پایان نامه های روانشناسی

پایان نامه روانشناسی با موضوع : ویژگیهای شخصیت

دانلود پایان نامه

عدم مطابقت بین انتظارات و اعتقاد فرد به توان تحقق انتظارات را افزایش دهد، و نتایجی که به دست میآیند، مشکلزاترین ویژگیهای کمالگرایی باشند (استوبر و همکاران، 2008).
کمالگرایی با فرسودگی در مراقبین، خستگی در کارمندان نوبت شب، نشانه های بدنی عمومی در دانشجویان دانشگاه، شدت بیشتر سردرد در کودکان و بزرگسالان مبتلا به سرددرد مزمن، و فرسودگی ورزشی در بازیکنان تنیس رقابتی، رابطه دارد. افراد مبتلا به خستگی شدید، اغلب نگرشهای کمالگرایانه انعطافناپذیر را حفظ میکنند. بیماران مبتلا به اختلالهای روانتنی عقاید کمالگرایانه بیشتری را نسبت به بیماران مبتلا به بیماریهای پزشکی گزارش میکنند (شافران و منسل، 2001).
2-8-5- همبستههای روانشناختی کمالگرایی سه بعدی
یافتههای پژوهشی در زمینه بررسی ابعاد سهگانه کمالگرایی، همبستگی این سازه را با ویژگیهای شخصیتی، رفتاری و مشکلات روانشناختی تأیید کردهاند. کمالگرایی خودمحور با مشخصههای مثبت تلاش و رقابت برای پیشرفت، عزت نفس، و خودشکوفایی از یک سو، و مشخصههای منفی خودشیفتگی ، خودسرزنشگری ، خودانتقادگری ، احساس گناه، افسردگی و روانرنجورخویی در ارتباط است. کمالگرایی دیگرمحور با مشخصههای منفی، شامل دیگرسرزنشگری ، اقتدارگرایی ، سلطهجویی ، و ویژگیهای شخصیت نمایشی ، خودشیفته، و ضداجتماعی همبستگی دارد. کمالگرایی جامعهمدار با نیاز به تأیید دیگران، ترس از ارزشیابی منفی، منبع کنترل بیرونی ، بیشتعمیمدهی شکست، خودانتقادگری، خودسرزنشگری و دیگر سرزنشگری، ناهمسازی روانشناختی و ویژگیهای شخصیت مرزی ، اسکیزوتایپ ، اجتنابی ، اسکیزوئید ، و پرخاشگر منفعل و همچنین با افسردگی، اضطراب و نوروزگرایی مرتبط است (بشارت، 1383ب).
کمالگرایان خودمحور ویژگیهای سازگارانه کمالگرایی را دارند، در حالی که کمالگرایان جامعهمحور دارای ابعاد ناسازگارانه آن هستند (مککرا و جان ، 1992). برای مثال، پژوهش از این نکته که کمالگرایی خودمحور رابطه مثبتی با عامل وظیفهشناسی، مخصوصاً با تلاش برای موفقیت دارد (هیل ، مکاینتیر و باچارا ، 1997)، در حالی که، خودانتقادگری اساساً با کمالگرایی جامعهمحور در ارتباط است، که به طور مثبتی یا روانرنجورخویی، و به طور منفی با وظیفهشناسی، دلپذیری ، برونگرایی، شکلهای ارزشی بازبودن نسبت به تجربه، و شکل اعتماد دلپذیربودن، رابطه دارد (دانکلی ، بلنکستین و فلت، 1997).
کمالگرایان خودمحور تمایل به نشاندادن تلاش برای موفقیت و پیگیری موفقیت دارند، که منجر به بهزیستی روانشناختی میشود، در حالی که، کمالگرایان جامعهمحور، نیاز زیادی به اجتناب از شکست دارند، که منجر به سلامت روانی پایین میشود (اسلید و ائنز، 1998).
