No category

پایان نامه با کلید واژه های سوره بقره، امام صادق

است، أبر سنگین و غلیظ است، و مرتع غلیظ متراکم باشد. و لغت وابل در لغت عبرى و سریانى نیز بهمین معانى است147.
گفتار سوم: سرمایه – زمین
مایه های اصلی اقتصاد و کلید بسیاری از درآمدها را خداوند در زمین قرار داده است.
آیه 22 : الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الاَرْضَ فِرَاشاً وَالسَّمَاء بِنَاء …
دومین اشاره قرآن به مسائل اقتصادی، مربوط به زمین و اهمیت آن در زندگی انسانهاست.
کلمه أرض بیش از 450 بار در قرآن آمده و این کثرت نشانگر اهمیتی است که این موهبت الهی در عرصه زندگی انسانها دارد148.
در این آیه خداوند خود را خالق آسمان، زمین، آب، محصول آن ها و سرانجام تولید کننده میوه ها معرفی می‌کند.یعنی خدا هم عوامل تولید و هم محصول را آفریده است149.
آیه 29 : هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُم مَّا فِی الاَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ اسْتَوَی اِلَی السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ … .
اوست آن کسى که آنچه در زمین است، همه را براى شما آفرید سپس به [آفرینش‏] آسمان پرداخت، و هفت آسمان را استوار کرد… .
آسمانها و زمین برای انسان آفریده شده و انسان برای آنها نیست.
پیام این آیه نیز مانند آیه 21 و 22 است که همه مخلوقات برای بهره‌وری مادی و معنوی انسان خلق شده است.
مهمترین عوامل تولید که آن‌را منشاء اصلی کلیه تولیدات اقتصادی جامعه بشری می‌توان دانست، منابع طبیعی و خدادادی است150.
آیه 36 : …وَلَکُمْ فِی الاَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ اِلَی حِینٍ.
و براى شما در زمین قرارگاه، و تا چندى برخوردارى خواهد بود.
معرفی زمین به‌عنوان قرارگاه و وسیله بهره‌برداری.
آیه 61 : وَاِذْ قُلْتُمْ یَا مُوسَی لَن نَّصْبِرَ عَلَیَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الاَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ اَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ اَدْنَی بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ اهْبِطُواْ مِصْراً فَاِنَّ لَکُم مَّا سَاَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ وَالْمَسْکَنَهُ وَبَآوُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِکَ بِاَنَّهُمْ کَانُواْ یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذَلِکَ بِمَا عَصَواْ وَّکَانُواْ یَعْتَدُونَ.
و چون گفتید: “اى موسى، هرگز بر یک [نوع‏] خوراک تاب نیاوریم، از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمین مى‏رویاند، از [قبیل‏] سبزى و خیار و سیر و عدس و پیاز، براى ما برویاند.” [موسى‏] گفت: “آیا به جاى چیز بهتر، خواهان چیز پست‏ترید؟ پس به شهر فرود آیید، که آنچه را خواسته‏اید براى شما [در آنجا مهیا] ست.” و [داغ‏] خوارى و نادارى بر [پیشانى‏] آنان زده شد، و به خشم خدا گرفتار آمدند چرا که آنان به نشانه‏هاى خدا کفر ورزیده بودند، و پیامبران را بناحق مى‏کشتند این، از آن روى بود که سرکشى نموده، و از حد درگذرانیده بودند.
روئیدن گیاهان از زمین به‌عنوان غذای انسان.
جمله ممّا تنبتُ الأرض.. عامل تولید بودن زمین و اهمیت آن در تولید محصول های کشاورزی را بیان می کند.
نقش زمین در مجموعه عوامل تولید چنان برجسته است که رویش گیاهان به‌ آن نسبت داده شده است151.
گفتار چهارم: بهره وری
بهره وری از لحاظ نظری به رابطه بین محصول و عوامل تولید تعریف می شود. نسبت ستاده به یکی از، چند تا یا همه عوامل تولید را بهره وری گویند.
بهره‌وری از مفاهیم والا و ارزشهای پایدار به‌شمار می‌رود که در فرهنگ متعالی و حیات‌بخش اسلام نیز از جایگاه رفیعی برخوردار است. وقتی در زمینه بهره‌وری از دیدگاه اسلام بحث می‌کنیم، مقصود همان برداشتی است که از مطالعه قوانین اسلامی در ابواب بهره‌وری حاصل می گردد152.
آیات سوره بقره (آیه 271: از بین بردن گناهان ، آیه261: انفاق ، آیه245: قرض الحسنه) بر نقش ایمان و اتّکای به خداوند بر افزایش بهره‌وری دلالت دارد.
