پایان نامه حقوق

تحقیق رایگان با موضوع وابستگی متقابل

دانلود پایان نامه

ع و مشکلات ارائه یک تعریف کارآمد از جهانی شدن نام برد:
ـ گستردگی موضوع: جهانی شدن، جمیع ابعاد زندگی انسان را تحت تأثیر قرار داده و متحول ساخته است. از کوچک‌ترین واحد و کنش‌گر اجتماعی «یعنی فرد» تا بزرگ‌ترین واحد آن یعنی «جامعه جهانی» از طریق گذر از گروه‌ها، نهادها و حکومت‌ها همه متأثر از جهانی شدن هستند و هم‌زمان بر آن اثر می‌گذارند.
ـ مرحله انتقالی: جهانی شدن یک مرحله گذار در زندگی بشریت است. فرایندی تاریخی است که به شکل امواج حرکت می‌کند و تا زمانی که به یک وضعیت پایدار تبدیل نشود تعاریف آن متنوع و متحول خواهد بود.
ـ مشکل نظری: تعریف هر پدیده‌ای، بویژه اگر پدیده مورد نظر از ابعادی این چنین گسترده برخوردار باشد، نیازمند چهارچوبی نظری است تا با استفاده از آن، پدیده مفهوم سازی شود، مفاهیم و متغیرها تعریف شوند، داده‌ها گزینش، دسته بندی و بالاخره تفسیر شوند؛ به نحوی که از کارکرد توصیفی، که حداقل کارکرد یک نظریه است برخوردار باشد. اما در این خصوص باید اذعان نمود که نظریه‌های مسلط با مشکلات عدیده‌ای رو به رو هستند که در عمل ناکارآمدی آن‌ها را عریان می‌کند. از سوی دیگر، نظریه‌ها تا آن اندازه متفاوت و متضاد هستند که نه تنها تصاویر متفاوتی از یک جهان واحد ارائه نمی‌دهد، بلکه جهان‌های متفاوتی را نیز ترسیم می‌کنند.
باتوجه به نکات فوق، برای بررسی تعاریف گوناگون از جهانی شدن، ابتدا بهتر است جایگاه «جهانی شدن» ‌ را در میان بسیاری از واژه‌های مهم دیگر نظیر «جامعه جهانی» ، «وابستگی متقابل» «گرایش‌های تمرکزگرا» ، «نظام جهانی» ‌، «یکپارچگی جهانی» ، «عمومیت یا جامعیت» ، «بین‌المللی شدن» و «جهان گرایی» روشن نماییم.
به طور کلی ریشه و مبنای کلمه جهانی شدن به جهان که ترجمه لغت «Globe» است برمی‌گردد. باید دقت داشت که جهان در عبارت جهانی شدن، ترجمه “word” یا “universe” نیست، بلکه برگرفته از Globe است. این اصطلاح در اصل به معنی «کره» یا سطح فراگیر یک جسم کروی است که با پیشوند the به معنای کل کره زمین می‌شود. براین اساس معنای لغوی Global نیز فرا گرفتن یا تأثیر گذاردن بر کل دنیا و سراسر جهان است.
در یونان باستان نیز Globe را اندیشمندانی بکار می‌بردند که سرتاسر جهان را به هم پیوسته می‌دانستند و برخی از یونانیان باستان آن را به معنای «سطح» کل جهان می‌دانستند. اما آن چیزی که هم در معنای باستان و هم در ریشه لغوی Globe مشترک است، این است که این اصطلاح برای کلیت فراگیر و به هم پیوسته جهان بشری بکار می‌رود؛ زمانی که تمامی جهان به عنوان پدیده یگانه‌ای شناخته می‌شود و می‌توان آن را به مثابه یک کل یا