کمالگرایی خودمحور با خودکارآمدی رابطه مثبت دارد، ولی کمالگرایی جامعهمحور رابطه منفی با خودکارآمدی دارد (مارتین ، فلت، هویت، کرامز و اسزانتو ، 1996). نتایج پژوهشها با نتایج پژوهش حاضر در این زمینه همخوان است که
کمالگرایی خودمحور و جامعهمحور، به طور زیربنایی، دو بعد وسیعتر کمالگرایی هستند. ارتباط بین کمالگرایی خودمحور و سلامت، کاملاً به وسیله عاطفه، تعدیل میشود، ولی ارتباط بین کمالگرایی جامعهمحور و سلامت، تاحدی به وسیله عاطفه تعدیل میشود (مولنار و همکاران، 2006).
مقررکردن معیارهای سطح بالا، یکی از ابعاد محوری کمالگرایی است. کسانی که نمره بالاتری در کمالگرایی خودمحور میآورند، به احتمال بیشتری بعد از تجربه موفقیت، معیارهای خود را ارتقاء میدهند (کبری ، هایاکاوا و تانو ، 2009).
ارتباط معناداری بین انعطافپذیری نگرشی و هر سه شکل کمالگرایی وجود دارد. افرادی که انعطافناپذیری بیشتری در تفکر خود دارند، کمالگراتر نیز هستند. تفکر دومقولهای نیز با کمالگرایی رابطه دارد، و یکی از ویژگیهای محوریای است که منجر به حفظ کمالگرایی میشود. تفکر دومقولهای به عنوان یکی از قویترین متغیرهای پیشبینیکننده کمالگرایی منفی، تأیید شدهاست (جیاگان ، پیپیک ، جیدیک و اسریز ، 2007).
مطالعات اخیر وجود جنبههای مثبت و منفی کمالگرایی را مشابه آنچه در مدل هماچک آمدهاست، تأیید کردهاند. نظریهپردازان معتقدند این ابعاد کمالگرایی به طور متفاوت، ادراک، تفسیر و پاسخدهی افراد به پیشرفت شخصی را تحت تأثیر قرار می دهند. براین اساس، کمالگرایی بهنجار و روانرنجور به عنوان سازه های مربوط به انگیزه پیشرفت، طرحوارههای ادراکی، عاطفی و رفتاری فرد را تحت تأثیر قرار میدهند و چگونگی تفسیر فرد، احساس وی و عکسالعمل او به تلاشهای مربوط به پیشرفت را سازمان میدهند (بشارت، 1383الف).
مگنوسان ، نیاز و وایت (1996) نشان دادند که کمالگرایی منفی با خستگی صفتی جسمی و روانی رابطه دارد، درحالیکه، رابطه با کمالگرایی مثبت معکوس است (بشارت و همکاران، 2009). تمایز بین تلاش کمالگرایانه مثبت با منفی، با توجه به این سؤال که کمالگرایی چگونه با سطح انتظار مرتبط است، بررسی میشود. در بررسیها معلوم شدهاست که بیشتر بعد کوششکردن کمالگرایی با سطح انتظار رابطه دارد (استوبر و همکاران، 2008).
تجربه های زیاد شکست، همراه با معیارهای شخصی کمالگرایانه، احتمالاً دلیل خودسرزنشگری و پریشانی است، که به نوبه خود منجر به افسردگی میشود. افرادی که نمره بالایی در کمالگرایی روانرنجورانه میگیرند، به احتمال بیشتری، علایم روانشناختی شدیدتری را نشان میدهند. همچنین بسیاری از محققان، ارتباط مثبت بین کمالگرایی روانرنجورانه و اضطراب را تأیید کردهاند. به دلیل این که اضطراب تا حدی در تفاوت ادراکشده بین تقاضاهای کمالگرایانه و عملکرد واقعی ریشه دارد، کمالگرایی روانرنجورانه تأثیر منفی بر اضطراب دارد (سامی و کاندا ، 2002).
