 

بند اول: همکاری با مرجع قضایی در فراهم آوردن امکان مشارکت کودک بزهدیده در فرایند رسیدگی

 

کودکان آسیبپذیری بیشتری داشته و بیش از دیگران در معرض خطرات ناشی از بزهدیدگی مجدد قرار دارند، به همین دلیل امروزه بسیاری از کشورها، شیوه‌های آسانتر و منعطفتری را برای مشارکت دادن کودکان در فرایند رسیدگی اتخاذ میکنند. پژوهشها نشان میدهد که توجه به نظر کودک در رابطه با شیوه بیان اظهارات بسیار مفید خواهد بود و به آنها حس کنترل بر اوضاع و احساس مشارکت میدهد(نجفی:۱۳۹۵، ۷۸).
مرجع قضایی برای تصمیمگیری در رابطه با شیوه مشارکت، پیش از هر چیز باید نظر کودک را در این باره جویا شود. سازمان بهزیستی میتواند با تشریح شیوه های مشارکت برای کودک و بیان نقاط مثبت و منفی هر یک از این شیوه ها، او را در تصمیمگیری یاری نمایند. سپس نظر وی را به مرجع قضایی منتقل کنند. علاوه بر این، مرجع قضایی برای تصمیمگیری در این خصوص، نیازمند کسب اطلاعاتی در زمینه محدودیتها و آسیبهایی که بر روی اظهارات کودک تأثیرگذار است، میباشد. مددکاران اجتماعی سازمان بهزیستی به عنوان کارشناسانی که آموزشهای لازم را در زمینه کودکان بزهدیده دیدهاند، میتوانند با ارائه نظرات تخصصی، در این مورد نیز با مرجع قضایی همکاری داشته باشند(اسکندری:۱۳۹۰، ۴۹).
روش ضبط ویدئویی اظهارات کودک و نیز انتقال اظهارات کودک به دادگاه توسط متخصصین، از شیوه هایی است که امروزه در بسیاری از کشورها به منظور آسان کردن مشارکت کودکان مورد استفاده قرار میگیرد. در این میان سازمان بهزیستی، هم در انتخاب شیوه مشارکت و هم در اجرای این روشها، میتوانند تأثیرگذار باشند. برای آشنایی بیشتر با فعالیتهای مددکاران در این زمینه، در ادامه به شرح هر یک از آنها خواهیم پرداخت.

 

الف. ضبط ویدئویی اظهارات کودک بزهدیده

 

در این روش اظهارات کودک بزه دیده کودک آزاری که در مصاحبه با مددکاران آموزشدیده بیان شده، در یک نوار ویدئویی ضبط و در دادگاه پخش میگردد. ضبط اظهارات کودک در محیطی حمایتی و صمیمی، او را از تکرار وقایع نزد مرجع قضایی معاف نموده و از آسیبهای ناشی از حضور در دادگاه در امان میدارد. به علاوه، این امکان را برای مرجع قضایی فراهم میکند که در صورت لزوم اظهارات را چندین بار بازنگری نموده و به جزئیات آن توجه نماید. مزیت دیگر این روش، ضبط جزئیاتی است که ممکن است به مرور زمان از ذهن کودک پاک شود. در سیستم قضایی ما معمولاً فاصله بین وقوع جرم و زمان تشکیل دادگاه، چندین ماه به طول میانجامد و در طول این مدت ممکن است کودک بسیاری از جزئیات را فراموش کند. ضبط اظهارات کودک در زمانی نزدیک به وقوع جرم میتواند در حفظ جزئیات واقعه مؤثر باشد. مددکاران سازمان بهزیستی برای انجام مصاحبه، باید آموزشهای لازم را در زمینه چگونگی طرح سؤالات و شیوه های برخورد با کودکان در سنین مختلف دیده باشند. آنها باید اعتماد کودک را جلب نموده و محیطی را فراهم کنند که کودک در آن احساس آرامش و امنیت داشته باشد. سپس هدف از انجام مصاحبه را به شیوهای که برای کودک قابل فهم باشد، توضیح داده و به او یادآوری کنند که گفته هایش ضبط میشود. سؤالاتی که از کودک پرسیده میشود، باید کوتاه و ساده باشد و او را به سمت پاسخ راهنمایی نکند. مصاحبه کننده در طول مصاحبه باید آرامش خود را حفظ نموده و از شنیدن سخنان کودک مضطرب نشود؛ زیرا هر گونه تغییر حالتی در فرد مصاحبهکننده ممکن است کودک را از توصیف جزئیات منصرف نماید(مرادزاده و همکاران:۱۳۹۴، ۱۴).