یک موجود به هم پیوسته دید. به همین دلیل نیز Globalization به جهانی شدن ترجمه می‌شود. آن‌گونه که «مارتین آلبرو» نیز توضیح می‌دهد، پسوند “ization” زمانی بکار می‌رود که یک فرایند دگرگونی اساسی در حال انجام است؛ مثل “Urbanization” که به معنای فرایند شهری شدن است و به روندی اطلاق می‌شود که طی آن جوامع روستایی به تدریج به جوامع شهری تبدیل می‌شوند یا عبارت “Modernization” که به معنای مدرن شدن است، یعنی فرایندی که در آن به تدریج جوامع سنتی از پوسته سنت خارج شده و مدرن می‌شوند و شاید به همین دلیل نیز ترجمه این اصطلاح به «نوسازی» ایراد داشته باشد، زیرا پیوند ization لزوماً مفهوم فاعلیت براساس طرح و برنامه خاص را در خود ندارد. بر این اساس بسیاری از مترجمان تلفظ فرانسه- فارسی آن یعنی مدرنیزاسیون را به کار می‌برند. همچنین، ترجمه Globalization به کلماتی مثل «جهانی سازی» نیز کاملاً‌ خلط مبحث است. زیرا کسانی که معتقدند، شکل گیری امر جهانی توطئه قدرت‌های سرمایه داری و گروه موجود و استثمارگرایی است که سرنخ طرح‌ها، برنامه‌ها و روندهای جهانی را در اختیار دارند، دیگر نباید از اصطلاح جهانی شدن استفاده کنند و یا باید اصطلاحات و مفاهیم دیگری نظیر جهان گرایی را برای بیان اندیشه خود و نقد جهانی شدن بکار ببرند.
از آن هنگام که «مک لوهان» خبر از تحولی داد که مبنای ارزش‌های همگن در «دهکده جهانی» شده و براساس آن، جهان بسان سلسله اعصاب مرکزی انسان، کوچک، متمرکز و حساس می‌شود، تعریف‌های متعدد توسط اندیشمندان و متفکران در رابطه با جهانی شدن ارائه شده است.
«آنتونی مک گرو» جهانی شدن را در برگیرنده نکات زیر می‌داند:
ـ فعالیت اجتماعی- سیاسی و اقتصادی در شرایط جهانی شدن بر ماورای مرزهای ملی تأثیرگذاشته و از آن‌ها تأثیر می‌پذیرند.
ـ جهانی شدن حجم کنش متقابل را افزایش می‌دهد و یک سیستم جدید جهانی پدید می‌آورد.
ـ افزایش شدت و وسعت ارتباطات، به محو شدن فاصله، موضوع‌های داخلی و خارجی می‌انجامد و ارتباطات به حدی عمق می‌یابند که هرکس در کنار زندگی محلی خود یک صبغه جهانی نیز در زندگی خویش احساس می‌کند.
ـ ارتباطات در حال رشد، مسائلی را در سطح فراملی ایجاد می‌کند که تنها از طریق همکاری جهانی قابل حل و فصل می‌باشند، تکثیر تسلیحات یا معضل مواد مخدر از جمله این موضوعات است.
ـ حجم و شدت ارتباطات، شبکه‌های به هم فشرده‌ای و بین دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی، جوامع، سازمان‌های غیردولتی و شرکت‌های چند ملیتی بوجود می‌آورد، این شبکه‌ها به ایجاد یک سیستم جهانی منجر می‌شود که محدودیت‌هایی سیستمی برای فعالیت بازیگران مزبور ایجاد می‌کند و خود مختاری آن‌ها را کاهش می‌دهد.

