No category

مقاله رایگان با موضوع استیل‌کولین، گیرنده‌های، اندوتلیوم

د NO آزاد می‌شود. بدون وجود اندوتلیوم، این عوامل نمی‌توانند گشادی عروق را ایجاد کنند.NO که از L-آرژنین سنتز می‌شود گوانیلیل سیکلاز را در عضله صاف عروقی فعال کرده و غلظت cGMP را افزایش می‌دهد که با کاهش حساسیت میوفیلامنت‌ها به کلسیم باعث شل‌شدن عضله صاف می‌شود. استرس تماسی جریان خون بر روی اندوتلیوم نیز می‌تواند باعث تحریک تولید NO شود. همچنین استیل‌کولین باعث رهایش یک فاکتور هیپرپلاریزه‌کننده وابسته به اندوتلیوم می‌شود که عضله صاف را شل می‌کند. چگونگی رسیدن فاکتور به عضله صاف عروق نیز به خوبی مشخص نشده است.با این وجود راه‌های گوناگونی وجود دارد که به واسطه آن‌ها سلولهای اندوتلیال با عضله صاف عروق ارتباط برقرار می‌کنند.
اندوتلیوم یک پپتید تنگ‌کننده رگی به نام اندوتلین را نیز سنتز می‌کند، اندوتلین می‌تواند روی تون عروقی و فشارخون انسان اثر کند و ممکن است در بروز برخی حالت‌های پاتولوژیک مانند آترواسکلروزیس، هیپرتانسیون ریوی، نارسایی احتقانی قلب و نارسایی کلیه دخیل باشد (6).
شکل 1-5- اندوتلیوم و نقش وازو‌اکتیو
1-2-5- عضله صاف عروق :
عضله صاف عروق، مقاومت کل محیطی، تون شریانی و وریدی و نیز میزان توزیع جریان خون در سراسر بدن را کنترل می‌کند و به صورت لایه‌های مارپیچی یا حلقوی اطراف عروق خونی بزرگ و به صورت یک لایه حلقوی منفرد پیرامون شریانچه‌ها می‌باشند. قسمت‌هایی از سلول‌های اندوتلیال به داخل لایه عضله صاف عروق (اتصالات میواندوتلیال) نفوذ می‌کند. این استطاله‌ها برهمکنش عملی بین اندوتلیوم و عضله صاف عروق مجاور را پیشنهاد می‌کنند.
همانند سلول‌های عضله اسکلتی، برهمکنش بین میوزین و اکتین منجر به انقباض سلول‌های عضله صاف می‌شود، البته مکانیسم مولکولی که توسط آن کلسیم انقباض را تنظیم می‌کند متفاوت است مثلا عضله صاف فاقد تروپونین و کانال‌های سریع سدیمی می‌باشد. افزایش غلظت میوبلاستی کلسیم که انقباض را به راه می‌اندازد می‌تواند از طریق کانال‌های کلسیمی وابسته به ولتاژ و از طریق کانال‌های کلسیمی وابسته به گیرنده در سارکولما، همین‌طور از طریق آزادسازی کلسیم از شبکه سارکوپلاسمی به‌وجود آید. تحریکاتی که سبب شل‌شدگی یا انقباض می‌شوند شامل موادی مانند کات‌کول‌آمین‌ها، هیستامین، استیل‌کولین، سروتونین، آنژیوتانسین، پروستاگلاندین‌ها و غیره می‌باشند. چنین موادی گیرنده‌های موجود در غشای عضله صاف عروقی را فعال می‌کنند و گیرنده‌های مزبور به نوبه خود فسفولیپازc را در واکنشی جفت شده با پروتئین‌های متصل به نوکلئوتید گوانین فعال می‌کنند. فسفولیپازc، فسفاتیدیل ‌اینوزیتول ‌بیس فسفات را در غشا هیدرولیز می‌کنند و آن را به دی‌آسیل‌گلیسرول و اینوزیتول تری ‌فسفات تبدیل می‌کند که موجب آزادسازی کلسیم از شبکه سارکوپلاسمی می‌شود کلسیم به کالمودولین متصل می‌شود که آن نیز به نوبه خود به کیناز زنجیره سبک میوزین متصل می‌شود. این کمپلکس فعال شده کلسیم-کالمودولین-میوزین کیناز، زنجیره سبک میوزین را فسفریله می‌کند سپس میوزین ATPaseفسفریله شده توسط اکتین فعال می‌شود و بدین ترتیب چرخه پل‌عرضی انقباض را به راه می‌اندازد. در نهایت حساسیت دستگاه تنظیمی انقباضی به کلسیم توسط آگونیست‌ها افزایش می‌یابد. هر چند مکانیسم مربوط به این افزایش حساسیت همچنان نامعلوم است اما ظاهراًG پروتئین‌ها را درگیر می‌سازد.