 

ب. انتقال اظهارات کودک بزهدیده به دادگاه

 

امروزه در برخی از کشورها از جمله ایالات متحده، برای متخصصین بیطرف این امکان وجود دارد که با کودکی مصاحبه نموده و سپس اظهارات وی را در دادگاه بازگو کنند. علت اتخاذ این روش این است که گاهی کودکان به دلایلی از جمله سن کم، سطح پایین قابلیت‌های زبانی و مهارتهای حافظه، مشکلات تمرکز، کمرویی و … توانایی بیان اظهارات حتی به صورت ضبط ویدئویی را نیز ندارند(لاندمن:۱۳۸۲، ۱۴۲).
در این صورت سازمان بهزیستی میتواند به یاری کودک آمده، به عنوان فردی آموزشدیده که هم برای کودک و هم برای دادگاه قابل اعتماد است، اظهارات کودک و نظرات وی را به دادگاه منتقل نمایند و بدین وسیله امکان مشارکت کودکان بدون حضور فیزیکی در جریان رسیدگی را فراهم آورند.

 

بند دوم: ایجاد آمادگی در کودک بزهدیده برای مشارکت در فرایند رسیدگی

 

کودکانی که به عنوان بزهدیده کودک آزاری وارد سیستم قضایی میشوند به خصوص کودکانی که مجبور به حضور در دادگاه هستند، آسیبدیدگی های مضاعفی را تجربه میکنند. این مسأله یکی از عواملی است که باعث میشود کودکان بزهدیده خود را از چشم نظام عدالت کیفری پنهان نموده و تحمل رنجهای ناشی از بزهدیدگی را، به ورود به سیستم ناآشنا و ارعابآور قضایی ترجیح دهند. یکی از تدابیری که امروزه در برخی از کشورها برای رفع این مشکل اندیشیده شده است، برنامههای مربوط به آماده کردن کودک برای مشارکت در فرایند کیفری و حضور در دادگاه است. هدف از اجرای این برنامهها، تلاش در جهت کاهش آسیبهای بالقوهای است که بهدلیل درگیر شدن کودکان در نظام عدالت کیفری ایجاد میشود(توجهی:۱۳۸۹، ۶۲۵).
برای آشنایی بیشتر با اقدامات مربوط به آمادهسازی کودکان، در این قسمت از بحث، به بررسی مؤلفه های اصلی آن که با توجه به برنامههای اجرایی تنظیم گردیده است خواهیم پرداخت. این مؤلفه ها عبارتنداز: آموزش و اطلاعرسانی درباره فرایند رسیدگی، کاهش استرس کودکان و همراهیکردن کودکان در دادگاه. پیش از ورود به بحث باید توجه داشت که برای آمادهکردن کودک، لازم نیست کلیه برنامهها را در مورد وی اجرا نمود؛ بلکه باید هر کودک را به صورت جداگانه ارزیابی کرده و با درنظرگرفتن نیازها و دغدغه های وی، برنامههای لازم برای آمادهشدن او را تنظیم نمود. مددکار اجتماعی سازمان بهزیستی با مصاحبههایی که با کودک بزهدیده و خانواده وی انجام میدهد، میتواند نیازها و نگرانیهای آنها را دریابد و برنامههای خود را بر روی این نیازها متمرکز سازد(اسکندری:۱۳۹۰، ۵۸).

 

الف آموزش و اطلاعرسانی درباره فرایند رسیدگی

 