مطلب مشابه :  دانلود رایگان پایان نامه حقوق با موضوع دسترسی به اطلاعات

«دیوید هلد» جهانی شدن را فرایندی گریز ناپذیر می‌داند که فرایندهای دیگری را، به ویژه در زمینه تصمیم‌گیری در سیاست‌گذاری‌ها، تغییر در ماهیت سازوکارهای سیاست‌گذاری ملی، تغییر در چارچوب اعمال حقوقی و اداری دولت‌ها و غیره را نیز در درون خود جای داده است و تحولی بنیادین در فضای سازمانی، روابط اجتماعی و کنش‌های متقابل قدرت به وجود می‌آورد. این تحولات را مقتضیات خاص تاریخی جدیدی به شرح ذیل پایدار ساخته است:

ـ گسترش فعالیت‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به فراتر از مرزهای سیاسی، مناطق و قاره‌ها.
ـ جریان آزاد تجارت، سرمایه، پول، فرهنگ و اقتصاد.
ـ گسترش ارتباطات جهانی و نظام‌های حمل و نقل و ارتباطات که موجب درهم آمیختگی اندیشه‌ها و علوم می‌شود.
ـ از میان رفتن مرزهای بین امور محلی و جهانی.
همه این‌ها گویای آن است که ماهیت پدیده‌های اجتماعی در حال تغییر است و این امر می‌تواند جهان دیگری را پیش روی ما پدیدار سازد. همچنین «جان لوئیس گدیس» جهانی شدن را شامل گسترش حوزه اقتصاد، هم‌گرایی اقتصادی، وابستگی متقابل، چند جانبه ‌گرایی اقتصادی، آزاد سازی و در عین حال محدود شدن سیاست، یک جنبه ‌گرایی، جدایی طلبی و قوم‌گرایی می‌داند. «امانوئل ریشتر» نیز جهانی شدن را شکل گیری شبکه‌ای می‌داند که طی آن اجتماعاتی که قبلاً در این کره خاکی دور افتاده و منزوی بودند، در وابستگی متقابل و وحدت جهانی ادغام می‌شوند. «آلوین تافلر» جهانی شدن را عنصر دانایی دانسته که نه تنها کالا، خدمات و سرمایه بین‌المللی در نقاط مختلف دنیا به آسانی به گردش در می‌آیند، بلکه افکار و دانش بشری نیز به آسانی و بی حد و مرزتر از گذشته، مبادله می‌شوند و در واقع جهانی شدن محیط بیگانه‌ای را برای تمام کشورها به وجود می‌آورد که در آن پیوندهای بین‌المللی به حداکثر خواهد رسید. «آنتونی گیدنز» نیز جهانی شدن را فرایندی برآمده از مدرنیته می‌داند و پست مدرنیسم را به عنوان «جهانی شدن کامل» می‌داند. وی بر این اعتقاد است که مدرنیته به روش‌های زندگی یا سازمانی اجتماعی گفته می‌شود که از قرن هفدهم به بعد در اروپا نمود یافت و کم کم در حد جهانی نفوذ پیدا کرد. در واقع گیدنز، جهانی شدن را پدیده‌ای می‌داند که خودبه خود گسترش روابط اجتماعی را به دنبال خواهد داشت و افرادی را که به هم در ارتباط نیستند، به هم نزدیک می‌کند.
«رولند رابرتسون» نیز معتقد است، جهانی شدن که در قرن بیستم به صورت یک شعور کل‌گرا تجلی پیدا کرد، مستلزم وابسته کردن نقاط مرجع فردی و ملی به نقاط مرجع عام و فراطی است. از این رو، جهانی شدن ایجاد ارتباطات فرهنگی، اجتماعی و پدیده شناختی بین چهار عامل را نیز شامل می‌شود:
1ـ خویشتن فرد
2ـ جامعه ملی