فعالیت تونیک عضله صاف عروقی به ‌سادگی قابل توضیح است اما برخلاف تون عضله اسکلتی، تون عضله صاف عروق به سیستم عصبی وابسته نیست، از این رو برخی عوامل متابولیک باید مسئول حفظ این تون باشند که عوامل زیر در این امر دخیل‌اند: 1) پاسخ میوژنیک به کشش ناشی از فشار خون 2) فشار‌اکسیژن بالا در خون شریانی 3) وجود یون کلسیم (6).
1-3- کنترل هورمونی عروق خونی :
اپی‌نفرین و نوراپی‌نفرین اثر قوی بر عروق خونی محیطی اعمال می‌کنند. در عضله اسکلتی، غلطت‌های کم اپی‌نفرین عروق مقاومتی را گشاد می‌کند (اثر بتا ادرنرژیک)، اما غلطت‌های بالا تنگی عروق ایجاد می‌کند (اثر آلفا ادرنرژیک). در تمام بستر‌های عروقی اثر اولیه نوراپی‌نفرین تنگی عروقی است. در زمان تحریک، غده فوق کلیه می‌تواند اپی‌نفرین و نوراپی‌نفرین را به سیستم گردش خون آزاد کند. اما با این حال در شرایط فیزیولوژیک اثر کات‌کول‌آمین رها شده از بخش مرکزی غده فوق کلیه اهمیت کمتری نسبت به نوراپی‌نفرین آزاد شده از پایانه‌های عصب سمپاتیک دارد (6).
1-4- کنترل عصبی عروق خونی :
چندین ناحیه در بصل‌النخاع فعالیت عروق را تحت تاثیر قرار می‌دهند. تحریک ناحیه پشتی جانبی بصل‌النخاع باعث تنگی عروق می‌گردد که به صورت تونیک فعال هستند و سبب افزایش فرکانس ایمپالس‌های ارسالی در شاخه‌های انتهایی عصب به عروق و در نتیجه افزایش فشار می‌گردند. ناحیه دمی و شکمی میانی بصل‌النخاع فشار‌خون را کم می‌کند که اثرات تضعیف کننده خود را با مهار مستقیم نواحی نخاعی و مهار ناحیه پشتی جانبی بصل النخاع اعمال می‌کند که فرکانس ایمپالس‌ها را در فیبرهای وابران کم کرده وگشادی عروق ایجاد می‌کند. بنابراین تنظیم عصبی گردش‌خون ‌محیطی توسط تغییر فرکانس ایمپالس‌های عصب سمپاتیک به عروق خونی صورت می‌گیرد. فیبرهای تنگ‌کننده عروق سیستم اعصاب سمپاتیک شریان‌ها، شریانچه‌ها و ورید‌ها را عصب دهی می‌کنند اثر عصبی آن‌ها روی عروق بزرگ کمتر از شریانچه‌ها و شریان‌های کوچک است. ورید‌ها نسبت به عروق مقاومتی، بیشتر به تحریک سمپاتیک پاسخ می‌دهند یعنی در فرکانس پایین‌تری از تحریک سمپاتیک، تنگ می‌شوند. نوراپی‌نفرین نوروترانسمیتر رها شده از پایانه سمپاتیک در عروق خونی است.