بسیاری از دغدغه های کودکان ناشی از ناآگاهی درباره فرایند دادرسی است. کودکان اطلاعاتی درباره چگونگی فرایند دادرسی و جایگاه خود در این فرایند ندارند. آنها نمیدانند به عنوان بزهدیده چه اقداماتی باید انجام دهند و چه مقرراتی را باید رعایت نمایند و همین ناآگاهی باعث نگرانی آنها و خانواده هایشان میشود. در صورتی که مددکار اجتماعی سازمان بهزیستی به این نتیجه برسد که بخشی از نگرانیهای کودک بزهدیده و خانواده وی ناشی از ناآگاهی است، میتواند با ارائه آموزشهای لازم از دغدغه های آنان بکاهد. مددکار اجتماعی سازمان بهزیستی برای اینکه به خوبی از عهده انجام این وظیفه برآید، باید اطلاعات کافی درباره مسائل حقوقی و شیوه های آموزش آن به کودکان و خانواده ها داشته باشد. ارائه اطلاعات و آموزشها باید با توجه به نیاز کودک باشد. بنابراین مددکار سازمان بهزیستی ابتدا باید آنچه کودک نمیداند و دانستن آن برایش مفید است به خوبی درک کند و سپس با زبان و شیوهای که برای او قابل فهم است، نگرانیهایش را برطرف کند. برای تعیین میزان اطلاعات کودک، میتوان از سؤالات ازپیشتعیینشده کمک گرفت. برای مثال برای دریافتن سطح اطلاعات کودک درباره دادگاه میتوان پرسید:
ـ آیا شما میدانید چرا باید به دادگاه بروید؟
ـ در دادگاه چه کسانی حضور دارند؟
ـ وظیفه قاضی در دادگاه چیست؟
ـ منظور از متهم و بزهدیده در دادگاه کیفری چیست؟
ـ قاضی در دادگاه درباره چه کسی از شما سؤال می کند؟
ـ چرا باید در دادگاه حقیقت را گفت؟ اگر شخصی در دادگاه دروغ بگوید، چه اتفاقی میافتد؟(الله‌یاری:۱۳۸۸، ۵۰).
یکی از مفاهیمی که در این مرحله باید برای کودک بزهدیده تشریح شود « مفهوم مسؤلیت » است. کودکان درباره مسؤلیت، ذهنی آشفته دارند. کودک بزهدیده اغلب، در رابطه با آنچه که اتفاق افتاده است، احساس گناه میکند. گمان میکند او متهم را دچار مشکل کرده است و در برابر آشفتگیهایی که به خاطر فاش کردن ماجرا دامن گیر دیگران شده است، خود را مسؤل میداند. کودکان برای مشارکت مؤثر در فرایند کیفری، باید بدانند که در برابر رفتار دیگران مسؤل نیستند. هنگامی که شخصی تصمیم میگیرد که قانونشکنی کند، باید تبعات آن را نیز بپذیرد. همچنین کودک باید بفهمد که با گفتن ماجرا، مسؤل نتیجه دادگاه نیست؛ بلکه این قاضی است که تصمیم گیرنده است. اظهارات او قسمتی از مدارک و اطلاعات زیادی است که قاضی جمعآوری میکند. تنها وظیفه او این است که ماجرا را آنگونه که اتفاق افتاده است، به زبان خودش برای قاضی بیان نماید(الله‌یاری:۱۳۸۵، ۱۷).

 

ب. کاهش استرس کودک بزهدیده

 

یکی از روش هایی که امروزه در برخی از کشورها مورد استفاده قرار میگیرد و کارایی خود را در کاهش استرس کودکان به اثبات رسانده است، روش نقش بازیکردن می‌باشد. نقش بازیکردن از طریق ایجاد یک فعالیت سرگرم کننده و آشنا کردن کودک با تشریفات ناآشنای دادگاه، اضطراب کودک را کاهش میدهد. در این روش، کودک با قرار گرفتن در نقش بزهدیده در دادگاه و پاسخدادن به سؤالات، مهارت های مربوط به خوب گوشدادن، فکرکردن و بلند و واضح پاسخدادن را میآموزد. همچنین یاد میگیرد که کجا و چگونه بگوید که سؤالی را نفهمیده است و یا پاسخ را نمیداند. یکی دیگر از روش های کاهش استرس کودک آموزش تکنیکهای خودآرامسازی به آنها میباشد. روش فوق این امکان را برای کودک فراهم میکند که هنگام مواجهه با عوامل تنشزا، بدون نیاز به کمک دیگران از اضطراب و استرس خود بکاهد(کشفی:۱۳۸۷، ۱۴۹-۱۵۰).
هنگامی که کودک نشانه های استرس را بروز میدهد، تنفس به شیوه مؤثر اولین اقدام برای به نظم در آوردن انرژی اوست. برای اجرای این تکنیک بهتر است، کودک در وضعیتی آرام و راحت قرار بگیرد. سپس باید نفس عمیقی کشیده، مدتی مکث نموده، به آرامی هوا را خارج نماید و همزمان با خارج شدن هوا عضلات بدن خود را شل کند. کودک برای به دست آوردن آرامش باید این نوع تنفس را ۱۰ تا ۲۰ بار انجام دهد. روش دیگر خودآرامسازی، تصویرسازی ذهنی است. تصویرسازی به معنای فکرکردن به منظرهها، تصویرها و احساسهایی است که برای کودک خوشایند است. کودک باید چشمهای خود را ببندد، فکر خود را متمرکز کند و خود را در مکانی تصورکند که در آنجا احساس آرامش، آسودگی و اطمینان خاطر دارد. این روش راهی مؤثر برای رها شدن از نگرانیها و تغییر نگرشهای منفی است. تکنیک انقباض عضلانی نیز یکی از روش های رایج خودآرامسازی است. برای استفاده از این روش کودک باید عضلات بدن خود را به ترتیب منقبض کند، کمی نگهدارد و سپس رها کند تا تفاوت بین این دو حالت را در یابد. کودک در طول انجام این عمل باید نفس عمیق بکشد و در حالی که هوا را خارج میکند ماهیچهها را نیز رها کند تا هر چه اضطراب و تنش است از بدن او خارج شود(کشفی :۱۳۸۷، ۱۵۰).
سازمان بهزیستی میتواند این تکنیکها را طوری آموزشدهد که برای کودک سرگرم کننده باشد. به این ترتیب علاقه کودک به تمرین و تکرار، بیشتر شده و مهارتهای خودآرامسازی در وی ارتقاء مییابد.