نشانه های روانتنی که یکی از فراوانترین نشانه های روانپزشکی هستند، با کمالگرایی روانرنجورانه رابطه دارند. بر اساس نظریه خودپیشبینیگری ، اورگانیستا و میراندا (1991) ادعا کردهاند که فرد کمالگرا باید نشانه های روانتنی جدیتری را گزارش کند، به این دلیل که این مسئله علتی را برای شکست، بدون تهدیدکردن عزت نفس، فراهم میکند. با این حال، در پژوهشها به ارتباط بین کمالگرایی با نشانه های روانتنی توجه زیادی نشدهاست. در مطالعهای طولی معلوم شد که کمالگرایی روانرنجورانه برخی از اثرات مضر را بر افسردگی و نشانه های روانتنی، حداقل پس از 6 هفته، اعمال میکند، ولی روی اضطراب اعمال چنین اثری تأیید نشد (سامی و کاندا، 2002).
2-8-6- کمالگرایی و سلامت جسمی
گرچه ارتباط بین کمالگرایی و سلامت روانی، در حال روشنشدن است، ارتباط بین کمالگرایی و سلامت جسمی، کمتر مورد توجه قرار گرفتهاست. پچ (1984) در مرور خود دریافت که کمالگرایی به طور معناداری با بیماریهای متنوع، مانند سندرم روده تحریکپذیر ، اختلال در نعوظ ، درد شکمی در کودکان، زخم ورم مخاط روده بزرگ ، رابطه دارد. علاوه بر این، کمالگرایی با یک سری از مشکلات بدنی، مانند سردردهای میگرنی (کوال و پریتچارد ، 1990)، درد مزمن (ون هادنهو ، 1986)، سردردها (استوت ، 1984)، و آسم (موریس ، 1961) رابطه دارد. با این حال، این مطالعات کمالگرایی را به عنوان سازهای تکبعدی مطالعه کردهاند، که این امکان را به آنان ندادهاست، که بررسی کنند که ابعاد مختلف کمالگرایی چگونه با سلامتی مرتبط هستند. یک استثناء در پژوهشها، کار وایت و اسکوایتزر (2000) بود که رابطه بین کمالگرایی با سندرم خستگی مزمن را بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که ابعاد خاصی از کمالگرایی، با سندرم خستگی مزمن رابطه دارند که بیشترین تفاوت بین گروه مبتلا به سندرم خستگی مزمن و گروه گواه، در بعد نگرانی در مورد اشتباهات و تردید در مورد اعمال بود.
اکثر مطالعات اخیر، چندین متغیر شخصیتی دیگر را که با فرسودگی ورزشی مرتبطند، مورد مطالعه قرار دادهاند. در تحقیقات متعددی که توسط افرادی همچون چن ، کی و تسای (2008)، گولد و همکاران (1996)، هیل و همکاران (2008) انجام شدهاند، کمالگرایی به فرسودگی ورزشی ربط دادهشدهاست. در مطالعهای روی 320 ورزشکار دانشگاهی، چن و همکاران (2008) دریافتند که کمالگرایی ناسازگارانه با فرسودگی مرتبط بود، در حالی که کمالگرایی سازگارانه با فرسودگی مرتبط نبود. این با تحقیقات قبلی گولد و همکاران (1996) همخوان بود. این داده ها همچنین به دلیل استانداردهای بالایی که توسط کمالگرایان سازگار رعایت میشوند، نیاز زیاد آنها برای سازماندهیکردن، و نگرانی کم آنها برای اشتباهات و ارزیابیهای دیگر، احساسی شهودی به وجود میآورند. در مقابل، کمالگرایان ناسازگار در کنار استانداردهای بالایشان و نیاز زیادشان به سازماندهی، نگرانی زیادی برای اشتباهات و ارزیابیهای دیگر دارند. این بدان معناست که افراد کمالگرای ناسازگار استانداردهای بالایی دارند که همیشه در مورد رسیدن به آنها نگرانند و نگرانی طاقتفرسایی در مورد عقاید دیگران دارند. رویهمرفته، این حالتی مخرب است (گولد و آویتلی، 2009).