3ـ نظام بین‌المللی جوامع؛ و
4ـ بشریت به طور کلی.
این چهار عامل، بر روی هم، یک «میدان جهانی» تشکیل می‌دهند که شامل تمامی اجزایی است که ما برای تحلیل جهانی شدن به آن‌ها نیاز داریم. تحت شرایط جهانی شدن ارتباطات پدیده شناختی را نسبی شدن نیر بین این چهار عامل بوجود می‌آید:
ـ خویشتن فرد، به صورت شهروند جامعه ملی، در مقایسه با تحولات در سایر جوامع به منزله نمونه‌ای از بشریت، تعریف می‌شود.
ـ یک جامعه‌ای، که روابط مسأله داری با شهروندان خود دارد از لحاظ آزادی و کنترل، خود را عنصری از جامعه ملت‌ها می‌شناسد و باید حقوق شهروندی را در زمینه حقوق بشر به طور عام تأمین کند.
ـ نظام بین‌المللی، متکی به محدودیت حاکمیتی است که جوامع ملی از آن برخوردارند که استانداردهایی را برای رفتار فردی تعیین می‌کند و کنترل واقعی بر روی آرمان‌های بشری اعمال می‌کند.
ـ بشریت، در قالب حقوق فردی تعریف می‌شود که در تمهیدات شهروندی جوامع ملی بیان شده است و از طریق نظام بین‌المللی جوامع مشروعیت پیدا می‌کند و به اجرا گذاشته می‌شود.
در یک نگرش کلی، می‌توان عناصر جهانی شدن را در موارد زیر برجسته کرد:
ـ جهانی شدن اقتصاد؛
ـ تبدیل شدن دولت‌های ملی به واحدهای اقتصادی؛
ـ ملیت زدایی (غیر ملی شدن)؛
ـ سرزمین زدایی (غیر سرزمینی شدن)؛
ـ مکان زدایی؛
ـ ظهور یک اقتصاد و فرهنگ جهانی واحد؛
ـ تبدیل جهان به یک کالبد اجتماعی واحد و ظهور یک نظم جهانی جدید؛
ـ تمرکز زدایی از ساختار، منافع و عناصر قدرت و حاکمیت؛
ـ تحلیل دولت – ملت مدرن؛
ـ تحول در الگوی زندگی اجتماعی؛
ـ سیال شدن سرمایه.
در غالب تعاریف ارائه شده، جهانی شدن فرایندی تدریجی و پایدار توصیف می‌شود که از گذشته‌ای دور یا نزدیک آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد و هرچه از عمر آن می‌گذرد، بر شتابش افزوده می‌شود. اکثر نظریه‌پردازان، دست کم تاریخی چند ده ساله برای جهانی شدن قائل و بر تشدید آن در سال‌های اخیر متفق‌القول‌اند. غالب ایشان جهانی شدن را واقعیتی اجتناب ناپذیر و غیرقابل جلوگیری می‌دانند و در بیان ویژگی‌های این پدیده، بر عواملی چون کمرنگ شدن مرزهای جغرافیایی، وابستگی متقابل کشورها به یکدیگر، سرعت زیاد در انتقال (سرمایه، فناوری، نیروی کار، ایده و…)، افزایش بی‌سابقه ارتباطات و برخوردهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی میان افراد، گروه‌ها، نهادها و دولت‌ها تأکید دارند که به فراگیر شدن تمام جوامع و افزایش پیوندها و همبستگی‌های میان دولت‌ها و جوامع تشکیل دهنده نظام جهانی مدرن می‌انجامد.
علاوه بر این‌ها، دو مفهوم فشردگی زمان و مکان در غالب تعریف‌ها مورد توجه صاحب‌نظران قرار گرفته چرا که این دو مفهوم وجه ممیزه دوران مدرن و سنتی هم به شمار می‌آیند. دوره سنتی دوره فضاهای محدود و معین محلی بود که همه فعالیت‌های اجتماعی در چارچوب این فضا و زمان محدود بود، ولی در دوران مدرن، به واسطه برخی اختراعات و پیشرفت‌ها، زمان و فضا (مکان) عمومیت یافتند که هنوز هم ادامه دارد. اختراع ساعت و ترسیم نقشه کره زمین و به دنبال آن وقایع دیگری که در جهت تراکم زمان و مکان رخ داد، باعث شد زمان مورد نیاز برای کارها کاهش یابد که این نماد خود سبب کاهش فاصله تجربی بین نقاط مختلف در مکان می‌شود. برای مثال وقتی مردم تهران بتوانند هم زمان شاهد وقایعی باشند که در نیویورک رخ داده است، می‌توان نتیجه گرفت آن‌ها واقعاً در یک مکان واحد زندگی می‌کنند.
فشردگی و تراکم زمان و مکان به تدریج افزایش یافت تا اینکه در دهه‌های اخیر به اوج خود رسید. به همین دلیل، یکی از تعابیر زیبا برای فهم جهانی شدن که هم عام بوده و همه ابعاد جهانی شدن را دربرمی‌گیرد و هم به سادگی فهمیده می‌شود، استفاده از مفهوم فشردگی زمان و مکان به عنوان ویژگی محوری جهانی شدن است که قبل وجود داشته ولی در خلال دهه‌‌‌‌‌های اخیر شتاب ناگهانی یافته است.