 

ج. همراهی کردن کودک بزهدیده در دادگاه

 

یکی از راه های مؤثر برای کاهش نگرانیهای رایج کودکان، همراهیکردن آنها در دادگاه میباشد. حضور فیزیکی یک فرد آشنا و صمیمی روشی عملی و آسان برای جلوگیری از اضطراب کودک و کمک به تمرکز وی در دادگاه است. فرد همراه باید از نگاه کودک، صمیمی و قابل اطمینان باشد؛ بنابراین توجه به نظر او درباره اینکه چه کسی در دادگاه همراه او باشد، اهمیت زیادی دارد(دانش:۱۳۸۵، ۶۷).
مددکار اجتماعی سازمان بهزیستی باید در این مورد با کودک گفتگو کند و در صورت لزوم مشورتهای لازم را به او ارائه دهد. بسیاری از کودکان دوست دارند در جلسه دادگاه والدین همراهشان باشند. در اغلب موارد حضور والدین، حمایت عاطفی مؤثری را فراهم نموده و باعث اطمینان خاطر و احساس امنیت کودکان میشود. اما گاهی نیز حضور آنها در دادگاه برای کودک مفید نیست. زیرا ممکن است آنها افراد پراسترسی باشند، یا از اینکه کودک ماجرای کودک آزاری خود را فاش میکند احساس شرمندگی کنند و این مسأله بر اظهارات او تأثیر گذار باشد. مددکار اجتماعی سازمان بهزیستی با در نظرگرفتن همه جوانب، باید به کودک کمک کند تا بهترین تصمیم را در این مورد بگیرد. علاوه بر این، وی میتواند به افرادی که همراه کودک هستند آگاهی های لازم را درباره وظایفشان در دادگاه و چگونگی حمایت از کودک ارائه کند. همراه کودک باید بداند که هنگامی میتواند بهترین کمک را به کودک بنماید که آرامش خاطر داشته باشد و خود را مطمئن و دلگرم نشان دهد(الله‌یاری:۱۳۸۸، ۵۲).
او باید پیش از تشکیل دادگاه، در طول جلسه دادگاه و پس از پایان آن، همراه کودک بماند و در همه این مراحل همواره کودک را دور از متهم نگهدارد. همچنین باید در کودک احساس امنیت ایجاد نماید و در مواقع لزوم حمایتهای لازم را از او به عمل آورد. در بسیاری موارد کودک تمایل دارد شخصی که او را برای دادگاه آماده کرده است، در دادگاه نیز او را همراهی کند. به همین دلیل سازمان بهزیستی با توجه به تاریخ برگزاری دادگاه باید برنامه ریزی لازم را برای حضور داشته باشد.