فیبرهای وابران بخش جمجمه‌ای سیستم عصب پاراسمپاتیک عروق خونی سر، در‌حالی‌که فیبر‌های بخش خاجی عروق خونی دستگاه تناسلی، مثانه و روده‌بزرگ را عصب دهی می‌کنند عضله اسکلتی و پوست هیچ‌گونه عصب دهی پاراسمپاتیکی دریافت نمی‌کنند. اثر فیبرهای کولینرژیک روی مقاومت کل عروقی ناچیز است.زیرا تنها بخش کوچکی از عروق مقاومتی بدن فیبرهای پاراسمپاتیک دریافت می‌کنند (6).
1-5- سیستم کولینرژیک در عروق :
علی‌رغم فقدان اعصاب کولینرژیک در اغلب عروق، تعداد قابل‌توجهی از رسپتورهای استیل‌کولینی در بسترهای عروقی قرار دارند. رهایش استیل‌کولین نشانه بارز فعالیت پاراسمپاتیکی بوده که نقطه مقابل فعالیت اپی‌نفرین و نور‌اپی‌نفرین می‌باشد. به طور‌کلی اثرات موسکارینی استیل‌کولین به لحاظ کیفیت مانند تحریک واگ است.
تحریک رسپتور‌های کولینرژیکی اندوتلیوم در پاسخ به استیل‌کولین با رهایش عوامل ریلکس‌کننده مشتق شده از اندوتلیوم(EDRF) موجب وازودیلاسیون می‌شود. نیتریک‌اکسید (NO) اولین فاکتور ریلکس‌کننده مشتق‌شده از اندوتلیوم(EDRF) شناخته شده که در ریلکس کردن سلولهای عضله صاف عروق در پاسخ به استیل‌کولین موثر است. بدین ترتیب، استیل‌کولین تقریباَ سبب گشاد‌کردن همه عروق در invivo می‌شود. درصورتیکه اندوتلیوم آسیب ببیند تحریک رسپتورها توسط استیل‌کولین سبب انقباض عروق می‌شود. مکانیسم دیگر برای ریلکس‌ شدن عروق توسط استیل‌کولین، مهار رهایش نوراپی‌نفرین از پایانه اعصاب ادرنرژیکی است (12).
برخی از عروق خونی به عنوان مثال عروق‌کرونری در بدن توسط فیبرهای کولینرژیک پاراسمپاتیکی عصب‌دهی شده‌اند این اعصاب استیل‌کولین رها می‌کنند که به گیرنده‌های موسکارینی روی عضله صاف و یا اندوتلیوم متصل می‌شود. در بسیاری از آرتریول‌ها نشان داده شده که رسپتورهای M3بر روی اندوتلیوم عروق سبب تشکیل نیتریک اکسید ((NO شده که عامل وازودیلاسیون است. هنگامی‌که تشکیل NOمتوقف می‌شود استیل‌کولین از طریق گیرنده‌های M3 (با کوپل‌شدن با پروتئین Gq و افزایش IP3) و گیرنده‌های M2(با کوپل شدن با پروتئینGi و افزایش cAMP) باعث انقباض عضله صاف می‌شوند. این یافته‌ها نشان داد که تولید NO در عروق ‌کرونری افراد بیمار کاهش یافته‌است (13).
دو سیستم کولینرژیک بیرونی و درونی مجزا در دیواره شریان‌ها وجود دارد. سلول‌های اندوتلیال به عنوان بخش‌ درونی‌ سیستم‌ کولینرژیک، از لایه اینتیما حاوی آنزیم سنتزکننده استیل‌کولین، استیل کولین‌ ترانسفراز، موجب رهایش کولین استر شده، و دارای گیرنده‌های موسکارینی فعال می‌باشد. فیبرهای عصبی اتونوم دور‌عروق در لایه ادونتیس به عنوان بخش بیرونی بوده. این آکسون‌ها در همه جای این لایه حضور ندارند، اما بسیار گزینشی در میان و حتی در درون اندام‌ها توزیع یافتند، و از واسطه‌گرهای همراه (NO، نوروپپتیدها) استفاده می‌کنند. فرض بر این است که سیستم اینتما (سیستم کولینرژیک درونی) به عنوان یک تنظیم کننده عمومی تون پایه عروق و ساختار دیواره در پاسخ به محرک‌های لوکالی و لومنی عمل می‌کند، درحالیکه فیبرهای عصب دور‌عروقی روی بیشترین تون پایه عروق عمل می‌کنند (14).