فیگلی (1984) کمالگرایی، آرمانخواهی و احساس نیاز به مورد پذیرش و احترامبودن را به عنوان متغیرهای اثرگذار در فرسودگی دانستهاست. کاکلی (1992) گفت، فرسودگی بیشتر در ورزشکاران رشته های انفرادی بروز میکند تا تیمی، و این پدیده بین ورزشکاران با طبقه اجتماعی-اقتصادی متوسط و بالاتر بیشتر وجود دارد.
این پژوهش مؤید این بحث است که احساس مشروط ارزش خود، درکمالگرایی خودمحور و جامعهمحور مرکزی دیده میشود (فلت، بسر، دیویس ، و هویت، 2003)، و این که این ارتباط میتواند تلاش برای کمالگرایی ناسازگارانه را تأیید کند و آسیبپذیری نسبت به فرسودگی ورزشی را افزایش دهد (پیهیل ، کی هال ، آراپلتون ، آکزوب ، 2008). تحقیقات تجربی بسیاری پیشایندهای فرسودگی را مانند کمالگرایی، فشار والدین، استرس ادراکشده، تعهد و انگیزش مورد بررسی قرار دادهاند (هاج و همکاران، 2008).
2-9- خستگی ورزشی
2-9-1- خستگی فیزیولوژیک
تعیینکنندههای فیزیولوژیکی خستگی توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کردهاند. رابطه بین تغییرات الکترواکولوگرام ( (EOG و خستگی نیز مورد بررسی قرار گرفتهاست. تغییرپذیری ضربان قلب (HRV) و ضربان قلب نیز نشانگرهای بالقوه خستگی هستند. عوامل جسمی مانند فشار خون سیستولیک پایین، زمان روز، و ضربان قلب بالاتر با سطوح بالاتر خستگی رابطه دارند. تعدادی از صفات نیز با خستگی رابطه دارند (ویجسوریا و همکاران، 2007). بیماریهای عفونی شدید و ورزش استقامتی شدید میتوانند منجر به ازدستدادن ظرفیت اکسایشی بافت ماهیچهای شوند. بارباتو و همکاران (1995) دریافتند که میزان پلکزدن بعد از محرومیت از خواب، افزایش مییابد. در مطالعه دیگری، مشاهده شد که حرکات سریع چشم و پلک زدنهای معمولی، هنگامی بیداری با حرکات کاهشیافته چشم و پلکزدن موزون سریع در طول خستگی، جابجا میشود. در طول یک عمل شبه سلسلهای ، دامنه چشمکزدن در طول دوره عمل کاهش مییابد. مؤلفه فعالیت سمپاتیکی HRV نیز با خستگی رابطه دارد (ویجسوریا و همکاران، 2007).