یکی از آثار انفاق ازدیاد نعمت است. به این معنا که اگر از محصول تولید شده به ایتام، فقرا و سایر مصارف صدقات، انفاق کنید، محصول یا دارایی شما افزایش می‌یابد153.
گفتار پنجم: تجارت
تجارت از نظر لغت به معنای نقل اشیا از محلی به محل دیگر است. بازرگانی کردن154.
در اصطلاح به داد‌و‌ستد و مبادلاتی که طی قراردادی انجام می‌گیرد گفته می‌شود. تجارت در فقه اسلامی عبارت است از داد‌و‌ستد برای بدست آوردن سود حلال. تجارت در حقیقت وساطت در میان تولید و توزیع می‌باشد155.
در اقتصاد کلاسیک به تجارت و مبادله در سطح عمومی اهمیت چندان داده نشده است و اهل فن، مبادله و دادوستد را بیشتر در شکل مبادلات کلی در سطح بین‌المللی مطرح کرده‌اند. اما تجارت، در اقتصاد اسلامی از جایگاهی مهم و در نظام اقتصادی جامعه از نقش مؤثر برخوردار است156.
امام صادق ع می‌فرماید: نه درهم روزی انسان در تجارت قرار دارد. و ترک خرید و فروش عقل را کم می‌کند.
آیه 16 : اُوْلَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَهَ بِالْهُدَی فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا کَانُواْ مُهْتَدِینَ.
همین کسانند که گمراهى را به [بهاى‏] هدایت خریدند، در نتیجه داد و ستدشان سود [ى به بار] نیاورد و هدایت‏یافته نبودند.
آیا این تجارت و معامله برای آنها سودمند بود؟ ابداً این تجارت سودی برای آنها نداشت چون راه هدایت و سعادت واقعی را نیافتند157.
آیه 41 : … وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآیَاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَاِیَّایَ فَاتَّقُونِ.
… و آیات مرا به بهایى ناچیز نفروشید، و تنها از من پروا کنید.
“اشتراء” کنایه از مبادله است، چنان که در آیه شریفه اشتروا الضلاله بالهدى نیز به همین معناست، بنا بر این معناى “لا تشتروا” این است آیات مرا با بهاى اندک معاوضه نکنید. و اگر اشتراء به معناى معاوضه نباشد، معناى لغوى “ثمن” مراد خواهد بود، و مقصود از “ثمن قلیل” [بهاى کم‏] ریاستى بود که آنها [حىّ بن اخطب و کعب بن اشرف‏] در میان قوم یهود داشتند و نگران از دست دادن آن به دنبال اطاعت از پیامبر بودند، از این رو ریاست را با آیات الهى مبادله کردند158.
آیه 79 : فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِاَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِیَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَوَیْلٌ لَّهُم مِّمَّا کَتَبَتْ اَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا یَکْسِبُونَ.
پس واى بر کسانى که کتاب [تحریف شده‏اى‏] با دستهاى خود مى‏نویسند، سپس مى‏گویند: “این از جانب خداست”، تا بدان بهاى ناچیزى به دست آرند پس واى بر ایشان از آنچه دستهایشان نوشته، و واى بر ایشان از آنچه [از این راه‏] به دست مى‏آورند.
لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِیلًا تا او را به بهاى اندک بفروشند، منظور این است که در برابر این کار ناشایست از عوام یهود اموالى را بگیرند. خداى سبحان “ثمن” را از این نظر “ناچیز” توصیف فرموده که جزو متاعهاى دنیوى است و خداوند متاع دنیا را اندک و ناچیز شمرده و مى‏فرماید: قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلِیلٌ.
مِمَّا یَکْسِبُونَ منظور اموال حرام و رشوه‏هاى نابجایى بود که بزرگان یهود از عوام مى‏گرفتند159.
آیه 86 : اُولَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُاْ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا بِالآَخِرَهِ… .
همین کسانند که زندگى دنیا را به [بهاى‏] جهان دیگر خریدند.
آنهایى که ایمان به برخى از کتاب تورات آوردند و قسمتى را انکار کردند کسانى هستند که ریاست دنیا را در برابر آخرت و نعمتهایى که خداوند براى مؤمنین آماده کرده است خریدارى نمودند و در حقیقت خداوند ثمن را کفر به‌خدا و واگذاشتن لذات نعمتهاى اخروى و مثمن را دنیاى پست و بى‏ارزش قرار داد و پس از آن اعلام کرد که آنها از لذت‌هاى اخروى هیچگونه بهره‏اى ندارند160.