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان حقوق : تعدیل قرارداد

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در اینجا برای رسیدن به تعریفی مورد قبول از جهانی شدن که حتی‌الامکان واجد ویژگی‌های برجسته مورد تأکید صاحب‌نظران مختلف باشد، برخی از مباحث کلیدی صاحب‌نظران اصلی پارادایم جهانی شدن به مفهوم نوین آن را مورد استفاده قرار داده، به تعریف عام و کلی از این پدیده می‌رسیم.
بدین منظور، هم چنان که دیوید ‌هاروی محور تعریف خود را فشردگی و تراکم زمان و فضا (مکان) قرار داده و همین مفهوم مورد تأکید آنتونی گیدنز قرار گرفته است، ما نیز همین تعبیر را به عنوان ویژگی محوری در تعریف جهانی شدن می‌پذیریم. همچنین از نظریه رولند رابرتسون- از محوری‌ترین نظریه‌پردازان پارادایم جهانی شدن- که ضمن تأکید بر مفهوم در هم فشردگی جهان و تبدیل آن به مکانی واحد که دربرگیرنده همه مؤلفه‌های بشری از فرد و جامعه ملی گرفته تا نظام جوامع باشد، بر عنصر آگاهی هم به عنوان نقطه عطف این فرایند تأکید می‌ورزد، استفاده می‌کنیم و بر حضور آگاهانه مردم به عنوان یکی از ارکان اصلی پارادایم جهانی شدن تأکید خواهیم کرد.
همچنین از تعبیر مارتین آلبرو از جهانی شدن که ادغام در یک جامعه جهانی واحد را در عصر جهانی، پیش شرط جهانی شدن می‌داند و زیر نظر مالکوم وارترز که معتقد است جهانی شدن سبب کاهش محدودیت‌های جغرافیایی، ترتیب‌ها و روابط اجتماعی می‌شود، در تعریف جهانی شدن استفاده خواهیم کرد.
به این ترتیب، با استفاده از آرای صاحب‌نظران فوق، تعریفی عام و کلی از جهانی شدن و بدون توجه به بعد خاصی از آن را می‌پذیریم:
«جهانی شدن عبارت است از فرایند فشردگی زمان و مکان (فضا) که در نتیجه آن، انسان‌های دنیا به صورتی نسبتاً آگاهانه، در جامعه واحد جهانی ادغام می‌شوند و در نتیجه آن، بسیاری از محدودیت‌های جغرافیایی و سیاسی به ترتیبات اجتماعی و فرهنگی از بین می‌روند یا کاهش می‌یابند.»

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه درمورد مسئولیت کیفری

مبحث دوم: تاریخچه جهانی شدن:
اگر بنا باشد جهانی شدن را به مفهوم عام آن درنظر بگیریم، باید دنبال سابقه‌ای بسیار طولانی‌تر از چند دهه یا چند سدۀ اخیر برای آن باشیم. درباره سیر جهانی شدن و سابقه و تاریخچه آن صاحب‌نظران نظرات متفاوتی را ارائه دادند.
مالکوم وارترز در بیان سابقه جهانی شدن سه احتمال زیر را مطرح می‌کند:
«1- جهانی شدن فرایندی است که از ابتدای زندگی بشر وجود داشته و از همان زمان تأثیرات آن رو به فزونی بوده است، اما اخیراً شتابی ناگهانی در آن پدیدار شده است.
2- جهانی شدن با نوگرایی و توسعه سرمایه داری هم زمان بوده است، اما اخیراً‌ در آن شتاب ناگهانی به وجود آمده است.
3- جهانی شدن فرایندی متأخر است که با سایر فرایندهای اجتماعی نظیر فراصنعتی شدن، فرانوگرایی یا شالوده شکنی سرمایه داری همراه بوده است.»
وارترز سپس چنین نتیجه می‌گیرد که برخی ابعاد جهانی شدن همیشه به وقوع پیوسته است، اما تا نیمه هزاره دوم، توسعه این ابعاد پیوسته و منظم نبوده است. به نظر او، توسعه خطی جهانی شدن در قرون پانزده و شانزده، یعنی آغاز عصر جدید شروع شد. به این ترتیب، با پذیرش مفهوم عام جهانی شدن و بدون تأکید بر وجوه امروزی و پیچیده جهانی شدن باید به نظر آن دسته از صاحب‌نظران توجه بیش‌تری داشت که ریشه تاریخی جهانی شدن را بسیار طولانی می‌دانند و گاه حتی سابقه این پدیده را در تمدن‌های باستان جستجو می‌کنند؛ چه آن‌که این تمدن‌ها به اقتضای منطق و ساختار درونی خود، تمدن‌هایی گسترش طلب بوده و همواره از لحاظ سیاسی، نظامی و فرهنگی گرایش به گسترش و جهان‌گیر شدن داشتند. حتی ادیان الهی که همواره داعیه‌ای جهان شمول داشته و بنیان گذار تمدن‌های بزرگی بودند، بخشی از تاریخ جهانی شدن بوده‌اند.
صاحب‌نظرانی چون گوندرفرانک و امانوئل والرشتاین، معتقدند جهانی شدن هنگامی آغاز شده که نطفۀ نظام جهانی بسته شده است و این موضوع به 2500 سال پیش از میلاد مسیح برمی‌گردد. آن‌ها از پنج هزار سال تاریخ

دیدگاهتان را بنویسید