فیبرهای عصبی کولینرژیک در آئورت سگ، موش صحرایی و موش در شبکه‌ای منفرد واقع در لایه ادونتیس سازمان یافته‌است. این شبکه‌های عصبی از فیبرهای عصبی کولینرژیکی تشکیل شده که بیشتر در ناحیه vasa vasorum توزیع یافته و ماهیت آن پاراسمپاتیکی بوده است (15).
عملکرد عروقی استیل‌کولین پیچیده است و شامل وازودیلاسیون و وازوکانستریکشن در اندوتلیوم و سلول‌های عضله صاف عروق همچنین در پایانه اعصاب ادرنرژیکی مهار ترشح نوراپی‌نفرین می‌باشد. زمانیکه استیل‌کولین به صورت invivo اضافه شد، سبب وازودیلاسیون و هنگامیکه بصورت invitro افزوده شد، سبب وازوکانستریکشن ویا عدم تغییر شد تناقض بیان شده مورد بررسی قرار گرفت تا اینکه دریافتند اثر وازودیلیتوری استیل‌کولین با واسطه فاکتورهای ریلکس‌کننده مشتق از اندوتلیوم (EDRF) در اغلب عروق خونی بوده و اثر وازوکانستریکشن مستقل از حضور یا عدم حضور اندوتلیوم است (16).
هیچ شواهدی که نشان بدهد که سلول‌های اندوتلیال به طور مستقیم توسط نورون‌های کولینرژیک عصب دهی شده اند ارائه نشده‌است سنتز استیل‌کولین در آئورت رت به اعصاب کولینرژیک محدود نمی‌شود، اما انتقال‌دهنده استیل‌کولین به طور مستقیم از آئورت به صورت اتوکرین منتشر شده و موجب مدوله کردن جریان خون لوکالی می‌شود.(17)
1-5-1- گیرنده‌های کولینرژیک در عروق :
گیرنده‌های استیل‌کولین پروتئین‌های غشایی اینتگرال هستند که به اتصال استیل‌کولین به‌عنوان نروترانسمیتر پاسخ داده وعملکرد استیل‌کولین را واسطه می‌کنند. این گیرنده‌ها به لحاظ فارماکولوژی، تمایل و حساسیتشان به مولکول‌های مختلف به دو دسته تقسیم می‌شوند:
1- گیرنده‌های نیکوتینی : این گیرنده‌ها آینوتروپیک هستند که جزء کانال‌های کاتیونی وابسته به لیگاند در نظر‌گرفته می‌شوند. این گیرنده‌ها از 5 زیرواحد پروتئینی تشکیل شده‌اند: دو زیرواحد آلفا، یک زیرواحد بتا، یک زیرواحد گاما و یک زیرواحد دلتا. این گیرنده‌ها غالبا در فرایندهای آنژیوژنز شامل مهاجرت، تکثیر و حفاظت سلول‌های اندوتلیالی دخالت دارند (55).
2- گیرنده‌های موسکارینی : این گیرنده‌ها متابوتروپیک هستند وجزء گیرنده‌های متصل‌شونده با G‌ پروتئین‌ها هستند، شامل 5 زیر تیپ M2, M1 M4, M3, و M5می‌باشند که توانایی‌های متفاوتی در کوپل‌شدن با پیامبرهای ثانویه متفاوت دارند از این رو اثرات متفاوتی را اعمال می‌کنند.
هر دو نوع گیرنده‌های موسکارینی و نیکوتینی در سلولهای اندوتلیال دیواره عروق خونی حضور دارند.
گیرنده‌های M5, M3, M1 غالباَ به G(q/11) متصل شده و فسفولیپازC را فعال می‌کنند که آبشار فسفاتیدیل‌ اینوزیتول ‌تری فسفات را به‌راه می‌اندازد که منجر به افزایش کلسیم داخل سلولی

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژه هاینهج البلاغه، انفال، نفقه

دیدگاهتان را بنویسید