آیه 90 : بِئْسَمَا اشْتَرَوْاْ بِهِ اَنفُسَهُمْ… .
وه که به چه بد بهایى خود را فروختند… .
خداوند در مقام نکوهش یهود است که دنیا را بر آخرت و دین برگزیدند و فرمود: بد است چیزى که خویشتن را بآن فروختند و یا بد چیزى است زیرا که خویشتن را بآن فروختند161.
آیه 102 : … وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الآخِرَهِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ اَنفُسَهُمْ لَوْ کَانُواْ یَعْلَمُونَ.
…و [خلاصه‏] چیزى مى‏آموختند که برایشان زیان داشت، و سودى بدیشان نمى‏رسانید. و قطعاً [یهودیان‏] دریافته بودند که هر کس خریدار این [متاع‏] باشد، در آخرت بهره‏اى ندارد. وه که چه بد بود آنچه به جان خریدند- اگر مى‏دانستند.
اشتراء: از افتعال: بمعنى اختیار أخذ و به‌دست آوردن چیزى است در جریان أمرى، خواه بصورت معامله باشد یا غیر آن162.
آیه 175 : اُولَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُاْ الضَّلاَلَهَ بِالْهُدَی وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَهِ فَمَآ اَصْبَرَهُمْ عَلَی النَّارِ.
آنان همان کسانى هستند که گمراهى را به [بهاى‏] هدایت، و عذاب را به [ازاى‏] آمرزش خریدند، پس به راستى چه اندازه باید بر آتش شکیبا باشند!
داد ‌و ‌ستد‌های مهم همراه با عناصر محوری شش‌گانه(ارکان ستّه) فروشنده، خریدار،‌ کالا، بها، سند و شاهد است. در جریان بیع و شرای کافران، منافقان و ملحدان خریدار معلوم نیست، چون خداوند هرگز چنین داد‌و‌ستد زیانباری را امضاء نمی‌کند163.
آیه 207 : وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَوُوفٌ بِالْعِبَادِ.
و از میان مردم کسى است که جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‏فروشد، و خدا نسبت به [این‏] بندگان مهربان است.
در این تجارت فروشنده، انسان و خریدار، خداوند و کالا، جان انسان و بهای معامله، رضایت خداست164.
تجارت مسکرات :
آیه 219 : یَسْاَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا اِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَاِثْمُهُمَآ اَکْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا … .
در باره شراب و قمار، از تو مى‏پرسند، بگو: “در آن دو، گناهى بزرک، و سودهایى براى مردم است، و [لى‏] گناهشان از سودشان بزرگتر است.”… .
دادو ستد با مدرک :
آیه 282 : یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اِذَا تَدَایَنتُم بِدَیْنٍ اِلَی اَجَلٍ مُّسَمًّی فَاکْتُبُوهُ وَلْیَکْتُب بَّیْنَکُمْ کَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ یَاْبَ کَاتِبٌ اَنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیَکْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا فَان کَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا اَوْ ضَعِیفًا اَوْ لاَ یَسْتَطِیعُ اَن یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِیدَیْنِ من رِّجَالِکُمْ فَاِن لَّمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَاَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء اَن تَضِلَّ اْحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ اِحْدَاهُمَا الاُخْرَی وَلاَ یَاْبَ الشُّهَدَاء اِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْاَمُوْاْ اَن تَکْتُبُوْهُ صَغِیرًا اَو کَبِیرًا اِلَی اَجَلِهِ ذَلِکُمْ اَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَاَقْومُ لِلشَّهَادَهِ وَاَدْنَی اَلاَّ تَرْتَابُواْ اِلاَّ اَن تَکُونَ تِجَارَهً حَاضِرَهً تُدِیرُونَهَا بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ اَلاَّ تَکْتُبُوهَا وَاَشْهِدُوْاْ اِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلاَ یُضَآرَّ کَاتِبٌ وَلاَ شَهِیدٌ وَاِن تَفْعَلُواْ فَاِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.
اى کسانى که ایمان آورده‏اید، هر گاه به وامى تا سررسیدى معین، با یکدیگر معامله کردید، آن را بنویسید. و باید نویسنده‏اى [صورت معامله را] بر اساس عدالت، میان شما بنویسد. و هیچ نویسنده‏اى نباید از نوشتن خوددارى کند همان گونه [و به

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان دربارهویژگی های شخصیت، ویژگی های شخصیتی، استان فارس

دیدگاهتان را بنویسید