2-9-2- رابطه خستگی با متغیرهای روانشناختی
نیمرخ روانشناختی حالت فرد نیز در بررسی خستگی، مهم است. عواملی که در بیثباتی هیجانی سهیماند، مانند سطوح بالاتر اضطراب حالتی، خلق افسرده، عصبانیت، و گمگشتگی در میان سطوح پایین انرژی، همگی به عنوان همبستههای بالقوه خستگی متمایز گشتهاند. تعدادی از عوامل روانشناختی مرتبط با برونگرایی و خوداتکایی در تحقیقات به عنوان تعیینکنندههای خستگی، تأیید شدهاند. محققانی که ابعاد روانشناختی تعیینکننده خستگی را بررسی کردهاند، دریافتهاند که بعد برونگرایی/ هیجانخواهی نمایانگر خستگی است. در مقابل، افرادی که نمره پایینتری در برونگرایی میگیرند، احتمال بیشتری وجود دارد که خسته شوند. در این زمینه نتایج ضد و نقیضی وجود دارد. اضطراب نیز از عوامل مستعدکننده افراد برای خستگی است. سطوح بالاتر اضطراب، گرایش به خستگی را افزایش میدهند. افرادی که اضطراب صفتی بالایی دارند، نسبت به فشارهای زندگی آسیبپذیرترند و در نتیجه، برای ابتلا به خستگی مستعدترند. افراد خودبسنده ویژگیهای شخصیتیای دارند که به درونگرا بودن، متکی به نفس بودن و مستقلبودن، مربوط هستند، و در نتیجه به دلیل این ویژگیها به احتمال کمتری خسته میشود. از سوی دیگر، افراد دارای شایستگی شخصی پایین، کمبود اراده فردی و شخصی دارند و بیشتر به بقیه وابسته هستند. با این که برخی به این نتیجه رسیدهاند که نمره های بالاتر برونگرایی با سطوح بالاتر خطر خستگی رابطه دارد، برخی پژوهشهای دیگر، سطوح پایینتر برونگرایی را با احتمال بیشتر خستگی مرتبط دانستهاند. همچنین کسانی که نمره های پایینتری در باوجدانی و ثبات هیجانی دارند، به احتمال بیشتری خسته میشوند (ویجسوریا و همکاران، 2007).
2-10- فرسودگی ورزشی
از زمانی که اسمیت (1986) مقاله خود را که مروری بر فرسودگی ورزشی در طول 20 سال گذشته بود، نوشتهاست، پژوهش در این مورد، به طور چشمگیری پیشرفت کردهاست. همچنین تعدادی نظریه نیز به وجود آمدهاند که منجر به فهم گستردهتری از این پدیده شدهاند. با این حال، در حالی که، پیشرفتهای نظریهای و تجربی حاصل شدهاند، دانش ما در این زمینه کم است (گولد و آویتلی، 2009).
دل و وینبرگ (1990) استرسزاهای مرتبط با فرسودگی را ترس از شکست، ناکامی، انتظارات بالا، اضطراب و فشار در عملکرد، معرفی کردهاند. بقیه استرسزاها که توسط مارتین ، کلی ، و اکلوند (1999) شناسایی شدهاند عبارتند از: استرس شخصی و حمایت اجتماعی. با وجود اینکه استرس میتواند در فرسودگی سهیم باشد، اکثر مطالعات حاکی از آن است که استرس مزمن بالا عامل قویای در ارتباط با فرسودگی استولی ضرورتاً منجر به فرسودگی نمیشود. رینی (1999) ارتباط بین فرسودگی و استرس، و منابع استرس را در داوران بسکتبال آزمود. مهمترین منابع استرس، عبارت بودند از: نگرانی های عملکردی، تعارضات بین فردی و فشار زمانی. در مطاله دیگری که به استرس ادراکشده و فرسودگی مرتبط بود، تیلور ، دنیل ، لیث و بروک (1990) فشارهای خطاهای ورزشی (خطایی که منجر به ازدستدادن توپ میشود) را ورزشکاران بالارتبه آزمودند و سه منبع استرس را آشکار کردند: ترس از شکست، تعارضات بین فردی و تعارضات نقش-فرهنگ. فرسودگی همچنین در طول زمان از اولین نقطه تا دومین نقطه فصل نمره های بیشتری در فرسودگی گرفتند.
در پژوهشی، شاخصهای فرسودگی فوتبال به طور چشمگیری از ابتدا تا انتهای فصل افزایش یافتند. این داده هماهنگ با داده های متعددی است که با فرسودگی در طول زمان ارتباط دارند که با داده های پیشین همخوان است. دوره استرس در طول قسمت ابتدایی آن فصل به طور چشمگیری پایینتر بود. همچنین سطوح کمبود انرژی یا استرس در اواخر فصل افزایش یافت (لایی و اسویگینز، 2003).
ورزشکاران در ورزشهای رقابتی و نیز ورزشکاران انفرادی مانند

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه رشته روانشناسی در مورد پردازش اطلاعات

پاسخی بگذارید