 

فصل سوم: نقش سازمان بهزیستی در مرحله صدور و اجرای حکم

 

در بین مراحل دادرسی مرحله صدور و اجرای حکم دارای اهمیت ویژهای است. بعد از طی مراحل مختلف، همه نگاه ها به حکم دادگاه است که ببیند تا چه اندازه با موازین علمی و عدالت اجتماعی سازگار است و چقدر به رسالت خود مبنی بر دفاع از مظلوم جامه عمل پوشانده است. عالمانه و عادلانه بودن حکم دادگاه واجرای صحیح آن باعث افزایش اعتماد مردم نسبت به دستگاه عدالت کیفری میشود و بالعکس ناعادلانه بودن آن باعث سلب اعتماد مردم و ناکارآمدی نظام کیفری خواهد شد. روح عدالت خواهی جامعه از نظام عدالت کیفری انتظار دارد که علاوه بر محکوم کردن بزهکار، بزهدیده را نیز مورد حمایت و تفقد قرار دهد و آلام و خسارتهای وارد بر او را نادیده نگیرد؛ به ویژه هنگامی که بزهدیده، کودکی بیگناه و بیپناه است(خالقی:۱۳۹۴، ج۲، ۲۵۸).
امروزه ضرورت توجه به بزهدیده و حمایت از او در حکم دادگاه مورد توافق جرمشناسان قرار گرفته است. این احکام حمایتی در خصوص کودکان بزهدیده کودک آزاری باید حتیالامکان دو مؤلفه جبران آثار بزهدیدگی و پیشگیری از تکرار بزهدیدگی را مورد توجه خود قرار دهد. در این بین سازمان بهزیستی، هم در مرحله صدور و هم در مرحله اجرای این احکام میتوانند تأثیرگذار بوده وبه عنوان یک کارشناس، مشاور و ضابط خبره خدمات لازم را به مرجع قضایی ارائه نمایند.

 

گفتار اول: نقش سازمان بهزیستی در صدور و اجرایدستورات دادگاه ضمن صدور حکم بزهکار

 

مرحله صدور حکم فرصتی است برای نظام عدالت کیفری تا بتواند اهداف حمایتی خود را در حکم گنجانده و به این ترتیب اقدامی تأثیرگذار در جهت ترمیم آثار بزهدیدگی و پیشگیری از بزهدیدگی مجدد کودک آزاری انجام دهد. لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان صدور احکام حمایتی در رابطه با کودک بزهدیده را، ضمن صدور حکم بزهکار، مورد توجه قرار داده است. ماده ۴۵ لایحه مذکور مقرر می دارد:«دادستان می تواند در جرایم موضوع مواد ۷ و ۸ و بند «د» و «هـ» ماده ۱۰ و ماده ۱۲ این قانون چنانچه شخص مرتکب از والدین کودک ونوجوان باشد و سابقه جرایم عمدی علیه کودک و نوجوان نداشته باشد، با موافقت کتبی مرتکب و رعایت غبطه کودک و نوجوان و در صورت لزوم با متناسب نمودن قرار تأمین صادر شده یا صدور قرار تأمین متناسب، تعقیب را معلق کند. دادگاه نیز میتواند رأساً یا به تقاضای دادستان با رعایت شرایط مذکور و احراز مجرمیت، صدور حکم را به تعویق اندازد. تعلیق تعقیب دعوی یا تعویق صدور حکم نباید موجبات بزهدیدگی یا ورود آسیب بیشتر به کودک و نوجوان را فراهم سازد. مرجع قضایی ضمن قرار صادره، اجرای یک یا چند مورد از دستورات زیر را برای مرتکب مقرر میکند:
الف)تکلیف به انجام یا خودداری از انجام امر یا رفتاری خاص؛
ب)تکلیف به گذراندن دوره های خاص آموزشی و فراگیری مهارتهای مربوط به تربیت و مراقبت کودک و نوجوان و ارائه گواهی آن؛
ج)مراجعه به مراکز درمانی، بازپروری یا توانبخشی برای درمان اعتیاد، بیماری یا اختلالات رفتاری و روانی ویا جسمی؛
د)خودداری از اشتغال به کار یا حرفه معین؛
هـ) اقدام جهت درمان اعتیاد، بیماری یا اختلالات رفتاری و روانی و یا جسمی کودک و نوجوان؛
و)مراجعه به سازمانها و نهادهای حمایتی دولتی و یا غیردولتی به منظور بهرهمندی از خدمات و مساعدتهای اجتماعی آنها؛
ز) معرفی خود در فواصل معین و برای مدت مشخص به شخص یا اشخاص معرفی شده از سوی مرجع قضایی؛
ح) جبران یا فراهمآوردن ترتیب جبران زیانهای ناشی از جرم ».
مروری بر بندهای مختلف این ماده نشان میدهد که هدف از تعیین این دستورات توسط دادگاه، ترمیم آثار بزهدیدگی(بندهای «هـ» و «ح») و پیشگیری از کودک آزاری(بند های «ب»، «ج» ، «د» ، «و» و «ز») بوده است.

مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *